تبليغاتX
یار دبستانی .:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:. دریغ است ایران که ویران شود
   

سال گذشته مطلبی تحت عنوان  فوق در مورد یکی از محبوبترین خوانندگان و اثر گذاران بر موسیقی در چند

 دهه  پیش نگاشتم و امسال نیز تنها به بازخوانی همان چند خط نوشته شما را دعوت می کنم ....

دعوتی که شاید ما را به تفکری کوتاه در مورد خودمان و  هموطنانمان وادار نماید ...

هنوز مملکتمان همان ایران است و رهبرش رهبر مستضعفان جهان و ....

هنوز هم دهانها را می بویند و دلها را ........ شاید بر سیخ کشند و سرها بر سر چوبه های دار سرفرازی

می کنند

هنرمندانش در بی توجهی می وسوزند و در روز  مرگشان همگی به ناگهان به ایدشان می افتند .

مردمانش در روزمرگی و فقر و مصیبت گرفتارند و فرزندانش تشنه محبت از سوی دولتمردانشان ... .


به ياد فريدون فروغي  

آنكه مي گفت تنها صداست كه مي ماند ! اكنون بگوييدش اين صدا ديگر به خاطره ها پيوسته است .

در اين كهن ديار هر چه گمنام تر، آسوده تر زيستن .

تا نميري هيچ نام و نشانت نپرسند ، روزي بر موجي از دستها سوارت مي كنند و تا عرش همراهيت و چون فردا رسد تو را اگر بخت همراهت باشد بر عرش خيال با رويايي خيس رهايت مي كنند .

به هر روي اين عادت دير زماني است كه با خون آريايي همنشين شده است ، فرداي سفر بسوي ابديت چه بسيار  بي مايه هاي پر ادعا از مسافر سفر كرده نردباني مي سازند تا قدشان بلندتر شود و اين رسم عاشق كشي و نخبه كشي هر روزه بدون توقف پاس داشته مي شود .... .

 

                         فريدون فروغي

سرنوشت موسيقي پاپ ايراني و خوانندگانش ، شباهت بسياري با آسمان پر ستاره شب ، در دل كوير دارد .

با ستاره هاي سر شناسش به سرمنزل مقصود مي رسيم و به سلامت از دل شب برون مي آييم . در اين دنيا نيز كم نبودند سوپر استارهايي از جنس موسيقي كه با هنرشان نبض چراغي شدند در دل شبهاي تاريك .

 

بي شك فريدون فروغي نيز يكي از اين بزرگان است . فروغي حاصل يك دهه اوج و دو دهه انزوا بود .

جسم فريدون شش سالي است كه ما را تر ك كرده است اما طنين صدايش همچنان در كوچه هاي سرزمين مادري استوار و جاودانه مانده است .

 فريدون زنده بودن را براي زندگي كردن دوست داشت نه زندگي را براي زنده بودن .

فريدون فروغي در روز نهم بمهن 1329 در تهران چشم به جهان گشود و سرانجام در روز جمعه 13 مهرماه 1380در خانه اش به زندگي وداع گفت . بي شك در روز وداع بر لبان بسياري از عاشقانش زمزمه زير محو و آهسته شنيده شد : كوچه شهر دلم بي تو كوچه غمه

 همه روز اش ابريه روز آفتابيش كمه

اما وداع فريدون و هم آغوشيش با خاك زياد هم دردناك نبود ، فريدون براي دومين بار مي ميرد ، نخستين بار وقتي مرد كه نتوانست ديگر بخواند و دومين بار وقتي مرد كه مي خواست بخواند .

فريدون فروغي خواننده ، نوازنده گيتار ، پيانو ، ارگ ، آهنگساز و شاعر نو پرداز و يكي از بزرگان عرصه موسيقي در دهه 50 بود ، او در مدت فعاليت 9 ساله اش انقلابي در موسيقي اين سرزيمن بر پا كرد و توانست با فرياد ها و ملودي هايش خواب را از چشم خفتگان بربايد و در ليست سياه خوانندگان پر طرفدار قرار بگيرد .

او همواره در فكر رسيدن به كمال بود و هميشه تلاشش بر اين بود كه اين تفكر در آثارش نمايان باشد .

در مصاحبه اي از علي فومني با زنده ياد فرهاد مهراد نظر فرهاد در مورد فريدون فروغي نيز جالب است .

فرهاد در بخشي از اين مصاحبه در مورد كارهاي فريدون مي گويد :

" تاثير كارهاي فريدون بر ملت ايران مثل تاثير آثار ويكتور خارا بر ملت شيلي بود . اگر ويكتور خارا در شيلي يك نماد تمام عيار آزادي خواهي و نترسي بود ؛ همين ويژگي را فريدون در ايران داشت و اكثر ترانه هاي سياسي و انقلابي را در دهه 50 او اجرا كرد .

بدون هيچ واهمه اي از گرفتار شدن و به همين خاطر روشنفكران و مبارزان انقلاب و دوستداران واقعي او به فريدون لقب خواننده ملي را دادند . "

فروغي با آثار اندكش در تاريخ موسيقي ايران جاودانه شد . او از اولين ترانه اش ( آدمك ) تا آخرين آنها ( تو را من چشم در راهم ) مسير پر پيچ و خمي را طي كرده است .

در تمامي ترانه هاي فروغي مي توان رد پايي از دردهاي فلسفي ، اجتماعي و سياسي را يافت دردهايي ماندگار از گذشته تا به آينده !

 

ديگه اين قوزك پا ياري رفتن نداره

لباي خشكيدم حرفي واسه گفتن نداره ... .

 

روحش شاد و يادش گرامي باد و اميد به قدرداني از تمامي بزرگاني كه اكنون در كنارمان هستند .

 

علي از وبلاگ يار دبستاني

12/ 7 / 86


http://yardabestani.blogfa.com





ششمین شماره نشریه اینترنتی سگال بزودی منتشر می شود







+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت   توسط ali  | 

 
Google PR™ - Post your Page Rank with MyGooglePageRank.com Free Hit Counter
Web Hosting AddThis Feed Button