|
|
|
|
|
آمار ميزان سطح سواد از دار الخلافه كشورمان در حاليكه ما با مشت هاي گره كرده در هوا دشمنانمان را مات و مبهوت كرده ايم و در حاليكه اين امت هميشه در صحنه و گرسنه جز باشگاه اتمي شده است و انرژي هسته اي جز لاينفك زندگي مردمانش است http://yardabestani.blogfa.com
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
روز جهاني موزه وميراث فرهنگي در قطعنامه شماره 5 دوازدهمين مجمع عمومي كميته بين المللي موزه ها "ايكوم" كه در 28 مه 1977 ميلادي در مسكو برپا شد، روز 18 مه برابر با 28 ارديبهشت روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي نام گذاري شد و از آن سال در روز ياد شده در همه كشورهاي عضو مراسمي برگزار مي شود. با نگاهي به اين روز شايد براي چند لحظه اي از اين دنياي ماشيني جدا شويم و در غباري از خيالات به روزگاران گذشته سفر نماييم . خوب است بياد بياوريم اولين باري كه به يك موزه رفته ايم : پيش رويمان يادگارهايي از هزارههاي پيشين قرار دارد . وقتي در فضاهاي ميان قفسهها و ويترينها قدم ميزنيد، انگار در راهروهاي تاريخ ايستادهايد و تاريخ در اطراف شما حركت ميكند. به هر طرف كه نگاه كنيد، چيزي هست كه نگاهتان را خيره كند و اين عجيب نيست. شما در مقابل اشيايي ايستادهايد كه قرنها را پشت سر گذاشته و نياز به مراقبتي ويژه دارند تا تعداد بيشتري از نسلهاي بعدي را ملاقات كنند. هر يك از اين اشيا داستانهاي ناگفته و خاطرههايي از گذشته را در خود دارند، شايد بتوان اين خاطرهها را تنها با نگاه لمس كرد. گنجينههاي تاريخي درون موزهها بخشي از ميراثي است كه از نسلي به نسل ديگر سپرده ميشود تا براي نسلهاي بعدي حفظ شود. ميراث فرهنگي تصويري است از شيوههاي تفكر، شيوههاي ساخت، ميزان پيشرفت در علوم و فنون و انواع و اقسام اطلاعات تاريخي ديگر و شايد دلیل این امر این است که هر حرکت و پیشرفت و نوآوری، حاصل همان میراث فرهنگی گذشتگان است. اگر چرخی اختراع میشود و به دنبال آن چرخ، درشکه، دوچرخه، موتورسیکلت، ماشین و تا بینهایت اختراع جدید به وجود میآید ... . از اينروست كه بايد همگان پاسدار ميراث گذشتگانمان باشيم . آثار باستاني ، مجموعه اي از گنجينه هاي تاريخي و فرهنگي يك كشور محسوب مي شود و دريچه ايست بسوي تاريخ كهن و شناخت اديان ، عقايد ، فرهنگ ، آداب و رسوم و گذشته هاي تاريخي اقوام و مليت هايي كه در آن كشور و يا سرزمين زندگي مي كرده اند . با نگاهي به اين آثار به جا مانده و تحقيقات و كاوشهاي صورت گرفته پنجره اي از دنياي گذشتگان پيش چشمانمان باز مي گردد . با نگاهي به موزه ها متوجه نقش ارزنده آنها در جوامع بشري مي شويم . موزه ها در واقع حافظه ماندگار تاريخ بشريت هستند و هريك از اشيا و آثاري كه در آنها قرار دارد در عين بي زباني با هزاران زبان با ما سخن مي گويند . موزه كلمه ايست يوناني كه از ( موزه يون ) به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است و بطور كلي به مكاني اتلاق مي شود كه تعدادي از اشيا و آثار بي نظير ، در مكاني به معرض ديد عموم گذاشته شده است . شايد قديمي ترين موزه دنيا را بايد موزه (British Museum ) بريتانيا دانست كه قدمتي بيش از 255 سال دارد . اما تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد به اندازه قدمت آثار تاريخيش دانست . از قرن نهم هجري يا پانزدهم ميلادي به بعد ، با انتشار سفر نامه هاي سياحان و گردشگران خارجي، ايران به عنوان يكي از كشورهاي باستاني با پيشينه فرهنگي كهن به جهان معرفي شد . (بارو بارو ) ايتاليايي يكي از نخستين كساني بود كه در سال 1472 ميلادي از تخت جمشيد بازديد كرد و در خاطراتش ، تخت جمشيد را به نام ( چهل مناره ) خوانده است . سرانجام در سال 1837 ميلادي ، (گئورگ – فريدريش گروتفند) محقق آلماني و استاد تاريخ يونان باستان توانست ، موفق به كشف رمز و قرائت خط ميخي شود . همزمان با او(هنري راولينسن ) كه يك نظامي انگليسي در ايران بود ، توانست پرده از راز كتيبه هاي بيستون بردارد . پس از اين كشف رمز كلنگ كاوشهاي باستانشناسي توسط ( ويليام كنت لوفتوس ) انگليسي در سال 1849 در شوش پايتخت باستاني عيلام بر زمين زده شد . با كشف اشيا بدست آمده و توصيفاتي كه در مورد آثار بر زبانها جاري گشت باعث شد تا پاي فرانسوي ها هم در كاوشهاي باستاني به ايران باز شود و اين در زماني بود كه ناصر الدين شاه حكومت ايران را دردست داشت . پس از لغو قراداد دمورگان در سال 1306 فرانسويان متعهد شدند تا موزه و كتابخانه اي در تهران احداث نمايند مشروط بر آنكه رياست آنرا در سه دوره متوالي ( هر دوره 15 سال ) بر عهده اتباع فرانسوي باشد . در پي آن آندره گدار فرانسوي به ايران سفر كرد تا تهيه مقدمات احداث موزه ملي ايران و كتابخانه را بر عهده گيرد . سرانجام در سال 1316 ه.ش موزه و كتابخانه رسما افتتاح شد . طراحي ساختمان موزه با الهام از طاق كسري و كاخ اردشير اول صورت گرفته و زير بناي آن 2744متر مي باشد . اين موزه در برگيرنده آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه آيينه تمام نمايي ازفرهنگ، هنر،آداب و روسوم،باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين گذشته،حال و آينده مي توان به شمار آورد. اما نكته كه بايد به آن شاره كرد ، اين است كه شايد اولين موزه در ايران را موزه ايران باستان مي دانيم اما چند سال پيش از آن ( 1295) با كمك و همكاري جمعي از ايران دوستان مجموعه اي از اشيا گرد آوري شد كه در محلي از دار الفنون نگهداري مي شد و تحت عنوان موزه ملي از آن ياد مي شود . دو سال بعد از تاسيس اين موزه ملي توسط دوستداران فرهنگ ايران اداره اي با عنوان ( اداره عتيقات ) زير نظر وزارت معارف تاسيس شد كه رياست آنرا ( ايرج ميرزا ) شاعر معروف بر عهده داشت . موزه را نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا" آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلكه تمامي نمايشگاه هاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانه ها، كتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئي و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي كند با تعمق و تفكر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف آن را بررسي نمود. موزه ها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه هاي منطقه اي ( محلي )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي )، موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان ) اما يكي از مهمترين وظايف موزه ها برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با آثار مي باشد. امار نشان مي دهد كه در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد كرده اند. كنفرانس عمومي يونسكو در نهمين جلسه خود در دهلي ( 1956 م ) تاكيد نموده است كه بازديد ازموزه ها به ويژه براي طبقه كارگران آسان تر شود و به راه هايي كه به منظور پربار شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد. و شايد يكي از دلايل عمده نامگذاري اين روز به نام روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي اين باشد كه در دنياي امروز و در اين دهكده جهاني همگان مسئول حفظ ميراث باستاني شان هستند و موظفند اين آثار را به آيندگان بسپارند . با نگاهي به موزه هاي درون ايران و خارج از آن متوجه آثار گرانبهايي مي شويم كه در موزهاي داخلي وجود دارد و چه اثار گرانبها و پر ارزشي كه به شيوه هاي مختلف در طول ساليان متمادي از كشور خارج شده و مي شود و سرانجام در موزه اي در گوشه اي از دنيا و يا در كلكسيون شخصي نقش مي بندد . از سوي ديگر در طول اين سالها با پيشرفت در زمينه كاوشها و حتي نگهداري آثار باستاني و جنبه اقتصادي آن در جذب توريسم ، با مقايسه اي ميان خود با كشورهاي همسطح از لحاظ فرهنگ يا آثار بر جاي مانده در خواهيم يافت كه به هيچ وجه جايگاه درستي را در طول اين سالها كسب نكرده ايم . علل اين عقب ماندگي ريشه در بسياري از مشكلات دارد كه شايد عمده ترين آنرا بتوان ضعف مديريت و كم توجهي يا بي توجهي مسئولان رده بالاي حكومتي يا نمايندگان مجلس دانست و همچنين نبود بودجه اي مناسب براي بازسازي ، ترميم و احيا و يا حتي نوسازي بسياري از آثار دانست . جداي از قاچاق آثار تاريخي كه توسط بسياري از عوامل و باند هاي پر نفوذ و حتي وابسته به كانونهاي قدرت صورت مي گيرد ، ميزان آثار ثبت شده ما در يونسكو بسيار تاسف بار است و همچنين نگهداري همان آثار ثبت شده و ثبت نشده ...! براي نمونه مي توان به آتش سوزي چند سال قبل در ميدان نقش جهان اشاره كرد كه نزديك بود بكلي عالي قاپو ويران شود و يا با گذشت چند سال از اقدام براي مرمت مسجد هاي ميدان نقش جهان كار بازسازي به كندي پيش مي رود . از بين رفتن سيستم گرمايشي حمام شيخ بهايي و يا تعطيلي دراز مدت منارجنبان در بسياري از روزهاي سال و ... . عمارت شمس عماره و درالفنون در تهران وضعيت مناسبي ندارند ، به كار گذاشتن دكلهاي فشار قوي برق در كنار آثار باستاني ، ايجاد طرحهاي عمراني و راه سازي بدون مطالعه و هماهنگي با سازمان ميراث فرهنگي و ... حراج اشيا عتيقه ايران در بازارهاي اروپايي و بي تفاوتي مسئولين مربوطه و يا به همين تازگي يكي از پايه ستونهاي كاخ آپادانا در محوطه شوش توسط افرادي ناشناس تخريب شد. و از همه مهمتر با همه تلاشهاي عاشقان فرهنگ ايران زمين براي نجات تنگه بلاغي و دشت پاسارگاد ، دهن كجي به آنها با ابگيري سد سيوند و از بين بردن بخش وسيعي از آثار فرهنگ و تمدن ايران باستان . با آبگيري كامل سد سيوند جداي از آثار مخرب آن به آرامگاه كوروش كبير و تخريب بخش عظيمي از دشت پاسارگاد ، چندين كارگاه ذوب فلزات و توليد نوشيدني و ... به همراه 8000 اصله درخت 500 ساله همگي به زير آب خواهند رفت . شايد در روز جهاني موزه آقاي احمدي نژاد با ژست هاي هميشگي اش پا در موزه ملي ايران بگذارد و يا رئيس ميراث فرهنگي كه بايد به او رئيس تخريب آثار فرهنگي گفت ، سخنان بسيار زيبايي در توصيف آثار باستاني نمايد اما مسلما حافظه مردمان سرزمينمان هرگز به آنها دروغ نمي گويد . مردمان ايران هنوز هم به ياد دارند كه ايت الله حلخالي چه بر سر بسياري از ميراث گرانبهاي اين سرزمين و فرزندان اين سرزمين آورد و چه نقشه هاي شومي براي تخت جمشيد داشت و هنوز هم بعد از گذشت تقريبا سه دهه رهبر ام القراي اسلامي و حومه كه از دارالخلافه به شيراز شهر كوروش كبير سفر كرده بود تنها با شنيدن عظمت تخت جمشيد آن اراجيف را به هم بافت ... . روزگاري مردماني از سرزمينمان با رفتن و بازديد از ميراث گذشتگانشان ، با ديدن اين همه عظمت ذوق هنري شان گل مي كرد و شروع به كندكاري بر روي بعضي از آثار و يا به قول خودماني يادگاري حك مي كردند . اما امروزه ديگر شايد به ندرت بتوان چنين چيزي را از مردمان سرزمينمان ديد . اين مردمان هر روز بر ارزش ميراث گذشتگانشان بيشتر واقف مي گردند و بر حفظ آن كوشا تر اما از سوي ديگربعضي از دولتمردان ومسئولين با كمال تاسف روز به روز عقب گرد مي نمايند و چون نمي توانند خود اثري زيبا را خلق نمايند ، بر هر چه زيبايي است مهربي توجهي و تخريب مي زنند . در انتها خوب است توجهي به شعارهاي هفته ميراث فرهنگي كه در سال 87 توسط ستاد بزرگداشت هفته ميراث فرهنگي، تعيين شده داشته باشيم و خودتان بگوييد جاي چه چيزي در اين ميان خالي مي باشد و حضرات به چه ميران به شعارهاي خود پايبندند : يکشنبه 29 ارديبهشت :1387 موزه عامل تحول و توسعه اجتماعي دوشنبه 30 ارديبهشت :1387 حمايت از مجموعه داران خصوصي سه شنبه 31 ارديبهشت :1387 موزه ها، پل ارتباطي فرهنگ ها چهارشنبه 1 خرداد : 1387 بزرگداشت ملاصدرا، بزرگداشت ميراث فرهنگي معنوي پنج شنبه 2 خرداد :1387 گذشته، چراغ راه آينده جمعه 3 خرداد 1387، خرمشهر، موزه زنده مقاومت شنبه 4 خرداد :1387 از ميراث فرهنگي حفاظت کنيم علي از يار دبستاني : http://yardabestani.blogfa.com
براي تمامي دوستاني كه امكان رفتن به موزه و بازديد از آنرا ندارند لينك زير را پيشنهاد مي كنم تا دوستان با مراجعه به آن متوجه شوند انقلابي كه قرار بود به ياري مستمندان بشتابد و دولتين رابين هودي اين نظام تا چه اندازه به فكر مردمان خويش هستند و بيچاره آقازاده هايشان در چه كلبه هاي محقري زندگي مي كنند آن که فرمان سرکوب کارگر اعتصابی و گرسنه نیشکر هفت تپه را صادر می کند، گلوی مطبوعات را گرفته تا ننوانند "دم" بزنند و اجازه نشست بالای 5 نفر را به صاحبان اندیشه و فعالان حقوق مدنی نمی دهد و اوین و رجائی شهر و گوهر دشت را پر کرده، درخدمت صاحبان همین قصرهاست ..... . به نقل ازپيك نت
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم فردوسی
بي شك با آمدن نام شاهنامه ، همگان بياد سراينده و خالق اين اثر حكيم فرزانه فردوسي مي افتيم . امروز بيست و پنجم ارديبهشت ماه است روزي كه در تقويم ها اين روز را بزرگداشت فردوسي نامگذاري كرده اند . شاهنامه و فردوسي دو جز لاينفك در تاريخ و ادبيات ما هستند كه مطمئنا اين شيرين زباني هاي روزمره را هم بايد مديون حافظ و پاسدار زبان مادريمان باشيم . شاهنامه سند لياقت زبان فارسي است و از دگر سوي گنجينه فرهنگ غني و پر بار ايران زمين است . اين گنجينه تنها در بردارنده تاريخ ، روايت ، داستان و اسطوره نيست . اين گنج گرانمايه آيينه تمام نماي انديشه ، رفتار ، كار و كردار ايرانيان در طول تاريخ است . شاهنامه دنيايي محسوس است ؛ نظير دنيايي كه هم اكنون در آنيم . مناظر در شاهنامه پر از جنب و جوش و تصويرها جاندار و روشن مي باشد . ... . عبر ت آموزي و پند و اندرز در تمامي داستانهاي شاهنامه به خوبي نمايان است و شايد يكي از دلايل تفاوت اين اثر با تمامي آثار مشابه در همين باشد . قرنی که فردوسی در آن می زیست ، یکی از ادوار نادر همه تاریخ 1400 ساله پس از اسلام ، ایران ماست چون برای اولین بار در این قرن بود که پس از 300 سال مبارزه مردم ایران با سلطه خلفای عرب ، ایران استقلال سیاسی و فرهنگی یافت و حاکم بر سرنوشت خود شد . در نتیجه ، دیگر بخشی از ثروت و درآمد ملی مردم ما به عنوان باج و خراج و هدیه به خارج از ایران نرفت . اگر قرن چهارم را که فردوسی در آن می زیسته ، با قرن قبل و بعد از آن مقایسه کنیم متوجه می شویم که ایران ما در مرحله خاصی از زمان قرار داشته است با توجه به قیامهای اجتماعی و عدالتخواهی مردم در قرون پیش و پس از قرن چهارم به قیامهایی چون نهضت سیاسی – مذهبی قرامطه ، ندای حق طلبانه و عرفانی حلاج در نیمه دوم قرن سوم و یا اقدامات موثر ناصر خسرو و یا پیدایش فداییان و قیام ملی حسن صباح در قرن پنجم بر می خوریم که همگی حکایت بر بیماری جامعه و ستم پیشگی حکام عرب و یا دست نشانده های آنها در این مقطع از تاریخ دارد . در فضایی که تورانیان و ترکان غزنویبه سوی دشتهای ایران می خزیدند و آل بویه و سامانیان و خوارمشاهیان و .... رو به افول می رفتند ، حکیم فرزانه با همتی بلند آغاز به پی افکندن کاخ نظم حماسه ایران نمود و توجه به اين نكته الزامي است كه در آن روزگاران مردمان سرزمينان حتي حق نداشتند در كوي و برزن به زبان مادري سخن برانند . حماسه ها غالباً سرگذشت پهلوانانی بزرگ را نشان می دهند و ظاهراً در همه حماسه های بزرگ و اساطیر حماسی همیشه پهلوانان یک نقطه ضعف دارند که رمزی از فنای ناگزیر انسان و روزنه ای از جاودانگی به میرائی است بی هیچ تردیدی می توان شاهنامه فردوسی را بزرگترین حماسه ملی جهان بشمار آورد و اگر در مقام مقایسه برآییم می بینیم که هیچ یک از حماسه های بزرگ جهان و در صدر آنها ایلیاد و مهابهاراتا و ... حماسه های زنده نیستند و نمی توانند در زمان امروز مونسی برای مردمان خویش باشند . هیچ یک از حماسه های جهان ، حماسه ملی محسوب نمی شود زیرا ایلیاد اختصاص به وقایع پهلوانی دوره کوتاهی از تاریخ جنگ تروا دارد و مهابهاراتا شامل حوادث اساطیری وگيلگمش حماسه منظوم بابلی که داستان زندگی و پهلوانی گیلگمش پادشاه مشهور اوروک است که دو سوم وجود او خدایی و الهی بوده و ... ، اما شاهنامه حماسه ملی و قومی و اساطیری و تاریخی ایرانیان است. در شاهنامه در چهارچوب حماسه ای بزرگ چند تراژدی و چند اثر غنایی وچند حماسه تمام عیار روایت شده است در شاهنامه بعنوان حماسه ملی سرزمین ما ، جریان کامل زندگی آرمانی از رزم و بزم ، عشق و پند و اندرز ، حکمت و تعلیم وتربیت ، مبارزه با دشواریها و مبارزه خیر و شر و شادی و غم و .... تصویر شده است فردوسی تاریخ سنتی ایران را براساس اساطیر وتاریخ و داستانهای رایج که در اختیار داشته به رشته نظم کشیده است در شاهنامه با تفکیک شخصیتهای اهورایی و اهریمنی و ایرانی و غیر ایرانی شاید به چشم انداز های روشنی برسیم و اگر در مقام مقایسه بر آییم مشخص ترین عناصر اهریمنی در قسمت اساطیری / پهلوانی شاهنامه : ضحاک ، افراسیاب و دیو سفید هستند که در برابر سه شخصیت درخشان و شاید بتوان گفت اهورایی شاهنامه یعنی فـــریـــدون ، کـــیـخســرو و رســـتــم قرار می گیرند ضحاک یا اژدها اگر چه با مشخصات اساطیری ظاهر می شود ولی در واقع رمز مرکبی از خاطره های دور دست و مخلوط ایرانیان از وقایع و حوادث متعددی است که از تاخت و تاز و قتل و غارت شاهان آشور و بابل پیش از تشکیل دولت ماد آغاز می شود و با اسطوره اژی دهاک که بر بابل فرمان می راند بی ارتباط نباشد بعید نیست که نام آستیاگ آخرین پادشاه ماد نیز که به اژدهاک تحریف می شود ، پس از انتقال فرمانروایی به کــــوروش کــــبــــیــر با آن خاطره تلخ گره خورده باشد و یا اینکه در شاهنامه ضحاک شاه تازیان است و اگر مسیر حرکت فریدون برای گرفتن و بستن اژدها و پایان دادن به کار او را در نظر بیاندازیم ؛ به مسیر اروند رود ( دجله ) و بغداد و بیت المقدس در غرب ایران و سرزمین سامیان برسیم ؛یعنی همان مسیری که با مقصد و لشکرکشی هـووخـشـتره و کــوروش کــبــیــر مطابقت دارد . حضور کاوه آهنگر و درفش و اختر کاویانی او را شاید بتوان علامت جاودانگی و رمز قیام و پایداری روح ملی مردمان ایران زمین دانست . يعني همان ميراثي كه فردوسي بزرگ برايمان جز زبان ماردي بر جاي گذاشته است و آن چيزي جز به پا خواستن در مقابل ظالم و برچيدن بساط و كاخ فرمانروايي اش نمي باشد . اگر فردوسي فرزانه به مدت سي سال در پاسداشت و گردآوري و به نظم كشيدن شاهنامه رنج برده است مردمان اين ام القراي اسلامي نيز بعد از قرنها پس از فردوسي مدت سي سال است كه با ظالمان و وطن فروشان در حال مبارزه اند . مردماني هم مسلك و هم خون خودمان كه بر اريكه قدرت نشسته اند و شرافت را با طلا معيار مي سنجند . مردماني كه دختران وطن را به حجله بيگانه مي فرستند و خود نيز در كامجويي از ميراثمان دست هر بيگانه اي را از پشست بسته اند . رهبراني كه خليج هميشه فارس را پيش فروش به اعراب كرده اند و رهبر مسلمانان جهان و حومه در شيراز شهر كوروش كبير به آرمانهاي والاي كوروش در حضور تمامي آريايها توهين مي كند و همگي خاموش در برابرش تنها نظاره گريم ... . شايد فردوسي در آن روزگاران برايش فرصتي پيش آمده تا سفري به عصر ما داشته باشد و الا چگونه ممكن است اين چنين سرنوشتمان با سرنوشت شخصيتهاي شاهنامه گره خورده باشد .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
همبستگی و همراهی با فرزاد کمانگر فرزاد کمانگر یکی از با شرف ترین معلمان ایرانی است که در برابر ظلم و ستم موجود سکوت نکرده است. در پی اعلام روز همبستگی و همراهی با فرزاد کمانگر تعدادی از دانشجویان و اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با گردهمایی در کنار مقبره کورش کبیر "پایه گذار منشور جهانی حقوق بشر" ضمن اعتراض به نقض سیستماتیک حقوق بشر خواستار آزادی معلم اعدامی، فرزاد کمانگر شدند. در این مراسم کیکی به همین مناسبت نیز تهیه شده بود که پس از پایان مراسم به همراه رنجنامه و نامه های فرزاد کمانگر در بین حاضرین توزیع گردید. در پایان مراسم بیانیه ای نیز قرائت شد. رنجنامه فرزاد كمانگر در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت توسط ali
|
|
||