تبليغاتX
یار دبستانی .:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:. دریغ است ایران که ویران شود
 

  

                 نگاهي به تاريخچه روز جهاني زن ( هشتم مارس )

 

در تاريخ مبارزات سياسي ـ اجتماعي ، روزهائی فراموش نشدني و ماندگار وجود دارند که بعنوان نشانه و مظهر هر مبارزه درحافظه تاريخ ثبت شده است. بزرگداشت چنين روزهايي، فراخواني است جهت ادامه مبارزه عليه نابرابري ، عدالت سياسي و اجتماعي. هر سال با ياد و بياد اين روزهاي جاوداني، آرزوها و  اهداف مبارزه با صدای بلند و رسا اعلام ميشود. هر سال  به جهانيان گوشزد ميشود که اين آمال و آرزوها زنده اند و تضادهاي موجود حل نشده است. هشتم مارس يکی از اين روزهاي جاوداني و بياد ماندني است .

 

هشتم مارس برابر با روز جهانی زن و روز مخالفت با کلیه قوانین زن ستیز و نابرابری جنسیتی است .

اين روز روز همبستگى براى مبارزه در راه برابرى حقوق و شرايط بهتر كارى و زندگى  زنان است .

 

                                      گرامي باد هشتم مارس روز جهاني زن

 

در هشتم مارس 1857، زنان کارگر كارخانجات نساجي در آمريکا جهت بهبود شرايط کار ، ساعات کار طولانی  دستمزد اندک و محروميت از هر گونه امکانات رفاهي. بعلاوه كار و مسئوليت سنگين نگهداری فرزندان و کار در خانه به خيابان ها آمدند و عليه نابرابري ، افزايش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرايط کار قيام كردند. اين مبارزه، نقطه عطفي در تاريخ مبارزه زنان کارگر در آمريكا بود كه بعد ها در سراسرجهان گسترش يافت. 8 مارس 1857، بازتاب مقاومت و مبارزه زنانی بود که با روند پرشتاب رشد صنعت و توليد به عرصه کار خارج ازخانه جلب می شدند .

خاطره اين اعتصاب براى كارگران نساجى باقى ماند. نارضايتى عمومى ازاين  شرايط براى زنان كارگر ادامه داشت ، تا سر انجام  درهشتم مارس  سال ۱۹۰۸ ، بعد از گذشت بيش از پنجاه سال  كارگران زن كارخانه نساجى كتان در شهر نيويورك با خاطره اعتصاب در اين روز،  به دليل تبعيض و محروميت و فشار زياد كار در مقابل حقوق بسيار كم اعتصاب خود را شروع كردند. صاحب اين كارخانه به همراه نگهبانان براى جلوگيرى از همبستگى كارگران ديگر بخش ها با اين  اعتصاب و سرايت آن به بخش هاى ديگر اين زنان را در  محل كار خود در كارخانه محبوس كرد. به دلايل ناشناخته اى آتش در كارخانه درگرفت و فقط تعداد كمى از كارگران زن محبوس توانستند خود را نجات دهند. ۱۲۹ كارگر زن در آتش سوختند .

ايده انتخاب روزی از سال بعنوان « روز زن » نخستين بار در جريان مبارزه زنان نيويورك بود که  با  شعار

 « حق رای برای زنان» مطرح شد. اين شعار خصلتی فراگير داشت و جمع كثيري از زنان را از اقشار و طبقات مختلف در بر می گرفت. زنان در پشت اين شعار، برسميت شناساندن هويت سياسي ـ اجتماعی خويش را جستجو می کردند. واقعيتی که در نظامهای مردسالار، قرن هاي متمادي ناديده گرفته می شد. صد ها زن شركت كننده در تظاهرات 23 فوريه 1909 پيشنهاد کردند : هر سال در روز يکشنبه آخر فوريه، تظاهراتي سراسری در آمريکا بمناسبت « روز زن » برگزار شود .

از جمله  يكى از مهمترين مدافعان حقوق زنان  در كشور آلمان خانم كلارا زتكين  (۱۸۵۷_۱۹۳۳  )  خواست هاى مبارزان زن در آلمان را مبنى بر هشت ساعت كار در روز براى زنان  همينطور حق داشتن تعطيلات و مرخصى  زايمان  و برابرى حقوق در مقابل قانون مطرح كرد .

سرانجام در سال 1910، دومین کنفرانس زنان سوسیالیست که کلاً را زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین روز بین المللی زن پرداخت زنان سوسیالیست اتریشی قبلاً روز اول ماه  را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه می جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز 19 مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال 1848 علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، از جمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. دومین کنفرانس زنان سوسیالیست تاریخ برگزاری نخستین مراسم « روز زن» را 19 مارس 1911 تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین«روز جهانی زن» به بعد موکول شد .

در روز نوزدهم مارس 1911 نیز در اکثر شهرهای آلمان، اتریش، سوئس ، دانمارک و امريكا صدای اعتراض زنان آزادی خواه طنين اندازگشت و هر چند باز هم پلیس به تظاهر کنندگان حمله برد و با کتک زدن و زخمی کردن زنان آنها به متفرق کرد اما خاطره و یادبود برگزاری یک روز بین المللی به عنوان روز جهنی زن را در اذهان به یادگار گذاشت .

سرانجام در سال 1913 دبیرخانه بین المللی زنان که یکی از نهاد های انترناسیونال سوسیالیستی دوم بود روز هشتم مارس را برای گرامی داشت خاطره ی زنان آزادی خواه آمریکایی به عنوان روز جهانی زن اعلام کرد و در همان سال نیز در سراسر اروپا، آمریکا و روسیه تزاری زنان این بزرگداشت را بصورت تظاهرات و سخنرانی با شکوه هر چه تمام تر برگزار کردند اما از سال 1914 که اروپا درگیر جنگ جهانی شده بود زنان آزادی  خواه تلاش کردند که این سالگرد را تحت شعار« علیه جنگ » برگزار کنند ولی از آنجایی که در اروپا کشور ها به دو دسته ی موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند این دو دستگی و شکاف در کلیه ی صفوف از جمله صفوف زنان نیز مشاهده شده و همین امر مانع برگزاری یکدست و سراسری هشتم مارس شد.

در فاصله دو جنگ جهانى علاوه بر موضوعات قبلى  حق قانونى سقط جنين و حمايت از مادران نيز از اهميت خاصى برخوردار شد. اين مبارزه به يك حركت بزرگ تبديل شد به دليل بحران اقتصادى كه در آن زمان تمام اروپا را در بر گرفته بود، سالانه حدود يك ميليون زن وادار به سقط جنين  مى شدند. به دنبال آثار منفى اين سقط جنين هاى غير قانونى در سال ۱۹۳۱ تنها در آلمان حدود ۴۴۰۰۰ زن  به مرگ رسيدند .

از طرف ديگر مسئله برابرى مزد در مقابل كار برابر، كوتاه كردن ساعات كار، پايين آوردن قيمت اجناس وغيره نيزاز خواست هاى زنان  بودند.  خواست هايى كه براى امروز ما هم غريبه نيستند .

با روى كار آمدن حكومت ديكتاتورى فاشيستى در كشور آلمان و ممنوع كردن هرگونه تشكل مخالف امكان برگزارى اين روز غير ممكن گرديد . علی رغم همه محدودیت هایی که اعمال شده بود در سال 1936 زنان تظاهرات بزرگی در شهر برلین برگزار کردند و در همان روز نیز دولت فاشیستی وقت اسپانیا شاهد تظاهرات 30000 زن کمونیست و جمهوری خواه با شعار محوری « برابری و صلح» بود که خود نقطه عطفی در تاریخ جنبشهای زنان به شمار می رود، در پی صورت گرفتن جنگ جهانی دوم جنبشها و انقلابهای رهایی بخش در کشورهای مختلفی شکل گرفت به عنوان مثال کشور چین با تعداد بالای زنان و مردانش گامهای بزرگی را در جهت آزادی و رهایی زنان برداشت ، در آن دوره اکثر دولتها و جنبشهای مترقی وانقلابی از برگزاری سالگرد هشتم مارس به عنوان یکی از نمادهای آزادی خواه حمایت زیادی می کردند .  

 

بعد از جنگ جهانى دوم در كشورهاى اروپاى شرقى جشن روز زنان در سال ۱۹۴۶ دوباره برگزار شد. در اين كشورها روز زن به عنوان جشن رسمى و از طريق دولتى نيز به دليل نشان دادن تمايلات حكومت به بهبود وضع زنان گرامى داشته مى شد .

در دهه 1960 دیگر در کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکایی لاتین نیز جنبشهای مردمی آزادی خواه و رهایی بخش به پا خواسته بودند و حتی در کشور های سرمایه داری و پیشرفته نیز که جنبشهای آزاد و ترقی خواهانه به اوج خود رسیده بود جنبشهای رهایی و آزادی زن حضور و گستردگی چشم گیری پیدا کرده بود در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی به پا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تعمین شغلی ، منع آزار جنسی ، ضدیت با هرزه نگاری ، کاهش ساعت کار روزانه و غیره مطرح شد .

این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه ها پیشروی کند . در تظاهرات هشتم مارس 1969 زنان در دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ در ویتنام تظاهرات کردند سرانجام در سال 1975 سازمان ملل متحد روز هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخته و با خاتمه جنگ بخصوص بعد از دهه هفتاد با توسعه سرمایه داری و صنعتی شدن به کشورهای عقب مانده و جهان سومی تعداد بسیار بیشتری از زنان درگیر تحصیل و کار شدند با این وجود این جوامع هنوز زنان در موقعیتی درجه دوم نسبت به مردان قرار داشتند و این تناقض به نظام مردسالارانه و همچنان مسئله آزادی زنان را حادتر و انفجاری تر از گذشته مطرح نگاه داشت .

 

در ايران اما  ، در سال 1285 شمسي كه فرمان مشروطه امضا شد و نهضت مشروطه خواهان ايران رسما به پيروزي رسيد باز هم ، زنان از دستاوردهاي آن بهره اي نبردند. شايد سهم خواهي زنانه از مواهب استقرار قانون از سوي زنان مشروطه طلب كه با حضور خود به تحقق روياي مشروطيت كمك نمودند به طور جدي مطرح نشد و يا اگر در موارد محدودي مطرح شد از سوي مردان كه نگارنده ي قانون و پس از آن راوي تاريخ مشروطه بودند چيزي بيش از يك شوخي تلقي نشد. همين امر باعث شد كه زنان پس از گذشت يك قرن از مشروطه همچنان نيمه‌ي فرودست جامعه باقي بمانند .

درسال 1301 هجري شمسي جمعيت <پيك سعادت نسوان> در شهر رشت نخستين توجه‌ها را به 8 مارس به عنوان روز جهاني زن نشان دادند. بعدها اولين راهپيمايي رسمي براي بزرگداشت روز جهاني زن در ايران در سال 1331 برگزار شد و زنان در آن زمان اگرچه تحت نظارت ، به خيابان‌ها آمدند تا هشتم مارس را گرامي بدارند. از اين تاريخ به بعد به جز در مقطع انقلا‌ب ديگر هرگز هشتم مارس به عنوان يك حركت همگاني كه جمع بزرگي از زنان و مردان را براي توجه نمادين به حقوق زنان و بيان مطالبات اجتماعي، حقوقي، سياسي و اقتصادي اين گروه از جامعه به خيابان‌ها مي‌كشد، تكرار نشد .

در اواخر دهه 50 كمي پيش از به ثمر نشستن انقلا‌ب در بهمن  1357باعث شد تا باز هم  زنان را گردهم آورد ، زنان در خط مقدم مبارزه نقشي چشمگير داشتند. بلافاصله بعد از برقراری جمهوری اسلامي، دهها هزار زن، تظاهرات 8 مارس را عليه حجاب اجباری و تحقير و تبعيض جنسی بر پا کردند. تظاهرات زنان نخستين مقاومت و اعتراض سازمان يافته در برابر حكومت جديد بود. اين حرکت، تاکيدی بود بر نقش برجسته و غير قابل انکار زنان در صحنه سياسی ـ اجتماعي كشور و نشانه ای بود از اهميت و جديت مسئله زن در جامعه ايران.

 تظاهرات هشتم مارس (17 اسفند57) نقش مهمی در زدودن توهم نسبت به رژيم جديد در جامعه و جهان بازی کرد. هفدهم اسفند  1357« روز جهاني زن »  به يک روز مبارزاتی بياد ماندنی در تاريخ جنبش زنان ايران تبديل شد. يک نمونه الهام بخش برای زنان فردا كه در تجربه انقلاب 57 مستقيما شرکت نداشتند و امروز در صفوف مقدم مبارزه ايستاده اند . و درست چند روز بعد از اين كارزار بود كه بيانگذار انقلاب اسلامي باز هم به صراحت در مقابل اين خواسته ها اعلام كرد كه خدعه كرده و تقيه پيش نموده است .

اين چنين اين روند مبارزاتي با توجه به استقرار حكومتي انقلابي و وجود تسويه حسابهاي فراوان و معادلات خوش رنگ سياسي و خوش رقصي هاي گروه هاي فشار و خاموشي اكثريت جامعه هم مردان و هم زنان تبديل به آتشي زير خاكستر شد .... .

      دولت جمهوری اسلامي، هشتم مارس  روز جهاني زن را غيرقانونی و ممنوع اعلام کرده است و اين کار خشم  و نارضايتی را در بين زنان آزاديخواه و آگاه جامعه دامن زد. گرچه برگزاری مراسم« روز جهانی زن» در کشور ما ، غير قانونی است با اين وجود بخشي از  زنان آزاديخواه و مبارز كشور ما ، هشتم مارس روز جهاني زن را برگزار مي كنند و برای رهائی و دستيابی به اهداف و خواسته هايشان می کوشند .

متاسفانه با نگاهي به مبارزات و تلاشهاي آزاديخواهان باز هم به دفعات مشاهده مي شود كه بخش عظيمي از اجتماع و بسياري از مبارزين در پاسداشت اين روز كو شا و سهيم نيستند .

بسياري از دوستان هم با پيش كشيدن بحث هاي از قبيل فمنيسم و پا فشاري بر اعتقادات سنتي و باورهاي مرد سالارانه كه اين باورها هم در مردان و هم در بسياري از زنان كشورمان ديده مي شود از حضور و شركت در اين كارزار گريزانند .

چيزي كه بيشتر از همه در اين سالها نمود پيدا كرده است ، محدود شدن به يك روز مشخص و برگزاري كارهاي هميشگي و كليشه اي مي باشد . و در اين ميان بيشتر هزينه و بار مبارزه بر دوش زنان و مرداني است كه پيشرو در برقراري و باز خواست حقوق اوليه انساني مي باشند .

كمپين يك ميليون امضا با ظهورش جرقه اي از اميد را بر دلهاي خسته زد اما اين جرقه براي شعله ور شدن نياز به هيزمي دارد هيزمي كه مطمئنا در روز شكل گيري كارزار خود به خود گرد اين جرقه جمع مي شود اما براي تمامي مبارزيني كه در اين راه گام برداشته اند ، وزش نسيمي مطمئنا لازم است تا خبر از بايد ها و نبايد ها ببرد .

نسيمي كه بايد با لطافتش روح نسلي جوان را به جوشش آورد ، نسيمي كه بايد دوست دارم ها را دوباره به اين نسل ياد اور شود .

پس چه خوب است ، به هم بپوندیم تا ستمگران بر خود بلرزند ، متحد شویم و سرود بهتر زیستن را بخوانیم.

همگي دست در دست يكديگر دهيم و دست تمامي قربانيان فقر ، جنگ ، جهل، بیماری و سوء تغذیه، تجاوز، خشونت، بی کاری، سیل و زلزله ، مهاجرتهای اجباری ، تجارت سکس، فشارهای اجتماعی ، تهاجمات فرهنگی، تظلمات سیاسی و مذهبی و ... را بگيريم .

 

گرامي باد روز هشتم مارس       پاينده ايران  

 

 علي از وبلاگ  يار دبستاني    

http://yardabestani.blogfa.com

 

نقل مطلب با درج و ذكر منبع بلامانع است .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت   توسط ali  | 

 

                  ممنوع الخروج شدن پروين اردلان

پروين اردلان، هنگام خروج از کشور برای شرکت در مراسم اهدای جايزه اولاف پالمه ممنوع الخروج شد، تغيير برای برابری
تغيير برای برابری : پروين اردلان که بامداد امروز ، برای شرکت در مراسم اهدای جايزه اولاف پالمه ، عازم استکهلم بود ، پس از انجام تشريفات قانونی خروج از کشور و سوار شدن به هواپيما ، با حکم دادستانی از هواپيما پياده شد و پس از آن نيز گذرنامه وی ضبط شد .

وی در گفتگو با تغيير برای برابری گفت : من نه ممنوع الخروج بودم و نه هنگام کنترل گذرنامه در اين زمينه صحبتی با من شد ، اما بعد از آن که سوار هواپيما شدم ، اسمم از بلندگوی هواپيما اعلام شد و با آمدن ماموران فرودگاه ، به کادر پرواز اير فرانس گفته شد که من ممنوع الخروج هستم و نمی توانم از ايران خارج شوم . وی اضافه کرد ، پس از ضبط گذرنامه ، به من برگه ای داده شد که طبق آن بايد طی روزهای آينده ،برای رسيدگی به وضعيت ممنوع الخروجی ام به اداره کل امور گذرنامه نهاد رياست جمهوری مراجعه کنم .

بنياد مستقل و غير دولتی اولاف پالمه ، قرار بود در تاريخ ۶ مارس جايزه سال ۲۰۰۷ خود را به پاس تلاشهای برابری خواهانه در جنبش زنان به پروين اردلان اهدا کند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت   توسط ali  | 

 

             فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای نجات جان آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ

                                                كانون وبلاگ نويسان ايران


کانون وبلاگ نویسان ایران ( پن لاگ) تایید حکماعدام آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را محکوم میکند و از همه وبلاگ نویسان و آزادیخواهان در ایران و جهان برای نجات جان آقای مهرنهاد کمک می طلبد.
آقای مهرنهاد وبلاگ نویس 28 ساله بلوچ و پدر سه فرزند , تنها جرمش ایجاد یک نهاد قانونی برای جوانان بلوچ بوده است. او پس از ده ماه شکنجه و اسارت به جرم واهی محاربه و ارتباط با گروههای غیر قانونی به اعدام محکوم شده است.

                                       نجات جان مهرنهاد
خانواده او معتقد هستند که به آقای مهرنهاد در اثر شکنجه آسیب جدی وارد شده و حکم اعدام برای از بین بردن مدرک جرم صادر شده است با تایید حکم اعدام این حکم هر لحظه ممکن است به اجرا در آید.
کانون وبلاگ نویسان ایران بدعت اعدام وبلاگ نویسان را به شدت محکوم میکندو از همه وبلاگ نویسان دعوت میکند که از روز چهارشنبه اول اسفند به مدت یک هفته نام وبلاگ خود را به "مهرنهاد را آزاد کنید" تغییر دهند .کانون وبلاگ نویسان ایران از وبلاگ نویسان و آزاداندیشان میخواهد که در طول این هفته همه تلاش خود را برای لغو حکم اعدام و آزادی یعقوب مهرنهاد به کار گیرند و با تماس با وبلاگ های دیگر و ارگانهای حقوق بشر در هر شهر و کشوری که هستند از اجرای این حکم ناعادلانه جلوگیری کنند.

 باشد که تلاش همگانی ما انسان بیگناهی را از طناب دار برهاند .

کانون وبلاگ نویسان ایران((پن لاگ)


                                                 پ . ر . و . ك . س . ي

 

                                        http://www.cleanwork.info

                                  http://www.orproxy.com

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت   توسط ali  | 

 
Google PR™ - Post your Page Rank with MyGooglePageRank.com Free Hit Counter
Web Hosting AddThis Feed Button