تبليغاتX
یار دبستانی .:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:. دریغ است ایران که ویران شود
 

        سينا پايمرد در آستانه اعدام   

 
 
  

                       سينا پايمرد را نجات دهيم

Sina Paymard Facing Imminent Execution   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

       اتاق معجزه در ام القرا !

 

                                    اتاق معجزه

 

مسلما تمام كساني كه به قول معروف گذر پوستشان به دباغ خانه اهل ولايت فقيه خورده باشد ، به خوبي اتاق معجزه را مي شناسند ، تمامي دوستاني كه اين چند سطر را هم  بخوانند به خوبي متوجه منظور خواهند شد .

اتاق معجزه ، جايي است كه در آن اتاق اتفاقات غير قابل توجيه و باورنكردني و اعمال متحير العقولي اتفاق مي افتد .

در اين اتاق بر شما و تمامي كساني كه در حال مشاهده شما در همان لحظه يا بعد ها خواهند بود ، ثابت خواهد شد كه معجزه تنها مختص به پيامبران نيست و هر انساني اگر در شرايط احراز  بر آيد مي تواند دست به خلق معجزه زند .

 

اين اتاقها عموما تا قبل از خلق معجزه تاريك هستند و تنها باريكه اي از نور به  درون مي تابد كه اين نور هم در كنار ديوارهايي كه به دورتان مي چرخد و هجوم مشتها و هجمه دشنامها و ... چيز كم اهميتي مي نمايد .

اما به ناگهان بعد از تحمل هر فردي و روشهاي به كار گرفته شده براي او  معجزه ظهور مي كند .

حالا ديگر اين اتاق معجزه نورباران شده است ، پرژكتورها بررويتان نورافشاني مي كنند و دوربينها بر چهريتان زوم !

ديگر صداي شماست كه ثبت در تاريخي كه مي خواهند به يادگار بماند ، مي شود .

با آمدن نام چراغ شايد به ياد روشنايي بي افتيم اما ، در چندساله اخير در فرهنگ تلويزيوني و اعتراف گيري برنامه هايي از قبيل چراغ و هويت ديگر نامهايي آشنا هستند .

برنامه هايي كه شايد ابتدا در سياهچالها، اعترافاتي را كه بايد مي كردي بروي كاغذ نوشته مي شد و بعد شما پايش را امضا مي كردي اما با پيشرفت تكنولوژي و بعد اثر گذاري بر مردمان ام القرا اين شيوه ها نيز پيشرفت كردند و با كمك و همفكري سعيد امامي ها و شريعتمداري ها ، بزرگاني چون سعيدي سيرجاني ، سيامك پورزند  و ... تا محمدي و افشاري و ... ديگراني را به پاي اين شوي تبليغاتي كشاندند .

در مورد ديگر زندانيان و فعالين سياسي و اجنماعي هم اگر اعترافات تلويزيوني در كار نبود اما توبه نامه ها و مدارك جعلي را آنقدر در اتاق معجزه به آنها نشان مي دهند،  كه آنها هم كم كم باورشان مي شود تمامي اين اعمال از خودشان سر زده است و پاي هر ورق نانوشته اي را هم به اجبار امضا مي كنند .

اما در مورد اثر گذاري اين اعترافات و شوهاي تكراري بر مردمان خوبست كمي به عقب باز گرديم .

در زمان پيش از انقلاب روحانيون و اسلاميون معتقد بودند اگر يك سال تلويزيون را در دست  داشته باشند حكومت سرنگون و جامعه اصلاح مي شود !

اما اكنون با گذشت 28 سال از انقلاب اسلامي نه تنها اين امر تحقق نيافته ، بلكه بي اعتمادي مردمان روز به روز از رسانه اي كه به اجبار ميخواهند ملي بنامندش  بيشتر مي شود .

مردم كه با گوشها و چشمان  خود سخنان آيت الله خميني را در بهشت زهرا در مورد اصلاح و اسلامي كردن تلويزيون و رسانه ها شنيدند به خوبي اكنون معناي اسلامي بودن را دريافتند .

امشب و فردا شب هم البته با چند سال تاخير ، چون سالهاي گذشته پروژه اعترافات تلويزيوني بر روي آنتن مي رود تا صحت و قدرت اتاق  معجزه بر همگان اثبات شود .

در انتها اگر پروژه سركوب  به اين نحو بخواهد ادامه يابد، باید علاوه بر اظهاراتی که درباره کوتای خزنده ، برپايي انقلاب مخملي ، مقابله با معجزه هزاره سوم ، سیاه نمایی ، پیگیری و خط گیری منافع بیگانگان موارد زیر را اعلام کرد تا حساب کار دست  همگان باشد :  

1- هر یک از فعالين سياسي و اجتماعي مطمئنا براي يكبار هم كه شده برنج تایلندی ، پاکستانی خورده اند .

2- بدون تردید اگر منزلشان جستجو شود ، وسایل چینی در منزلشان یافت خواهد شد .

3- بارها در عمرشان مرغ وارداتی خورده اند و يا پنير دانماركي و شيريني دانماركي سابق  و ناپلئوني را در معده هايشان انباشته اند .

4- بی تردید ، در همین پاییز گذشته پرتقال اسپانیایی میل فرموده اند .

5- سالها ست که موز آمریکای لاتین می خورند .

6- در پرونده اینان شواهد عدیده وجود دارد که بر بویینگ های آمریکایی ، توپولف های روسی سوار شده اند .

البته شواهد دیگری از این که اینان از غرب و شرق تغدیه شده اند وجود دارد . .... .

 

ما در داخل كشور دشمن داريم ، در خارج از كشور دشمن داريم ، اين نكته ايست كه نبايد در هيچ لحظه از نظر ما دور بماند . ...  نه تنها دشمنان بلكه كساني  كه سكوت مي كنند و به حد كافي دشمنان را افشا نمي كنند نيز بايد حذف و نابود شوند . " استالين "

 

علي از وبلاگ يار دبستاني http://yardabestani.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

هنوز چند ماهي نيست كه وزير كشور آن سخنان جنجالي اش را در باره ازدواج موقت و رواج آن در جامعه بيان كرده است و در حدود 3ماه است كه طرح مبارزه با بدحجابي و بقيه مبارزه ها در سطح جامعه در حال جريان است و خبر از گستردگي طرح  در مرداد ماه شده است .

اعتياد كه همچنان به قوت خود باقي است و تورم كه هر روز سير صعودي خودش را طي مي كند از بنزين و بقيه مسائل ديگر هم كه بگذريم خوب است نظري به خبر روز 20 تير ماه در سايت بازتاب بكنيم :

اما پيش از آن بايد به ياد بياوريم با تمامي افشاگريهاي و واقعيتها و عينيتهاي موجود ، وزرات خارجه آمريكا هم در همين ماه پيش اعلام كرد ايران محل ترانزيت و فروش كودكان و زنان است و اين كودكان و زنان به كشورهاي همسايه از پاكستان تا دبي و تركيه و اروپا صادر مي شوند ... .

 

 

اينها صادرات غير نفتي ولي فقيه ، رهبر مسلمانان جهان است ! اما خبر بازتاب :

 

در خانه دوم چاوز چه مي گذرد :

 

در حالي که ايران خانه دوم هوگو چاوز، رئيس‌جمهور ونزوئلا خوانده شده و وي با چفيه بر يادبود شهداي دفاع مقدس حضور پيدا کرد، گوشه‌هايي از فساد اخلاقي موجود در سفارت ونزوئلا در تهران افشا شد.

          

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، پس از تغيير کنسول سفارت ونزوئلا در تهران به دليل يک رسوايي اخلاقي، تعداد زيادي از دختران جوان زير
۲۵ سال ايراني در اين سفارت استخدام و هرچند توانايي زيادي در مترجمي و انجام فعاليت‌هاي ديپلماتيک دارند، در عوض زينت‌دهنده مجالس و ميهماني‌ها و بزم‌هاي شبانه کارکنان اين سفارتخانه شده‌اند.

در ميهماني‌هاي اين سفارتخانه که با سرو مشروبات الکلي همراه است، دختران ايراني با وضع زننده‌اي حضور پيدا مي‌کنند. کارکنان سفارت ونزوئلا همچنين دختران جوان ايراني را طبق رسم خاصي بين خود قرعه‌کشي مي‌کنند.

اين در حالي است که هنوز آثار اقدامات کنسول سابق ونزوئلا در تهران که پس از رسوايي اخلاقي رابطه وي با يک زن شوهردار ايراني اخراج و موجب تغيير ناگهاني تمام اعضاي اين سفارتخانه شد، باقي مانده است.

گفته مي‌شود ديپلمات‌هاي جديد سفارت ونزوئلا که اکثرا بدون سابقه ديپلماتيک هستند، با انداختن چفيه و گرفتن تسبيح، به مزاح مي‌پردازند.
دبير اول سفارت نيز که از کارکنان لجستيک شرکت
HP در ونزوئلا بوده، فاقد هرگونه سابقه ديپلماتيک مي‌باشد و گفته مي‌شود اين وضعيت حتي مورد طعنه ديگر ديپلمات‌هاي کشورهاي آمريکاي لاتين شده است.

لينك خبر : http://baztab.com/news/71171.php

 

خبر آنقدر واضح است كه نياز به توضيح ديگري نمي باشد ... .

قابل توجه برادران كه مي خواهند جامعه را اصلاح كنند و حضرات معممين هم كمي عمامه شان را بالا تر بگذراند .

 

علي از وبلاگ يار دبستاني

http://yardabestani.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

       اسانلو ، لخ والسايي ديگر

  

                   اسانلو و  لخ والسا

 

نظام هاي اجتماعي هر ملت ، زاييده احتياجات و دل مشغوليهاي آن ملت است . در شكل گيري اين نظام ها ، اراده شخصي يا طبقه اي خاص ، تنها عامل اصلي نيست ، بلكه مجموعه اي از عوامل مانند گذشته تاريخي ، احتياجات ،

سليقه و روحيات آن جامعه را بايد در آن دخيل دانست .

 

با نگاهي گذرا به تاريخ معاصر جهان ، هنگاميكه به نام لهستان مي رسيم بي اختيار به ياد " لخ والسا " مي افتيم و به هيچ وجه نمي توانيم اين دو را از هم جدا نماييم .

لخ والسا رئيس جمهور پيشين لهستان و برنده جايزه صلح نوبل ، از رهبران و موسسان جنبش همبستگي لهستان است .

والسا كه در روزگار جواني تكنسين الكترونيك در كارگاه كشتي سازي لنين در گرانسك بود ، در سال 1976 به دليل تلاش براي اتحاد كارگران و تشكيل سنديكاي كارگري از كار اخراج شد . او در اعتصاب بزرگي كه در آگوست 1980 در ميان كارگران در اعتراض به افزايش بهاي غذا راه افتاد سخنان پر شوري را ايراد كرد و تقريبا از همان جا فــكـر ايجاد سنديكا و بناي گذار به دموكراسي پي ريزي شد .

 

والسا كه بارها به زندان رفت و تهديد شد ، هيچگاه در راه اهداف خود و همكارانش از پاي ننشست و هنگاميكه در سال 1983 برنده جايزه صلح نوبل شد از ترس تبعيد اجباري از رفتن به نروژ و دريافت جايزه سر باز زد .

اما در اين سوي و هزاران كيلومتر دورتر از سرزمين سرد لهستان ، در كشوري 4 فصل با حاكماني با طرز فكري به مراتب بدتر از حاكمان پيشين لهستان ، منصور اسانلو  رئيس سنديكاي شركت واحد بعد از بازگشت از كنفرانسي در خارج از ام القراي اسلامي توسط گروهي برادر خودي و خودسر دزيده مي شود و در ميان فرياد هاي اسانلو ،

ربايندگان ، اسانلوي مورد مهرورزي قرار گرفته را دزد خطاب مي كردند .

اسانلو كه اين روزها به درستي او را به لخ والسا تشبيه مي كنند ، رهبري است كه از ميان همكاران خود و با كمك آنها

در چارچوب مدنيت و خواسته هاي صنفي شان پا به عرصه مبارزه گذاشته است .

اما حاصل اين مبارزات صنفي و مدني چيزي جز اخراج ، بازداشت ، ضرب و شتم و توهين نبود .

اسانلو باعث شد تا به ياد آوريم بر خلاف تبليغات حاكمان و مصادره دو انقلاب مشروطه و اسلامي به نام روحانيت و بر خلاف باورمان در ديد يكطرفه بر جنبش دانشجويي ، همواره در طول 100 سال گذشته ، جنبش كارگري نيز در مقاطع حساس  نقش اساسي داشته است .

در واقع با پيوند بين جنبش دانشجويي و كارگري بسياري از نتايج دلخواه در روزگار خود بدست آمده است .

به قول دكتر ماشاء الله آجوداني ، همانگونه كه ما مشروطه مان يك مشروطه ايراني بود ، بايد در نظر داشت كه اسانلو نيز والسايي از منظر ايراني است و نمي توان و نبايد گذاشت كه افرادي با ديدگاه ها و اهداف شخصي او را براي اهداف خود مصادره نمايند .

 

همانگونه كه اسانلو بارها  در سخنان خود بر اين نكته اشاره كرده است كه  :

 " داشتن سنديكا و زندگي شايسته حق مسلم كارگران است و يا نبودن نهادهاي مدني مانند سنديكاها در جامعه موجب هرج و مرج در اجراي قانون و در نتيجه بي‌عدالتي خواهد شد بنابراين تمام حقوق‌بگيران كشور بايد براي تشكيل سنديكاهاي مستقل صنفي خود آزاد باشند تا آزادانه مطالبات خود را پي‌بگيرند اما متاسفانه دولت ايران نه تنها به قوانين بين‌المللي موجود در اين زمينه پايبند نيست بلكه حتي قوانين موجود در كشور را نيز رعايت نمي‌كند و به اين ترتيب كارگران هزينه‌هاي سنگيني براي پيشبرد امور صنفي و سنديكايي خود پرداخته و مي‌پردازند. "

 

اميدواريم با تشبيه اسانلو به والسا دوستان چپ  زياد خرده نگيرند و بر اصل موضوع توجه نمايند .

در سال 1989 هنگاميكه تمامي اقشار لهستان در كنار يكديگر قرار گرفتند ، حكومت مجبور به آزادي اكثريت زندانيان سياسي و فعالين كارگري شد و در 4 ژوئن همان سال در حاليكه كانديداهاي جنبش همبستگي در دور اول انتخابات به پيروزي رسيدند ، در ميدان تيان آن من قتل عام صدها دانشجوي چيني در حال وقوع بود .

اسانلو و همكارانش هم ، بعد از تحمل  سختي هاي فراوان در هشتمين سالگرد قيام 18 تير دوباره مورد مهرورزي قرار مي گيرند  يعني همان روزي كه تمامي اعضاي دفتر تحكيم وحدت نيز راهي هتل اوين مي شوند .

اين سركوبها چند ماهي است كه با توجه به شرايط امنيتي و پليسي حاكم بر جامعه بر تمامي فعالين سياسي و اجتماعي در حال اعمال است .

شايد ، بايد ما نيز اكنون تمامي توان خويش را براي همبستگي و از بين بردن بي تفاوتي ها متمركز نماييم ، مطمئنا با نزديكي بين معلمان و كارگران ، با نزديكي بين جنبش كارگري و دانشجويي و جنبش زنان مي توانيم به نتايج مطلوب دست پيدا كنيم .

 

علي از وبلاگ يار دبستاني

http://yardabestani.blogfa.com

در صورت استفاده از مطلب ذکر منبع فراموش نشود

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

         با رويش نا گزير جوانه چه مي كنيد

امروز سالگرد قيام هيجدهم تير ماه 1378 است ، هشت سال گذشت ، از حادثه اي مهم و تاثير گذار بر روند فكري ، سياسي  و اجتماعي تمامي نيروهاي جامعه .

اقتدارگرايان و ستايشگران استبداد در تاريك خانه هاي ذهن شان به خيال اينكه با اين يورش و سركوب وحشيانه ، ديگر مجالي براي انتقاد و كلامي براي فرياد نمي ماند ، دست به خلق اين تراژدي زدند .

غافل از اينكه جنبش دانشجويي ، با تمامي افت و خيز هايش قدمتي هفتاد ساله دارد و همواره اين جنبش دانشجويي بوده كه در مقاطع حساس و تاريخي نقش خود  را به درستي و پر رنگي هرچه تمام تر ايفا كرده است .

اگر آنها كه 16 آذر را آفريدند و پس از آن خالقان فاجعه دردناك 18 تير كمي با خود مي انديشيدند ، به روشني نقش جنبش و پايداري اش را لمس مي كردند .

 

در شرايط حساس دهه هفتاد با پايان يافتن جنگ هشت ساله ، و تمامي صدماتي كه بر پيكره جامعه وارد شده بود ، صحبت از سازندگي به ميان آمد و نيم فضايي براي آزادي ، ديگر بحران انقلاب و بيدادگاه هايش چند سالي به بايگاني سپرده شد ه بود و نهال انقلاب آقايان از خون هزاران شهيد وطن به خوبي آبياري شده بود .

ديگر خبري از چادر به كمر گره زده ها و چماق به دستان براي تعطيلي دانشگاه ها نبود ، هر كس بايد اعدام مي شد و يا زندان مي رفت ، از پازل جامعه حذف گرديده  و يا به اجبار مهاجرت را بر خود بر گزيده بود .

 

اما همچنان ركود اقتصادي و فضاي خفقان تمامي جامعه را رنج مي داد ، اين بار روشنفكران و دگر انديشان بودند كه پاي در عرصه مبارزه اي جديد گذاشته و دانشجويان را در كنار خود داشتند ، اين بار جامعه داشت خود را بر حاكميت تحميل مي كرد ، اما دولت اصلاحات در اين ميان پا به ميدان گذاشت ، مردم نا اميد و سر خورده با اينكه صد درصد بخت پيروزي را  به نور چشمي حاكميت مي دادند با راي تاريخي خود يك نه واقعي  و متمدنانه به حاكميت خشن دادند .

 

اما نتيجه چيز ديگري در پي داشت ، جنون قدرت و خشم و نفرتي كه از ابتدا  با حاكميت اجين بود اين بار موتور ترور و حذف مخالفان را به راه انداخت . همين موتور كشنده به دنبال فرصت براي انتقام از مغز خوش فكر جامعه ، يعني دانشجويان بود ، تا اينكه حادثه پديد آمد ، سلام توقيف شد و سركوب برنامه ريزي شده آغاز ... .

هزاران جوان وطن بر خاك مي غلتيدند و با نام ائمه از طبقه هاي كوي به پايين پرتاب مي شدند ، بوي خون بود و گاز اشك آور كه در فضاي شهر پيچيده بود ، استبداد و تحجر بود كه با چماقي بر دست به جنگ انديشه رفته وبر سر قلمها ضربات  پتك دژخيمانش نواخته مي شد اما صدايي از دولت اصلاح طلب هم نبود ، آنها هم تنها ناظر شكستن حاميان و پيروز كنندگانشان در انتخابات بودند .

 

با ورود  نا محرمان و گزمه ها دانشگاه عزتش شكست ، دانشگاه عزتش غرق به خون شد ، منوچهر و اكبرش را كشان كشان به پاي چوبه هاي دار مي بردند و كوروش و بهروزش را به محبس !

پيراهني بر دستان احمد بر هوا رفت اما تاوان كارش در قانون ام القرا اعدام بود .

اما در اين سو همان پيراهن ، همان پيراهن سفيد ، همان پيراهن هاي سفيد كه بر روي شلوار ها افتاده بودند و شيك مرتب برتن نقش گرفته بودند ، خود حكم مي راندند ، سر مي شكستند و حبس مي كردند .

همان پيراهن سفيدها  نقش كوتوله ها و پياده نظام را بازي كردند  ، لمپن ها اما مزدشان را به خوبي گرفتند.

همان كه در عكس شاكي سلام و خوئيني هاست امروز رئيس دولت نهم است ، ديگري چون به خوبي با نيرو هاي انتظامي از پيراهن سفيدها حمايت كرد تنها جرمش ربودن يك ريش تراش شد و بعد از چندي به سمت مشاورت به كنار رهبرش رفت . آن ديگري كه با الله كرم ها دم خور بود، امروز فيلم ساز شده و اصلا بروي خود نمي آورند كه با نسل ما چه كردند ... .

                    احمدي نژاد در دادگاه روزنامه سلام ، يكي از شاكيان

اما هر چه كه بود هشت سال گذشت  ، امروز هم دانشگاه زنده است و پلي تكنيك قلب تپنده آن .

جايي كه تابوي فاشيست ها و پوپوليست ها شكست و اقتدار توخاليشان به همگان نشان داده شد .

باز هم  اين دانشگاه است كه راه خود را مي رود و تا روز رسيدن به آزادي از پاي نخواهد نشست .

باز هم  ، هم نسلان من و نسل بعد از من يك چيز را در خاطرشان هميشه تكرار مي كنند :

گيرم كه مي زنيد ، گيرم كه مي بريد ، گيرم كه مي كشيد .

با رويش نا گزير جوانه چه مي كنيد .

 

علي از وبلاگ يار دبستاني

http://yardabestani.blogfa.com

توضيح : عكس از دادگاه روزنامه سلام و خوئيني ها به نقل از پيك نت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

                       نشريه اينترنتي سگال به روز شد

       نشريه اينترنتي سگال

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

          روز ملي قلم و هم ميهن توقيف شده !

  

            

 

تا چهاردهم تير ما تنها يك روز و 2 ، 3 ساعت مانده است ، روزي كه در تقويم ايران زمين روز قلم نام گرفته است .

مي خواستم ذهنم را آماده نوشتن كنم براي اين روز ، روزي كه با فرهنگ  جمهوري اسلامي  نا مانوس مي نمايد .

 

اما در عين تضاد ، خبري كه در يك روز قبلش منتشر شد ( هم ميهن توقيف شد ) اين روز را برايت بيشتر قابل تامل مي كند .

 

خبر توقيفش را اولين بار از آيدا شنيدم ، با ناباوري چند باري خبر را با هم چك كرديم ، هنوز ساعتي نگذشته بود كه بر روي تمام خبرگزاريها  ، انتشار وسيع يافت .

 

به ياد هفته قبل مي افتم كه با شروع سهيمه بندي بنزين ، توريع روزنامه هم در يكي ، دو روز اول با مشكل مواجه شد و صداي طرفداران را بلند كرد .

شايد براي بسياري ازما بعد از آن توقيف فله اي ، بعد از آن دادگاههاي فرمايشي ، بعد از اعتراف گيري از وبلاگ نويسان ، دربند كردن خبرنگاران متعهد و ... فضاي بي اعتمادي و دلسردي نسبت به روزنامه ها فزوني يافته بود .

اما با تولد دوباره شرق و هم ميهن ، دلخوش به يك تك نسيم  صبحگاهي بوديم .

از فردا بروي پيش خوان روزنامه فروشي ها باز هم  تيتر هاي  دروغ و تحجر و عربده هاي شريعتمداري است كه يكه تازي مي كند ... .

 

هم ميهن براي اولين بار در سال 78 با مدير مسئولي غلامحسين كرباسچي ( شهردار اسبق تهران ) پا به عرصه مطبوعاتي كشور گذاشت . اما ديري نپاييد بعد از آن سخنان جنجالي ولي فقيه و ريختن اشك تمساح  در حضور سربازان گمنام امام زمان ، در حاليكه تنها 64 شماره از اين روزنامه انتشار يافته بود ، همراه با بسياري از

 روزنامه هاي دبگر  فله اي توقيف شد ... .

اين روزنامه  در كمتر از دو ماه پيش با رفع توقيف شدنش اجازه انتشار مجدد يافت ، اما تاريك انديشان باز هم تاب يك روزنامه را كه پايند به نظام جمهوري اسلامي است و در راستاي قانون اساسي فعاليت مي كند ، نياوردند و تنها بعد از انتشار 42 شماره از دور جديد اين روزنامه دوباره به بايگاني توقيفي ها بازگشت .... .

 

اما مطمئنا در روز پنج شنبه 14 تيرماه ، روز قلم در ايران احمدي نژاد يا وزير ارشاد و فرهنگش سخن از حفظ و حرمت قلم و گرامي داشتن آن مي دهند و صدا و سيماي حاج عزت هم گزارش و مستندي در اين باره پخش خواهد كرد.

باز هم هم ميهن ها چون به مذاق حضرات خوش نمي آيند توقيف مي شوند و  وبلاگها و سايتها فيلتر !

 

در طول تاريخ بشري ، يكي از اساس تقسيم بندي هاي تاريخي ، قلم مي باشد .

تاريخ شايد به چند هزار سال قدمت داشته باشد اما تاريخ مدون را در حدود شش هزار سال پيش مي دانند .

 

 

قلم انسانهايي را که جدا از هم، از نظر زمان و مکان زندگي مي کنند پيوند مي دهد، گويي همة متفکران بشر را در تمام طول تاريخ و در تمام صفحة روي زمين در يک کتابخانه بزرگ جمع مي بيني!

 

«قلم» رازدار بشر و خزانه دار علوم و جمع آوري کننده تجربيات قرون و اعصار است، و اگر قرآن به آن سوگند ياد مي کند به همين دليل است .

در آغاز قرن بيستم، کسي اين ترديد را بخود راه نمي داد که قلم و کاغذ را مهمترين و مؤثرترين ابزار ذخيره سازي اطلاعات بداند، زيرا در آن زمان جوامع به لحاظ اقتصادي و فکري به جامعه هاي کاغذ مدار تبديل شده بود، امّا پايه هاي اين باور پس از چندي به لرزه درآمد و باظهور كامپيوترها، رشد سريع تکنولوژي اطلاعات، تلويزيون، استفاده هاي گوناگون از فيلم ويدئو، ميکرو فيلم، ميکروفيش و ابزارهاي الکتريکي، برتري بلا رقيب کاغذ و قلم به طور جدي به مبارزه طلبيده شده است. و اگر چه هنوز کتابخانه الکترونيکي و اداره بدون کاغذ و قلم و جامعة بدون کتاب نيامده است، اما موقعيت ابزار و مواد نوشتني از بنياد دگرگون شده است. بدين ترتيب فرهنگ حقيقي که از طريق تأثير قلم برکاغذ شکل می گرفت به فرهنگ مجازي يعني ضربات نوري و صفحات مجازي رايانه تبديل مي شود و با تمام اين دگرگونی ها هر روز بر رسالت مهم قلم؛ يعنی زبان آزادگی ما انسان ها افزوده می شود.

 

اما در ام القراي اسلامي ، هرروز حرمت قلم شكسته و شكسته تر مي شود . قلمها هر روز بر سر دار مي روند و انديشه ها به مزار و انديشمندان به سياهچالها .... .

در اين جمهوري جهل و جنون ، آزادي بيان معنا ندارد  و دگر انديشان جايي !

حرمت قلم هر روز شكسته مي شود و گزمه ها و دژخيمان سلطان ، هر روز از اعتبارش مي كاهند .

تير خلاص زن ، مدير مسئول مي شود و شلاق زن نويسنده ، مزدور و چاقو كش هم فيلمساز .... .

اينجا نيز هنوز در ذهن رهروان مكتب خمينيسم ، طنين بانگ رفيق استالين اذان سحر گاه و شامگاهست .

فردا روز قلم است و از فردا ديگر هم ميهن نيست و تا چند صباح ديگر شايد ميهني هم نباشد ........!

 

 

 

توضيح :

 

 

روز چهاردهم تير ماه به پيشنهاد انجمن قلم ايران و تصويب شوراي فرهنگ  عمومي، به عنوان (روز قلم) در تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران به ثبت رسيده است .

 

علت نامگذاري 14 تير، به عنوان روز ملي قلم :

 در ايران باستان، 14 تير ماه، روز «کتابت» نام داشته و ابو ريحان بيروني هم، در کتاب «آثار الباقيه»، به اين نکته اشاره کرده است.

 

 

 

 

علي از وبلاگ يار دبستاني

http://yardabestani.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

         جامعه مدني ( Civil Society ) بخش دوم  :

            مجموعه نوشتارهایم در خصوص جامعه مدنی برای نشریه اینترنتی سگال

 

                 نشریه اینترنتی سگال

 

( جامعه مدني خود به خود و يك شبه از ويرانه هاي ديكتاتوري بر نمي خيزد )

 

در بخش قبل نگاهي گذرا به يكي از مهمترين اهرمهاي جامعه مدني ( آزادي بيان ) داشتيم ، همچنين با بيان اينكه

 جامعه مدني را قلمرو عام يا بخش سوم نام گذاري كرده اند ، چشم اندازي از وظايف اين بخش سوم پيش رويمان ترسيم شد .

 همانگونه كه اشاره شد  سازمانهاي غير دولتي يا NGO   هــا  در واژه شايد كلامي باشند هم عصر قرن حاضر ، اما با نگاهي به جنبشهاي صورت گرفته در چند قرن اخير  مي توان تمام آن تلاشها را زير بناي اين نهاد ها دانست .

 امروزه سازمانهاى غيردولتى (NGO's) يكى از مهمترين مولفه   هاى خارجى و عينى در جهت تحقق اهداف مردمى و بسترى مناسب و مفيد در راستاى انعكاس مطالبات فرو خفته جامعه و به طور كامل حلقه واسط ، بين دولت و ملت در هر اجتماعى محسوب مى شوند.

 اين قلمرو عام يا بخش سوم در صورتي در انجام و  تحقق اهداف خود  موفق مي شود كه دولت را در كنار خود داشته باشد و نه در برابر خود !  در اين راه دولت هاى كارآمد و مردمسالار به دنبال عينيت بخشيدن به انتظارات عموم و كسب نظرات و سليقه هاى مختلف افكار عمومى در تدوين و تنظيم قوانين مورد نياز و اداره امور كشور، تشكل هاى مردمى و غيردولتى را اهرمى مناسب قلمداد كرده و در جهت توسعه كمى و كيفى آن و ايجاد زمينه هاى متعدد مشاركت جويى آنان از هيچ كوشش و تلاشى دريغ نمى ورزند.

يونسكو (سازمان علمى و فرهنگى ملل متحد) چهار ركن را براى داشتن جامعه دموكراتيك نام برده است. ركن اول برگزارى انتخابات آزاد و عادلانه در تمامى سطوح قدرت، ركن دوم وجود دولت شفاف و پاسخگو به صورتى كه هيچ نقطه اى در ساختار قدرت فارغ از پاسخگويى نباشد. ركن سوم، رعايت حقوق مدنى و سياسى تمام شهروندان و ركن چهارم وجود جامعه مدنى است كه زيرساخت نظام سياسى دموكراتيك محسوب مى شود.

با نگاهي به چهار ركن ارائه شده توسط يونسكو ، در مي يابيم كه در دنياي متمدن امروز وجود جوامع مدني و سازمانهاي غير دولتي امري لازم و اجتناب ناپذير مي باشد. در صورت شكل گيري و پيدايش جوامع مدني مي توان اميدوار بود كه با توجه به بضاعت ها ، امكانات ، سطح آگاهي و عوامل ديگر سه ركن ديگر در جامعه نمود پيدا كنند .

گفتيم كه پيدايش جوامع مدني ، حاصل تلاش چند صد ساله مردمان اين كره خاكي است و آزادي بيان يكي از مهمترين اهرمهاي آن !

امروزه و در عصر ما شايد با اطمينان بتوان گفت ، كه در اكثر جوامع دنيا آزادي بيان به طور نسبي و درصدي موجود مي باشد . پيدايش كتب گوناگون ، روزنامه ها ، تلويزيون ها ، تئوري دهكده جهاني و ظهور دنياي مجازي و اينترنت

همگي شاهد اين ادعا مي باشند . آزادي بيان نيز با توجه به پايگاهش در هر جامعه اي براي خود حد و حدودي دارد .

حداقل در اينترنت مي توان شاهد وجود وبسايت ها ، وبلاگها ، راديو و تلويزيونهاي اينترنتي  بود كه طيف برنامه ها و مطالبشان از سياست ، سرگرمي ، علم و تكنولوژي ،  تبليغ دين ، ضديت با دين ، سكس و ... را شامل مي شود .

اما براي لمس بهتر ابزاري كه امروزه در اختيار داريم خوبست در گذر زمان سفري كوتاه به چند قرن قبل بنماييم .  گوتنبرگ در قرن پانزدهم ميلادي موفق به اختراع دستگاه چاپ شد و به اين ترتيب بعد از يك مبارزه طولاني انسانها موفق شدند ، عقايد خود را بصورت مكتوب و گسترده منتشر نمايند . ... .

شــرط ورود به جامعه مدني ، درك حضور ديگري است . شادروان محمد مختاري ( از قربانيان قتل هاي زنجيره اي )

ادامه دارد

جامعه مدنی بخش اول

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

   جامعه مدنی ( civil society )

علی یار دبستانی

                                         جامعه مدنی ( civil society )

مقدمه :

با درود بر دوستان عزيز

    در اين مقالات سلسله وار سعي بر آن دارم تا به تعريف ، بررسي و علل پيدايش جوامع مدني و موانع موجود بر سر راه آن بپردازم و با همفكري و هم انديشي شما ياران گرامي ، لزوم دموكراتيزه شدن جامعه و محقق شدن شرايط ، گذار به دموكراسي را به بوته نقد بكشانيم .

در اين راه بي شك نيازمند ، همفكريها و تذكرات شما بزرگواران مي باشم و از آنجا كه بر اين نكته باورمندم :

( جامعه مدني خود به خود و يك شبه از ويرانه هاي ديكتاتوري بر نمي خيزد ) اميدوارم بتوانيم با كمك هم با مروري كلي بر تمامي تلاشهايي كه در جهان براي برپايي جوامع مدني صورت گرفته با در نظر گرفتن امكانات و بضاعت هاي موجود طرحي كلي براي رسيدن به جامعه اي مدني ، پويا و دموكراتيك بدست آوريم.

 

براي شروع  خوب است از خود بپرسيم : آيا هر كشوري مي تواند دموكراتيك شود ؟

براي رسيدن به پاسخي در اين مورد بايد باور بياوريم كه فرهنگ ، تاريخ و فقر هيچ كدام موانع اساسي در برابر روند دموكراتيك شدن نيستند .

تحقق دموكراسي به هيچ پيش شرطي نياز ندارد . مگر به اراده و خواست نخبگان سياسي و همراه كردن عامه مردم براي شكل گيري حكومت به شيوه دموكراتيك !

براي شكل گيري اين قدرت تاثير گذار نياز به همبستگي و اثر گذاري فرد فرد افراد جامعه در روند دموكراتيزه شدن مي باشد و يكي از مهمترين و اساسي ترين ابزارهاي موجود براي تحقق اين خواسته شكل گيري جامعه اي مدني ، فراگير و قدرت مند مي باشد .

 

كم و بيش در سراسر گيتي ، بر آمدن جنبشهاي عظيم مدني ، در جهت شركت و نفوذ مردم در كارهاي اجتماعي پديده ايست تازه ، اين جنبش ساختاري مشخص و فراگير ندارد و هدف ثابتي را دنبال نمي كند و منظور از آن رسيدن به قدرت نيست .... .

هسته مركزي يك جامعه مدني فرد فرد مردم آن جامعه هستند ، با دلبستگيها و نگراني هاي روزمره و آرمانها و چشم  داشتهاي متفاوت اما مشترك .

جامعه مدني را نمي توان در يك جمله ثابت تعريف كرد ، وظيفه اساسي جامعه مدني جز آن نيست كه گروهي از مردم گرد هم آيند و با هم مشكلات مشترك خود را حل كنند . همبستگي ، همدلي و اعتماد سازي ميان مردمان باعث مي شود تا خود را جزوي از كل و عضوي از اعضاي جامعه بدانند و بكوشند مشتركا براي ديگران و خود سودمند باشند . اين همبستگي موجب مي شود تا روز به روز  واژه هايي چون خودي  و

غير خودي كم رنگ تر شوند و همگان خود را در برابر قانون يكسان و مسئول ببينند .

جامعه مدني در عصر ما نمونه اي از يك نظام دموكراتيك قابل دوام و متحول مي باشد و پيشرفت هر گونه كه باشد ( صنعتي ، اقتصادي ، اجتماعي و ... ) وابسته به دوام آن مي باشد .

در اين ميان آزادي بيان مهم ترين حق مدني و سياسي در دموكراسي ها مي باشد و يكي از مهمترين اهرمهايي كه مي تواند در صورت برقراريش در جامعه ، باعث اصلاح و شكل گيري آن جامعه و مردمانش براي رسيدن به دموكراسي باشد .

بطور كلي آزادي بيان به معني آزادي ارتباط به صورت كتبي و شفاهي ميان شهروندان مي باشد و اين ارتباط ممكن است از طريق روزنامه ها ، كتاب ها ، رسانه ها و ... صورت گيرد . از اين رو عرصه آزادي بيان بايد خارج از حيطه اقتدار دولتي باشد . آزاي بيان اساس دگر انديشي است كه يكي از مباني زندگي به شيوه دموكراتيك مي باشد .

دگر انديشان را نمي توان به جرم داشتن عقايد مختلف و مخالف با حكومت مورد آزار و شكنجه قرار داد .

مفهوم شهروند نيز در دنياي امروز بدون آزادي بيان واژه و كلامي نا مانوس است .

 

 

آزادي عمومي هنگامي به خطر مي افتد كه آزادي انديشه افراد را محدود سازند و آدميان را به سبب عقايدشان مجازات كنند . چنان كه گويي داشتن عقيده اي خاص جنايت است . قوانين دولتي بايد تنها درباره اعمال مردمان داوري كند و عقيده و سخن از كيفر مصون بماند .

آزادي نه تنها براي خداپرستي و پارسايي مردمان و آرامش جامعه زيان ندارد بلكه از ميان بردن آزادي سبب مي شود كه آرامش جامعه و خداپرستي آدميان نيز از ميان برود .  ( اسپينوزا )

 

 

جامعه مدني (1) : Civil  Society  

 

 

هسته مركزي يك جامعه مدني تمامي مردمان آن جامعه هستند ، با دلبستگيها و نگراني هاي روز افزون و آرمانها و چشم  داشتهاي متفاوت اما مشترك .

 

همانگونه كه در مقدمه هم اشاره شد ، جامعه مدني را نه مي توان يك شبه ايجاد نمود و نه اينكه آنرا در چندين خط و سطر مشخص تمركز داد ومحدود نمود .

  وظيفه اساسي جامعه مدني آن است كه گروهي از مردم گرد هم آيند و با هم مشكلات خود را حل نمايند ... .

در تعريفي واحد شايد بتوان جامعه مدني را ( قلمرو عام ) و يا (بخش سوم) يك حكومت معرفي كرد .

اين بخش سوم كه از گروههاي گوناگون با علايق و اهدافي متفاوت تشكيل شده ، مكمل دولت و بخش خصوصي يا بازرگاني مي باشد و صد البته اين بخش در صورتي مي تواند در اهداف خود موفق شود كه دولت و تجارت را در كنار خود داشته باشد و نه در برابر خود !

گروهي بخش سوم را قسمتي كوچك از جامعه مدني مي دانند و معتقدند كه دوبخش ديگر ( دولت و تجارت )

بايد جوابگوي بخش سوم باشد . اين بخش سوم بايد بتواند بطور آزادانه و در كمال امنيت با رعايت قانون بر سياستهاي عمومي و گاهي تخصصي اعمال نفوذ نمايد تا در مواقع لازم دولت و بخش خصوصي را وادار نمايد كه به مسئوليتهاي اجتماعي و اخلاقي خود عمل  كنند .

نهادهاي جامعه مدني سازمانهايي هستند ( غير دولتي ) كه مردم داوطلبانه آنها را ساخته اند و به عضويتشان در آمده اند . اين سازمانها بايد مستقل از دولت اداره شود و هيچ گونه انگيزه سود آوري براي يك فرد يا گروه خاص را به همراه نداشته باشند .

 

سازمانهاي  غير دولتي (NGO) : Non – Governmental Organization

 

در برخي از جوامع غربي در چند قرن اخير تلاشهاي فراواني براي برقراري دموكراسي و تشكيل جوامع مدني صورت گرفته است كه شايد بتوان در مرحله اول به آزادي در حيطه عمومي و اقتصادي و در مراحل بعد به آزادي سياسي اشاره كرد . اما با تعاريفي كه از جوامع مدني امروز داريم و تلاشهايي كه براي برقراري آن در سرتاسر جهان صورت گرفته است ، شايد بتوان پيدايش جامعه مدني را مربوط به قرن هفدهم و هجدهم دانست .

در كشورهاي در حال توسعه و از جمله در كشور ما نيز با وقوع تغييرات اساسي در روند جهاني شدن و گسترش  وسايل ارتباط جمعي ، نياز به شكل گيري جوامع مدني و تاثير گذار روز به روز بيشتر احساس

مي شود . شايد به توان تاريخچه اي طولاني براي مبارزات مردم ما با توجه به پيشينه تاريخيشان ارائه داد ، اما با توجه به تعاريف امروزي از جوامع مدني ، تقريبا پيدايش اين جنبش ها ، همزمان با پيدايش عصر مشروطه و نهايتا انقلاب مشروطه مي باشد .

 

ادامه دارد ....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

بنزين ، سهميه بندي شد ، اصل خبر همين بود كه در ساعت 21 از تلويزيون جمهوري اسلامي اعلام شد .
ديگر كسي به حواشي آن كاري نداشت . موبايلها و تلفنها بود كه به صدا در مي آمد و پيام هاي كوتاه كه رد و بدل
مي شد .
ساعت 21:10 دقيقه است با چند تن از دوستان مشغول قدم زدن ، موبايل حميد به صدا در مي آيد ، بنزين از فردا روزي 3 ليتر ... .. .
بعد از يكي ، دو دقيقه چانه زني ، جمع متفرق مي شود و تمامي شهروندان ام القراي اسلامي ، راهي پمپ بنزين ها
مي شوند .
ترافيك معضل دير زمانيست ، كه تقريبا عادي شده اما امشب عجب ترافيك وحشتناكي است ، هرچه به جايگاههاي سوخت نزديك تر مي شوي ، بر تعداد ماشينها افزوده مي شود ... .
خوشحال از اينكه زودتر از ديگران مي تواني حداقل چند روزي را با بنزين قديمي طي طريق نمايي !
تنها چند صد متر تا جايگاه مانده !
اما لبخند بر روي لبانت محو مي شود ، نيروي انتظامي و راهنمايي و رانندگي بسياري از ميادين اصلي و راه هاي منتهي به جايگاههاي سوخت را تحت كنترل خود در آورده و بسته است .
چند نفري مشغول چك و چانه زدن با يك افسر رانندگي هستند ... ديگر جاي تعلل نيست ، باك خالي ما اين چيزها سرش نمي شود
سريعا دور ميزنم و از راه ديگري مي روم ، خوشبختانه بعد از چند دقيقه چرخش به دور خود به جايگاه رسيدم ؛ عجب صف طولاني !
الان ساعت 21:45 دقيقه است ، هنوز هم بسياري خبر دار نشده اند ، دستها بر روي بوقها يك هارموني گوشخراش را خلق كرده ، رقص نور ماشينهاي رنگانگ ، از سمند و پژو تا پيكان وطني و خودروهاي بسيار فرسوده ، صفي شكل گرفته مانند حركت مورچگان ، همگي با همان تلاش تا زودتر به جلو بروند ، چند نفري هم قصد زرنگي دارند كه درنهايت خودشان بيشتر گير مي افتند و حاصلي جز چند ناسزا برايشان ندارد ...

دنبال دوربينم مي گردم ، هميشه در ماشين بود اما حالا كه مي خواهمش نيست ، اي بخوش به اين شانس ،
ديگر دارم به جلو هدايت مي شوم ، چيزي تا جايگاه نمانده تنها 10 ماشين را پيش رو دارم البته در صف خودم ... .
مردم پياده مي شوند با هم مشغول صحبت ، يكي داد و فرياد مي كند ديگري مدام غر مي زند ....
اما هنوز خبري نيست ، كسي به دنبال مقصر اصلي اين سردرگمي نيست ، بازهم دولت مهرورزي خواب نما شد .
دولت رابين هودي كه قرار بود چه وچه كه نكند ... .
ماشيني بسيار قديمي كشان كشان خودش را به پيش مي آورد ( منظورم با هل دادن است ) با كنجكاوي به راننده اش نگاها هجوم مي برند ، اما راننده با خونسردي مي گويد بايد يكي خرج اين زن و بچه را بدهد ... .
ياد پيرمرد عصا بدست در كارتون رابين هود مي افتم كه براي تقسيم غنايم گرفته شده از پرنس جان چه اشتياقي داشت .
رابين هود قصه هواي او را هم داشت ، اما رابين هود ما ( محمود خان احمدي نژاد ) يا دائم در سفر است يا در حال حذف اسرائيل و يا دانشجويان و دگر انديشان و مخالفان اين دولت امام زماني .... .
صداي داد و بيداد ، از اين افكار بيهوده رهايم مي كند ، كاپوت پرايدي با سپر يك وانت نوازش شده و مشتهاي رانندگان هم بر گونه هاي يكديگر ، آنطرف بحث به اصطلاح روشنفكري است ، صحبت از تحريم هاي جديد و بنزين !
چرا روشنفكري : اينجا ديگر انتظار فاجعه براي همه عادي شده ، اكثريت هر روز منتظر شنيدن خبر بدتري نسبت به روز قبل هستند ...
پيرمردي آنطرف تر با آن محاسن سفيد و تسبيح كه در دست دارد ، به جاي ذكر و صلوات خانواده دولت را با كمي الفاظ قشنگ پيوند مي دهد و ....
ديگر به جايگاه نزديك شده ام ، تنها 2 ماشين جلويم قرار دارند ، پژو در جايگاه هرچه بطري آب و ظرف چهار ليتري توانسته با خود آورده تا هرچه بيشتر بنزين ذخيره كند . ..... .
ديگر حال نوشتن هم ندارم ، ساعت 22:50 از جايگاه مي خواهم خارج شوم ، مامور راهنمايي ور انندگي هدايتمان
مي كند و شب بخير مي گويد ، مامور را نگاهي مي كنم ، پسر همسايه مان است ..... .

علي از وبلاگ يار دبستاني
http://yardabestani.blogfa.com

 

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران نوشت در چند محله تهران جوانان به پمپ بنزین ها حمله کرده و آنجا را به آتش کشیدند.

              آتش زدن پمپ بنزين ها در تهران

             

              آتش سوزي در پمپ بنزين هاي تهران

                                      عكس از سايت ايران پرس نيوز

جوانان همچنین با آتش زدن لاستیک و پرتاب سنگ در منطقه ای در شمال غربی تهران علیه احمدی نژاد شعار می دادند.

خبرنگار آژانس فرانس پرس در تهران می گوید در پی اعلام خبر سهمیه بندی بنزین، مردم بویژه جوانان به خیابانها ریخته و در اطراف پمپ بنزین ها درگیری و نا آرامی بروز کرده است. تظاهرکنندگان با پرتاب سنگ و سردادن شعار علیه دولت اعتراض می کنند. آنها در یکی اتوبونهای تهران نیز لاستیک آتش زده و جاده را مسدود کرده اند. پلیس ضدشورش در خیابانها و اطراف پمپ بنزین ها مستقر شده و مرتب برای متفرق کردن تظاهرکنندگان وارد صحنه می شود.

یک روزنامه نگار ایرانی به خبرگزاری فرانسه گفته است دست کم یک پمپ بنزین نیز در جنوب تهران مورد حمله قرار گرفته و به آتش کشیده شده است.

خبرگزاری فرانسه نوشت بسیاری از تحلیلگران پیش تر نسبت به پیامدهای سهمیه بندی بنزین به دولت هشدار داده بودند

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

       مهستی نیز در غربت چهره در خاک کشید

           در گذشت مهستي

شبکه‌های ایرانی لوس‌آنجلس گزارش دادند، مهستی، خواننده نامدار، بامداد روز دوشنبه بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
مهستی، حدود چهار سال به بیماری مبتلا بود ولی تا مدتها آن را از مردم پنهان می‌کرد. وی در ماه‌های اخیر، همراه با پزشکش در چندین برنامه تلویزیونی ظاهر شده بود و بیماری خود را رایج در میان بسیاری از آمریکایی‌ها و کم اهمیت جلوه داده بود.
مهستی از اواسط دهه 1340 خوانندگی را آغاز کرد وبا برنامه گلها به همگان معرفي شد . او چندین ماه پیش از انقلاب، ایران را ترک کرد. همسر مهستی به گفته خود وی در تلویزیون جام جم، در همان دوران تیرباران شد.
مهستی با گروه کثیری از ترانه‌سازان ایرانی در سبک‌های گوناگون، از علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا جهانبخش پازوکی، صادق نجوکی، محمد حیدری و منوچهر چشم‌آذر همکاری داشت
.

مهستي 1946--2007

              در گذشت مهستي

در همین رابطه :

درگذشت بانوی آواز ایران

مهستی در گذشت

مهستی خواننده ایرانی در گذشت

مهستی ( خواننده )

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

               نشریه اینترنتی سگال به روز شد

      نشريه اينترنتي سگال

               ســــگـــال

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 

  در آستانه سومین سال از تشکیل دولت مهرورزی

       


        به کمپین آزادی پلی تکنیک بپیوندید

                       كمپين آزادي پلي تكنيك

          http://azadipoly.blogfa.com  

       

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت   توسط ali  | 

 
Google PR™ - Post your Page Rank with MyGooglePageRank.com Free Hit Counter
Web Hosting AddThis Feed Button