تبليغاتX
یار دبستانی .:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:. دریغ است ایران که ویران شود
 

             رابطه با مصر بدون فوت وقت !

              خالد استامبولي

 

  تقريبا چند روزي مي شود كه رئيس جهمور ايران ( احمدي نژاد ) از سفر ابوظبي بازگشته است .

اما همچنان گمانه زني ها و شايعه هايي چون هميشه در مورد سخنان او بوجود آمده است .

سخنراني هايي كه در آنها اكثرا بيان و لحني احساسي ديده مي شود و در بعضي موارد فاقد منطق و اعتبار سياسي و ديپلماتيك مي باشد . كه نمونه هايي از اين دست را بسيار مي توان مثال زد :

از آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم ، مشكل حجاب و پوشش ، حذف اسرائيل از روي نقشه تا ماجراي اقليد فارس  و  ...   همه و همه نشان از بي درايتي و شتاب زدگي شخصي دارد كه با سخنان و تصميمات عجولانه اش  حتي در بعضي موارد جان بسياري را به خطر انداخته و از همه مهمتر لطماتي را به منافع ملي وارد نموده است .

اما در تازه ترين سخنان احمدي نژاد كه در ابوظبي ايراد شد ، آقاي رئيس جمهور به نكته جالبي در پاسخ به سئوال خبرنگاري اشاره كرد : احمدی نژاد در ابوظبی گفته بود اگر مصر موافقت کند تا پايان وقت اداری همان روز سفارت جمهوری اسلامی در قاهره را باز خواهد کردو ... .

اين سخن هم مانند بسياري از سخنراني هاي قبل باعث جنجالي در ميان اهل خبر شد و مانند هميشه باعث شد تا دوباره  معاون رئيس جمهور و وزير امور خارجه و دبير شوراي امنيت ملي و ... به صحنه بيايند و سخنان احمدي نژاد را مو شكافي و حلاجي كنند تا خداي ناكرده باعث تشويش اذهان عمومي نشود و دشمنان اسلام و ام القراي اسلامي بهانه دستشان نيفتد .

اين در حالي است كه پاي انتقاد از رئيس جمهور به روزنامه هاي طرفدار او و دولتش هم كشيده شده است و در تازه ترين مقاله روزنامه جمهوري اسلامي از قول ديپلمات هاي مصري آمده است :

 

قاهره برای برقراری روابط دیپلماتیک با تهران علاوه بر اصرار بر شرط قبلی خود مبنی بر حذف نشانه های شهید خالد اسلامبولی (قاتل انور سادات) شرایط جدیدتری اعلام کرد . قاهره خواستار اين است كه دولت جمهوري اسلامي ايران به مصر تعهد بدهد به مبارزان مصري اجازه حضور در ايران را نخواهد داد.

 

 علاوه بر اين رژيم حسني مبارك ايران را متهم مي كند كه در امور داخلي عراق دخالت مي نمايد و درصورتي كه مايل به برقراري رابطه با مصر است بايد دست از دخالت در عراق بردارد.

 

گفتنی است پیش از این ، ابوالغیظ ، وزیر خارجه مصر گفته بود اگر ایران شرایط مصر را برآورده کند ، آنگاه قاهره حاضر خواهد بود در باره شکل روابط با تهران گفت و گو کند!

 

تهران در پي انقلاب اسلامي روابط ديپلماتيک خود را در سال 1979 با قاهره قطع کرد، اما اين روابط در ميانه دهه 1990 در سطح کاردار سفارت از سر گرفته شد. حسني مبارک رئيس جمهوري مصر پيش از اين گفته است: تا زماني که جمهوري اسلامي تروريست هاي تحت تعقيب در مصر را در پناه خود دارد، قاهره با تهران روابط کامل ديپلماتيک برقرار نمي کند ، در زمان دولت اصلاحات تلاشي هاي براي برقراري رابطه با دولت مصر صورت گرفت كه باعث شد فضاي تنش ميان دو كشور كمي التيام يابد و اينها تقريبا نكاتي است كه اكثريت جهانيان بر آن واقفند ، اما نكته اي كه مجهول مانده است  اصرار هاي بي پايان احمدي نژاد براي

شتاب زدگي در كارها است : 

 ( سوار شدن بر قطار هسته اي ، قطار بي ترمز هسته اي و ارتباط با مصر بدون فوت وقت ! )

 

در اين ميان يكي از مشكلات اساسي ميان تهران و قاهره گروه اخوان المسلمين مي باشد كه نام يكي از افسران اين گروه بريكي از خيابانهاي پايتخت مزين گشته است .

اخوان المسلمين به عنوان يكي از مطرح ترين و اثر گذارترين گروههاي مسلمان همواره در سطح مصر و منطقه مطرح بوده است . مسئله اخوان مسلمين كه در واقع در حدود سال 1928 در مصر پا گرفت با توجه به شرايط و واقعيات آن روزگار در ميان كشورهاي مسلمان و عرب تبار به سرعت رشد يافت و اين گروه كه به رهبري حسن النباء ايجاد گرديد ، با شعار مبارزه با استعمار و خصوصا انگليسي ها و لزوم اتحاد ميان مسلمانان و اينكه مسلمانان همگي با هم برادرند پا به عرصه مبارزه گذاشت .

اين گروه در جنگ سال 1948 با نيروهاي  اسرائيلي و انگليس نيز نقشي پررنگ داشت .

در اين ميان بعد از پيروزي انقلاب در ايران روابط ايران با مصر به سردي گراييد و بعد از مدتي كوتاه به قطع روابط ديپلماتيك منجر شد ، يكي از موضوعات مورد بحث ميان تهران و قاهره مسئله نامگذاري خياباني در تهران به نام خالد اسلامبولي مي باشد و از آن سوي مقبره پادشاهان پهلوي كه در مصر واقعند و .... .

خالد اسلامبولي يكي از افسران سازمان اسلامي مصر بود كه در طي يك عمليات تروريستي انور سادات رئيس جمهور پيشين مصر را به قتل رساند و شوقي اسلامبولي برادر خالد يكي ازاشخاصي است كه مورد تعقيب دولت مصر مي باشد و گفته مي شود كه در تهران بسر مي برد .

با اين همه بعضي از شنيده هاي حاكي از آن است كه مصطفي حمزه يكي از افرادي كه قصد داشت در سال 1995 حسني مبارك را در آديسا بابا به قتل برساند و پناهنده ايران بود به مقامات مصري در آن ايام تحويل داده شده است . اينها و بسياري از مسائل ديگر موضوعاتي است كه ميان رابطه رو در رو ميان ايران و مصر قرار دارد .

 

علي از يار دبستاني   :    http://yardabestani.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

 

                  مملكت تــنــــگ بـــود و مـــــــرد بزرگ ......

مردمان كــور بــودند و  مـــــــرد صـبـور.....

 

  آدميان رنگ مي باختند ، اما هنوز ذره اي وجدان ، قطره اي شرم در وجودشان يافت مي شد ....

آدمكها مشغول توطئه بودند و آدميان تاب تحمل نداشتند ، صداي تازيانه ها بلندتر مي شد و هر روز قلمها شكسته تر ...

سرها به زير مي افتاد و دفترك ها در جوي روان به حافظه تاريخ سپرده مي شدند .

آدمكها فرياد مي زدند و شيشه مي شكستند ....

آدمكها اين بار عربده مي زدند، آدميان از ارتعاش صداي آنها رنگ باختند و بر چهره نقاب زدند .... .

آدمكها همگي رفتند چون زمان كه مي رود ....

آدميان هم همگي رفتند ، بعضي به فراموشي و بعضي با نا كجا آباد ها رفتند ...... .

اما آن مـــــــــرد ماند چون بايد مي ماند ....

تاريخ فرزندان خوبش را هميشه ختم به خير مي كند ....

مرد ماند تا حتي نامش تيري بر كام مرتجعان ، جاهلان و وطن فروشان باشد .

نام مــــــرد كه مي آيد همگان به يادش  احترام مي كنند ، حتي شايد  از او نفرت داشته باشند اما در ذهنشان در روحشان ندايي بانگ بر مي آورد و زبان به تحسين مرد مي گشايد .

امروز سالروز تولد آن مـــــــرد است ، مردي كه از تبارش  تاريخ ما كم به خود ديده !

مردي كه چون ناميان قبل  از خودش قرباني جهل ما شد ... .

امروز سالروز تولد آن مـــــــرد است آري امروز سالروز مصدق بزرگ است .

هنوز هم بعد از چندين دهه با آمدن نام دكتر محمد مصدق ، جداي از احترام هواداران ، عذاب وجدان بر پيكر بسياري مي افتد .

پوپوليست ها ، همه چيز داشتند و دارند حتي پول نفت ، نفتي كه با همت مردمان سرزمينمان و با دانش  مصدق ها   ملي گرديد .

ديكتاتورها غير از قدرت ، پول و مجيز گويان دورشان ، به زور سرنيزه ها چند صباحي يكه تاز تاريخ بودند و رفتند .

اما دكتر مصدق ماندگار و جاودان تاريخ گرديد ، شايد دليل ماندگاريش اين بود كه هيچگاه غرور بر او چيره نگشت . او اصول اخلاقي اش را هيچگاه قرباني سياست  و رفاقت نكرد .

او مانند بسياري كه هر روزه  در جلوي چشمانمان جولان مي دهند هرگز براي بقاي خويش و براي ماندگاري در قدرت رو به روابط ناسالم نياورد ......... .

 

آري

 

          مملكت تنگ بود و مرد بزرگ .

 

                    

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

 

        روز جهانی موزه و میراث فرهنگی

      28 ارديبهشت ماه ( 18 ماه may ) روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي نامگذاري شده است .

روزي كه شايد با نگاهي گذار به تقويم ها يمان ، براي چند لحظه اي از اين دنياي ماشيني جدا شويم و در غباري از خيالات  به روزگاران گذشته سفر نماييم .

آثار باستاني ، مجموعه اي از گنجينه هاي تاريخي  و فرهنگي  يك كشور محسوب مي شود و دريچه ايست بسوي تاريخ كهن و  شناخت اديان ، عقايد ، فرهنگ ، آداب و رسوم و گذشته هاي تاريخي اقوام و مليت هايي

كه در آن كشور و يا سرزمين زندگي مي كرده اند .

با نگاهي به اين آثار به جا مانده و تحقيقات و كاوشهاي صورت گرفته پنجره اي  از دنياي گذشتگان پيش چشمانمان باز  مي گردد .

 

با نگاهي به موزه ها متوجه نقش ارزنده آنها در جوامع بشري مي شويم . موزه ها در واقع حافظه ماندگار تاريخ بشريت هستند و هريك از اشيا و آثاري كه در آنها قرار دارد در عين بي زباني با هزاران زبان با ما سخن مي گويند .

موزه كلمه ايست يوناني كه از ( موزه يون ) به معناي مجلس فرشتگان الهام گرفته است و بطور كلي به مكاني اتلاق مي شود كه تعدادي از اشيا و آثار بي نظير ، در مكاني به معرض ديد عموم گذاشته شده است .

 

شايد قديمي ترين موزه دنيا را بايد موزه  (British Museum ) بريتانيا دانست كه قدمتي بيش از 250 سال دارد . اما تاريخ تشكيل اولين موزه در ايران را بايد به اندازه قدمت آثار تاريخيش دانست .

 

از قرن نهم هجري يا پانزدهم ميلادي به بعد ، با انتشار سفر نامه هاي سياحان و گردشگران خارجي، ايران

به عنوان يكي از كشورهاي باستاني با پيشينه فرهنگي كهن به جهان معرفي شد .

(بارو بارو ) ايتاليايي  يكي از نخستين كساني بود كه در سال 1472 ميلادي از تخت جمشيد بازديد كرد و در خاطراتش ، تخت جمشيد را به نام ( چهل مناره ) خوانده است .

 

سرانجام در سال 1837 ميلادي ، (گئورگ – فريدريش گروتفند) محقق آلماني و استاد تاريخ يونان باستان توانست ، موفق به كشف رمز و قرائت خط ميخي شود . همزمان با او(هنري راولينسن ) كه يك نظامي انگليسي در ايران بود ، توانست پرده از راز كتيبه هاي بيستون بردارد .

پس از اين كشف رمز كلنگ كاوشهاي باستانشناسي  توسط  ( ويليام كنت لوفتوس ) انگليسي در سال 1849

در شوش پايتخت باستاني عيلام بر زمين زده شد .

با كشف اشيا بدست آمده و توصيفاتي كه در مورد آثار بر زبانها جاري گشت باعث شد تا پاي فرانسوي ها هم در كاوشهاي باستاني به ايران باز شود و اين در زماني بود كه ناصر الدين شاه  حكومت ايران را دردست داشت .

پس از لغو قراداد دمورگان در سال 1306 فرانسويان  متعهد شدند تا موزه و كتابخانه اي در تهران احداث نمايند مشروط بر آنكه رياست آنرا در سه دوره متوالي ( هر دوره 15 سال ) بر عهده اتباع فرانسوي باشد .

در پي آن آندره گدار فرانسوي به ايران  سفر كرد تا  تهيه مقدمات احداث موزه ملي ايران و كتابخانه را بر عهده گيرد . سرانجام در سال 1316 ه.ش موزه و كتابخانه رسما افتتاح شد .

طراحي ساختمان موزه با الهام  از طاق كسري و كاخ اردشير اول صورت گرفته و زير بناي آن 2744متر

مي باشد . اين موزه در برگيرنده  آثار مختلفي از هزاره ششم پيش از ميلاد تا دوران مختلف اسلامي است كه در دو طبقه به نمايش در آمده است. آثار و اشياء به نمايش در آمده در موزه آيينه تمام نمايي ازفرهنگ، هنر،‌آداب و روسوم،‌باورها و اعتقادات گذشتگان و نياكان ماست و آن را تنها پل ارتباطي بين گذشته،‌حال و آينده مي توان به شمار آورد.

 

اما نكته كه بايد به آن شاره كرد ، اين است كه شايد اولين موزه در ايران را موزه ايران باستان مي دانيم اما چند سال پيش از آن ( 1295) با كمك و همكاري جمعي از ايران دوستان مجموعه اي از اشيا گرد آوري شد كه در محلي از دار الفنون نگهداري مي شد و تحت عنوان موزه ملي از آن ياد مي شود .

دو سال بعد از تاسيس اين موزه ملي توسط  دوستداران فرهنگ ايران اداره اي با عنوان ( اداره عتيقات ) زير نظر وزارت معارف تاسيس شد كه  رياست آنرا ( ايرج ميرزا ) شاعر معروف بر عهده داشت .

موزه را نبايستي مكاني دانست كه در آنجا صرفا" آثار تاريخي و باستاني به نمايش در مي آيد، بلكه تمامي نمايشگاه هاي هنري، علمي، جانوري، پزشكي، نگارخانه ها، كتابخانه ها و آرشيوها و بيشتر بناهاي تاريخي به نوعي موزه هستند. هر شيئي و اثر به نمايش گذاشته شده در موزه يا نمايشگاه زبان حالي دارد و با بيننده اش ارتباط برقرار مي كند با تعمق و تفكر مي توان زبان حال اين آثار را دريافت و از ديدگاه هاي مختلف آن را بررسي نمود.

موزه ها را به شكلهاي گوناگون طبقه بندي كرده اند، موزه هاي تاريخ و باستان شناسي، موزه هاي فضاي باز، موزه هاي مردم شناسي، كاخ موزه ها، موزه هاي علوم و تاريخي طبيعي، موزه هاي منطقه اي

( محلي )، موزه هاي سيار ( گردشي ) ، پارك موزه ها، موزه هاي سلاح ( نظامي )،

موزه هاي انديشمندان ( خانه هنرمندان )

 

اما يكي از مهمترين وظايف موزه ها برقرار كردن ارتباط فرهنگي بازديد كننده با آثار مي باشد.

امار نشان مي دهد كه در قرن نوزدهم فقط عده خاصي از موزه ها بازديد كرده اند. كنفرانس عمومي يونسكو در نهمين جلسه خود در دهلي ( 1956 م ) تاكيد نموده است كه بازديد ازموزه ها به ويژه براي طبقه كارگران آسان تر شود و به راه هايي كه به منظور پربار شدن و غني شدن موزه ها پيشنهاد مي شود، توجه گردد.

و شايد يكي از دلايل عمده نامگذاري اين روز به  نام روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي اين باشد كه در دنياي امروز و در اين دهكده جهاني همگان مسئول حفظ ميراث باستاني شان هستند و موظفند  اين آثار را به آيندگان بسپارند .

با نگاهي به موزه هاي  درون ايران و خارج از آن متوجه آثار گرانبهايي مي شويم كه در موزهاي داخلي وجود دارد و چه اثار گرانبها و پر ارزشي كه به شيوه هاي مختلف در طول ساليان متمادي از كشور خارج شده و مي شود و سرانجام در موزه اي در گوشه اي از دنيا و يا در كلكسيون شخصي نقش مي بندد .

از سوي ديگر در طول اين سالها با پيشرفت در زمينه كاوشها و حتي نگهداري آثار باستاني و جنبه اقتصادي آن در جذب توريسم ، با مقايسه اي ميان خود با كشورهاي همسطح از لحاظ فرهنگ يا آثار بر جاي مانده

در خواهيم يافت كه به هيچ وجه جايگاه درستي را در طول اين سالها كسب نكرده ايم .

علل اين عقب ماندگي ريشه در بسياري از مشكلات دارد كه شايد عمده ترين آنرا بتوان ضعف مديريت و كم توجهي يا بي توجهي مسئولان رده بالاي حكومتي يا نمايندگان مجلس دانست و همچنين نبود بودجه اي مناسب براي بازسازي ، ترميم و احيا و يا حتي نوسازي بسياري از آثار دانست .

جداي از قاچاق آثار تاريخي كه توسط بسياري از عوامل و باند هاي پر نفوذ و حتي وابسته به كانونهاي قدرت صورت مي گيرد ، ميزان آثار ثبت شده ما در يونسكو  بسيار تاسف بار است و همچنين نگهداري همان آثار ثبت شده و ثبت نشده ...!

براي نمونه مي توان به آتش سوزي چند سال قبل در ميدان نقش جهان اشاره كرد كه نزديك بود بكلي

عالي قاپو ويران شود و يا با گذشت چند سال از اقدام براي مرمت مسجد هاي ميدان نقش جهان كار بازسازي به كندي پيش مي رود . از بين رفتن سيستم گرمايشي حمام شيخ بهايي و يا تعطيلي دراز مدت منارجنبان در بسياري از روزهاي سال و ... .

عمارت شمس عماره و درالفنون در تهران وضعيت مناسبي ندارند ، به كار گذاشتن دكلهاي فشار قوي برق در كنار آثار باستاني ، ايجاد طرحهاي عمراني و راه سازي بدون مطالعه و هماهنگي با سازمان ميراث فرهنگي و ...

و از همه مهمتر با همه تلاشهاي عاشقان فرهنگ ايران زمين براي نجات تنگه بلاغي و دشت پاسارگاد ،

 دهن كجي به آنها با ابگيري سد سيوند و از بين بردن بخش وسيعي از آثار فرهنگ و تمدن ايران باستان .

با آبگيري سد سيوند جداي از آثار مخرب آن به آرامگاه كوروش كبير و تخريب بخش عظيمي از دشت پاسارگاد ، چندين كارگاه  ذوب فلزات و توليد نوشيدني و ... به همراه 8000 اصله درخت 500 ساله همگي به زير آب خواهند رفت . شايد در روز جهاني موزه آقاي احمدي ن‍ژاد با ژست هاي هميشگي اش پا در موزه ملي ايران بگذارد و يا رئيس ميراث فرهنگي كه بايد به او رئيس تخريب آثار فرهنگي گفت ، سخنان بسيار زيبايي در توصيف آثار باستاني نمايد اما مسلما حافظه مردمان سرزمينمان هرگز به آنها دروغ نمي گويد .

روزگاري مردمي از سرزمينمان با رفتن و بازديد از ميراث گذشتگانشان ، با ديدن اين همه عظمت ذوق هنري شان گل مي كرد و شروع به كندكاري بر روي بعضي از آثار و يا به قول خودماني يادگاري حك

مي كردند . اما امروزه ديگر شايد به ندرت بتوان چنين چيزي را از مردمان سرزمينمان ديد .

اين مردمان هر روز بر ارزش ميراث گذشتگانشان بيشتر واقف مي گردند و بر حفظ آن كوشا تر اما از سوي ديگربعضي از  دولتمردان ومسئولين با كمال تاسف  روز به روز عقب گرد مي نمايند و چون نمي توانند خود اثري زيبا را خلق  نمايند ، بر هر چه زيبايي است مهربي توجهي و  تخريب مي زنند .

علي از يار دبستاني : http://yardabestani.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

  25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامی باد

                       

                   به نام  خداوند  جان و خرد            کزین برتر اندیشه بر نگذرد                          

                  خداوند  نام  و خداوند  جای            خداوند روزی ده و رهنمای                       

                 خداوند  کیوان و گردان سپهر          فروزنده  ماه  و  ناهید  مهر                           

سخن گفتن در مورد ارزشهای یک اثر جاویدان که در یک هزاره بزرگترین اثر ملی ایرانیان و مورد علاقه و ستایش همگان بوده ، بسیار دشوار است .

حتی هنگامیکه ، بخواهیم خالق این اثر بزرگ را مورد تجلیل قرار دهیم ، بسیار باید رعایت عدالت را نماییم .

صحبت در مورد مردی است که مدت 30 سال زحمت کشید تا شاهنامه را به شعر در آورد :

حکیم ابوالقاسم فردوسی ، یکی از یگانه دانشمندان و بزرگان این سرزمین است که تا هنگامیکه زمان در جریان است از او به نیکی یاد می شود .

شاهنامه از همان روزهای اولی که بوجود آمد ، مورد توجه مردم قرار گرفت ، مردم ایران با عشق و علاقه یا خود شاهنامه را می خواندند و یا به داستانهای شیرین و دلنشین آن گوش می کردند .

خواندن شاهنامه حس میهن دوستی و ایران خواهی را در انسان شدید تر می نماید و بر هر ایرانی واجب است که شاهنامه را بخواند و به عمق و عظمت خالق آن پی ببرد .

فردوسی مردی بسیار وطن پرست و ایران دوست بود و همین وطن پرستی او موجب شد که یکی از بزرگترین شاهکارهای ادبیات جهان را بوجود آورد .

همانطور که می دانید در زمان یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی عربها به ایران حمله کردند . سپاهیان ایران در این نبردها شکست خوردند و سلسه ساسانی سقوط کرد .

در زمان پادشاهی ساسانیان که بعد از امپراطوری هخامنشیان ، بزرگترین امپراطوری ایران زمین به شمار می آمد ، ایران تمدن بسیار بزرگ و درخشان داشت . که البته دلایل شکست ایرانیان خود بحثی مفصل دارد ....

با ورود عربها به ایران زمین و دیدن این تمدن بزرگ ؛ تمام وجود اعراب را غروری بسیار فرا گرفت .

آنان گمان می کردند که خداوند ملتهای دیگر را آفریده است تا بنده و فرمانبردار آنها باشند ، با اینکه اسلام دین برادری و برابری است ، اما بسیاری از اعراب مسلمان خود را بالاتر و برتر از دیگران می شمردند و بسیاری از آنها از روی جهالت و حسادت چه ها که بر سر تاریخ و تمدن این سرزمین نیاوردند ....

در آن زمان ، زبان عربی ، زبان رسمی ممالک اسلامی بود و طبیعتا ً هرکس که می خواست موفق باشد باید تمام امور خود را با این زبان به انجام می رسانید .

در این شرایط که حتی حرف زدن به زبان فارسی جرم محسوب می شد . بزرگانی ظهور کردند که پاسدار زبان مادریمان شدند . اما هیچکس مثل فردوسی در این راه موفق نشد .

و به گفته خود او :

    بســـــی رنـــــج بردم در این ســـال ســی                   عجـــم زنـــده کردم بـــــدیــــن پـــارســـــی

آری دوستان این زبانی که حتی امروزه با آن به صحبت می پردازیم و یا همین خطوطی که بر دفترها و کتابها و وبلاگهایتان و ... نقش می بندد ؛ آسان بدست نیامده و یادگاری عزیز برایمان می باشد که همواره باید پاسدار آن باشیم و در غنای آن بکو شیم .

تجلیل از مردمانی  چون حکیم فردوسی نیز یکی از وظایف ما می باشد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

 

    زینب پیغمبر زاده را آزاد کنید

        زينب پيغمبر زاده را آزاد كنيد

فريبا صراف ( به نقل از روز آنلاین )

محمود پيغمبرزاده، پدر زينب که چند روزيست به جرم مقابله با تبعيض در مورد زنان، در زندان اوين به سر مي برد امروز در گفت و گويي تاکيد کرد: "دختر من هيچ جرمي مرتكب نشده است. مشکل او اين است که با قانون آنقدر آشنايي دارد که بداند احضار تلفني غيرقانوني است. من به عنوان يك انسان به عقايد دخترم احترام مي گذارم."

زينب پيغمبر زاده، از فعالين حقوق زنان، هفته گذشته بعد از مراجعه به دادگاه و به علت نداشتن وثيقه دستگير و راهي اوين شد. وي ساعاتي پس از آن در تماسي تلفني با خانواده وضعيت خود را چنين تشريح کرد: "سوال هاي مختلفي ازمن مي کردند که ربطي به پرونده ام نداشت. به من گفتند چرا اخبار کذب مي نويسي، ومن هم گفتم دروغ نمي نويسم. ازمن پرسيدند وبلاگ دارم که من هم گفتم بله به نام تجربه هاي زنانه. رئيس دفتر قاضي هم رو به قاضي گفت بفرستيمش زندان تا تجربه هاي زنانه پيدا کند! بعد به من گفتند قرار کفالتت را به وثيقه تبديل کرديم و پرسيدند وثيقه داري گفتم نه ولي بايد بپرسم اما بعد مرا به زندان منتقل کردند."

به نوشته سايت تغيير براي برابري، زينب را که بيماري قلبي هم دارد در کنار کساني محبوس کرده اند که "برخي شان از سيگارو کراک استفاده مي کنند که براي زينب با توجه به بيماري قلبي اش وضعيت مناسبي نيست". به همين علت مسئولين زندان روز پنجشنبه زينب را به بهداري منتقل کردند ولي از دادن دارو به او خودداري کردند. پدر زينب در مورد وضعيت اين دانشجوي 24 ساله که خبرنگار صفحه زنان روزنامه سرمايه هم هست، مي گويد: "فرداي روزي كه احضاريه كتبي آمد، زينب بدون اينكه به من بگويد به دادگاه رفته بود و همان روز دستگير ش كردند. به من نگفت چون نمي خواست به نگراني هاي من اضافه کند."

او در مورد سپردن وثيقه براي آزادي زينب مي گويد: "به دادگاه گفتم وثيقه ندارم و اجاره نشين هستم؛ ضمن اينكه زينب جرمي مرتكب نشده است كه براي آزادي اش وثيقه گذاشته شود ؛آنها فيش حقوقي مرا ديده اند مي توانند مبلغ دريافتي من را ببينند. من توانايي اين را ندارم كه وثيقه بگذارم تا زينب آزاد شود. اگر از سهام عدالت وعده داده شده توسط دولت احمدي نژاد چيزي به من پرداخت كنند آماده هستم."

پدر زينب از دغدغه هاي خود و فرزندانش مي گويد: "براي بچه هايم هم پدر بوده ام هم مادر.فقط اين را مي دانم كه در ايران زندگي مي كنم و نبايد با ما اينگونه برخورد شود."

او با انتقاد از فضاي نا امن موجود مي گويد: "زندان از خيابان هاي اين شهر امن تر است.با اين اوضاع ممكن است دوباره قتل هاي زنجيره اي تكرار شود و فرزندان ما سر به نيست شوند."

او درباره برخوردقاضي پرونده زينب توضيح مي دهد: "قاضي به من گفت چرا جلوي كارهاي دخترت را نمي گيري ؟ كه من پاسخ گفتم اگر دانشجوي رشته جامعه شناسي كه با رتبه زير صد وارد دانشگاه شده به فكر مشكلات جامعه خود نباشد، چه كسي بايد اين كار را بكند؟ ماست بندها به فكر تغيير و بهبود وضعيت جامعه باشند؟"

او از رفتار مسئولان دانشگاه نيز گله مي كند: "يك بار از حراست دانشگاه به من زنگ زدند گفتند حيف دخترت نيست كه عضو تشكل هاي دانشجويي شده؟ ومدعي شدند زينب عكس شهدا را در دانشگاه پاره كرده است.اما من پاسخ دادم خودتان اين كار را كرده ايد ما يك خانواده مذهبي هستيم و زينب هرگز به خود اجازه نمي دهد چنين كاري را انجام دهد."

او ادامه مي دهد: "در زمان گذشته دانشگاه ها حامي دانشجويان بودند ولي امروز حراست دانشگاه با سيستم امنيتي مملكت همكاري مي كند و در مقابل دانشجويان مي ايستد."

محمود پيغمبر زاده که از نبودن دخترش دلتنگ است، مي افزايد: "شايد زينب در زندان روحيه خوبي داشته باشد اما خواهر و برادرش زنداني ترند. چون خيلي نگرانش هستند."

زينب پيغمبر زاده به همراه 32 تن از فعالان جنبش زنان روز 13 اسفند مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواسته شان حمايت از همفكران شان بود كه آن روز به دادگاه احضار شده بودند.اين 33 نفر دستگير شدند و حالا يك به يك به دادگاه احضار مي شوند.لازم به توضيح است که دوستان و فعالان جنبش زنان وثيقه مورد نظر دادگاه را تهيه کرده اند، اما دادگاه از پذيرش آن خودداري کرده است.

http://www.roozonline.com/archives/2007/05/004420.php

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

      

                          آپارتايد در ايران  (apartheid (

 

        

 

امروز 21 ارديبهشت ماه  است ، دقيقا ً 21 روز از آغاز و اجراي طرح امنيت اجتماعي مي گذرد .

طرحي كه به مدد سرداران و افراطيون به همراه رسانه ملي و دولت مهرورز با صرف هزينه ها ي

فراوان و جنجال هاي گوناگون تا امروز به پيش آمده است .

اما اگر بخواهيم نگاهي گذرا به اين بگير و ببند ها داشته باشيم ، بازه زماني به عمر جمهوري اسلامي در

مقابلمان است . محدوديتهايي كه با شعار يا روسري  يا تو سري آغاز گرديد و با ظهور كلانترهايي چون

زهــرا خانم معروف در مقابل دانشگاه تهران به اوج خود رسيد و تا امروز همواره در بستر حوادث گوناگون

همان مسير تزلزل وار خود را طي مي نمايد .

مبارزه با بدحجابي چيز تازه اي در فرهنگ جمهوري اسلامي نبوده و نيست . برخورد با بدحجابي همه ساله با شروع  فصل گرما آغاز مي شود و پس از مدتي با شكست طرح  تا سال بعد بايگاني مي شود .

اما امسال اين گونه برخوردها رنگ و روي ديگري به خود گرفته است . تقريبا بعد از چند سال برخورد نسبتا آرام و به دور از جنجال و هياهو ، دوباره با ظهور دولتي اقتدار طلب و شكل گرفتن شكستهاي پي در پي در عرصه هاي داخلي و خارجي  .... باز هم فضاي جامعه ايران بسوي يك جامعه پليسي – امنيتي به پيش رفت .

فضايي كه  دوباره ماشين سركوب رژيم را به كار انداخته و اين بار هم چون گذشته بدون هيچ هراسي با چماق و چاقو به جان شهروندانش افتاده است .

برخوردهايي كه در اين 20 روز نيروي انتظامي  با شهروندان انجام مي دهد ، انسان را به ياد روزگاران دهه 60 مي اندازد ، روزگاري كه جامعه از يك طرف با دشمن بيگانه در جنگ بود و از سوي ديگر با بسياري از شهروندان سرجنگ داشت . درآن روزگاران هم با دستمالهاي آذين گشته به تيغ بر لبهاي بانوان نقش هاي جنون آميزشان را حك مي كردند و بر انگشتان لاك زده و دستاني كه از آستين هاي كوتاه بيرون امده بود رنگ مي پاشيدند .  درآن روزگاران نهادي به اسم ژاندارمري وجود داشت كه اولين سئوالش در مواجهه با

پسران جوان ارائه كارت پايان خدمت بود و در اين روزگار هم شما بايد يا كارت پايان خدمت به همراه داشته باشيد يا كارت دانشجويي ....  .

اگر خدا ناكرده در آن روزگاران با همسر يا نامزد ويا خانواده خود بيرون مي رفتيد بايد كليه مدارك هويت خود را به همراه داشتيد و در اين روزگار نيز ... .

اما چيزي كه امسال اين طرح مبارزه با بدحجابي را بسيار ويژه تر از سال هاي قبل گردانده است .

در ابتدا ميزان حضور نيروهاي انتظامي است كه بايد حافظ جان و مال مردم و امنيت در اجتماع باشند اما در عمل اين نيروها به نيروهاي سركوبگر و مخل آسايش جامعه تبديل گشته اند .

در نگاهي ديگر نوع برخورد اين نيروهاي سركوبگر با مردم است كه برخلاف آن چيزي كه در رسانه واقعا ملي ( صدا و سيما ) نشان مي دهند . برخوردها كاملا بي ادبانه و توهين اميز بوده و در بسياري از موارد به درگيريهاي فيزيكي منجر مي گردد .

در اين ميان مسئولان مربوطه هر كدام در اين باب سخني مي گويند و سرداران نيروي انتظامي هم به كلي مخالف برخورد با بدحجابي بطور خاص هستند و طرح را بالاتر و فراتر از آن ميدانند.

 شنيدن سخناني از اين دست كه : زنان بدحجاب ، خفاش شب و گرگ درنده روز هستند و يا پيام دادستان تهران براي تبعيد بدحجابان از محل سكونت به مكاني ديگر هم در نوع خود بي نظير مي باشد .

ذكر دو نكته در اينجا لازم است :

ابتدا اينكه بعد از تحقيقات فراوان و كارشناسي هاي انجام گرفته مشخص شد كه تعدادي از افراد بدحجاب با بيگانگان در اتباط بوده و براي انجام اين كارهاي پول دريافت مي كنند و ... .

و دوم اينكه به گفته برخي از نمايندگان مجلس بدحجابان به سه دسته تقسيم مي شوند :

1 – گروهي كه بسيار اندك هستند و با نظام عناد دارند و اين حركتشان نوعي حركت سياسي است .

2 – گروه دوم كساني هستند كه تحت تا ثير مد و تهاجم فرهنگي قرار گرفته اند .

3 – و گروه سوم كساني كه به دليل نبود جايگزينهاي مناسب پوششي مجبور به استفاده از اينگونه لباسهاي

 نا مناسب هستند .

حال اين سه گزينه را داشته باشيد تا به سخنان رئيس پليس زنان ناجا هم برسيم :

 

دكتر شايگان كارشناس ارشد آسيب هاي اجتمائي و فرمانده دانشكده پليس زن ناجا گفت: بد حجابي يك مسئله اجتماعي است نه يك مسئله سياسي و بايد به اين پديده اجتماعي از ديدگاه آسيب شناسي نگاه كرد.

اين مسئله اجتمائي  مثل ساير مسائل اجتماعي  ابعاد و علل گوناگون دارد و در صورتي كه هر بخش وظيفه خود را در پيشگيري از آن به درستي انجام دهند مشكل قابل حل است .

فرمانده دانشكده پليس زن ناجا با اينكه معتقد است،  زيبائي طلبي  و مد طلبي از ويزگي هاي بارز دوران جواني است اما در عين حال تاكيد مي كند: اين فرهنگ يك جامعه است كه زيبائي ها  و مد را به نحوه مناسب و متناسب با فرهنگ وارزشهاي خود آن جامعه ارائه مي دهد.

 

 دکتر شايگان مي افزايد: در حال حاضرعلت وضعيت موجودعدم فرهنگ سازي مناسب و عدم ترويج ارزشهاي فرهنگي و ديني  مي باشد. 

 

اين سخنان در حالي ايراد مي شود كه در هفته اول ارديبهشت ، يعني همزمان با شروع طرح سردار احمدي مقدم در شبكه 2 سيما در برنامه خبري ساعت 22:30 حاضر شده  بود و علت مشكلات امروزي در سطح جامعه را انجام كارهاي فرهنگي بيان كرد و با تهديد و عصبانيت هر چه تمامتر خواستار برخورد و عمل با بدحجابان شده بود و اعلام كرد كه دوران كار فرهنگي به پايان رسيده است  .

با همه تفاسيري كه رفت ، طرحي نيز توسط دولت مطرح شد كه براي سامان دهي به وضع پوشاك مناسب با عرف جامعه تعدادي فروشگاه مشخص شود كه شهروندان از آن فروشگاهها پوشاك متناسب را تهيه نمايند .

 

جمهوري اسلامي كه با انقلاب بهمن 57 قدرت را به دست گرفت ، عملا در 12 فروردين 1358 زمامدار امور شد و حاكميت ايران را بر عهده گرفت .

ايران يكي از كشورهاي  عضو سازمان ملل مي باشد كه در بسياري از كنوانسيونهاي آن عضو بوده و بسياري از قوانين آنرا به امضا رساند ه است و عملا داراي نماينده در سازمان ملل مي باشد .

اگر نگاهي به بعضي از معاهده  هاي بين اللملي در زمينه حقوق بشر كه جمهوري اسلامي به آن ها پيوسته است بياندازيم ، خواهيم داشت :

منشور ملل متحد ( 1945 ) ، ميثاق بين اللملي حقوق مدني و سياسي ( 1976) ، كنوانسيون مربوط به وضع پناهندگان ( 1976 ) ، كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان ( 1979) ،

 كنوانسيون حقوق كودك  ( 1994)  و ....

اينها بخش كوچكي از تعهدات حكومت جمهوري اسلامي به جامعه جهاني مي باشد ، كه در اكثريت انها هم كارشكنيها و تبعيضات  به وفور ديده مي شود .

حال اگر بخواهيم رفتار دولتمردان جمهوري اسلامي را با شهروندان خود تعريف نماييم آيا واژه اي گويا تر و رساتر از آپارتايد در انواع مختلفش خواهيم يافت .

در حاليكه بعد از تجمع 22 خرداد و سركوب زنان ، هرروزه  فعالين جنبش زنان همانند ديگر اقشار جامعه راهي زندانها مي شوند و تهيه يك طومار و ايجاد يك كمپين براي رفع قوانين تبعيض آميز اقدام بر عليه امنيت ملي محسوب مي شود ، خواهران حوزه علميه قم يك طومار   15 متري  تهيه كرده اند و با امضا آن ضمن تقدير از عملكرد نيروي انتظامي در سركوب بدحجابان ( دختر و پسر ) اين طومار را به جناب سردار احمدي مقدم تقديم نموده اند تا ايشان هم در معرض عموم قرار دهد .

من به عنوان يك جوان ايراني از سازمان ملل تقاضا دارم تا يك صفحه در سايت خود قرار داده و به رفتار قرون وسطايي و ارتجاعي سران حكومت ايران اعتراض نمايد آنگاه مشخص خواهد گشت كه اين طومار به چه ميزان بلندي خواهد داشت و همچنين ميزان استقبال مردم از طرح سركوب شدنشان كه در رسانه ملي با دادن اماري 87 درصدي انتشار يافته است به خوبي نمايان خواهد شد .

 

علي از يار دبستاني  http://yardabestani.blogfa.com

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

     دعاي خير جوانان براي سازندگان فيلم 300

          

  

فيلم 300 ساخته شركت برادران وارنر كه تقريبا از اواسط اسفند ماه امسال به اكران در آمد و با شروع

 اكران اش صداهاي گوناگوني در مورد اين فيلم به پا خواست .

اعتراضاتي در همان روزهاي اوليه توسط بسياري از جوانان ايراني وبلاگ نويس به را افتاد كه اين صداي اعتراضات به بمب گوگلي و نقد هاي گوناگون منجر شد و بعد از چند روز NGO هاي مستقل از جمله كميته نجات پاسارگاد را به همراه خود داشت و اين صداي اعتراض كه مي رفت تا جهاني شود با آمدن رسانه هاي گروهي و تصويري  خارج از كشور بعدي همه جانبه گرفت و تقريبا در هر محفلي سخن به فيلم 300 ختم

 مي شد . و كار را به جايي رساند كه حتي يونانيان و گروه بسياري از اهل دانش در سينما نيز مهر باطل بر اين فيلم زدند .

بعد از اين اعتراضاعت منسجم و خودجوش آهسته ، آهسته نغمه هايي از درون حاكميت و صدا و سيماي حاج عزت ضرغامي نيز به پا خواست و كار را به جايي رساند كه بسياري از حضراتي كه با عينك هاي بدبين شان تا ديروز تنها تاريخ را از 1400 سال به اين ور مي نگريستند ، به يكباره به عنوان استاد دانشگاه ، محقق ، فيلم ساز و كارگردان به صدا و سيما و مطبوعات رژيم دعوت مي شدند .

در همين ايام بود كه حسين شريعتمداري هم كه شب قبلش احتمالا خواب نما شده بود و روح خلخالي به ديدارش آمده بود ، در روزنامه حكومتي كيهان اين فيلم را محكوم كرد و سريعا توطئه ها و دست هايي را كه از جانب صهيونيست ها در اين فيلم به جا مانده بود به امت مسلمان و هميشه در صحنه  ياد آور شد .

بعد از آن نوبت به جناب آقاي اسفنديار رحيم مشايي رسيد كه با طرح شكايتي به مراجع مربوطه توهين آشكار به تاريخ و ملت ايران را ياد اور شود و اين درست در زماني بود كه عاشقان فرهنگ و تمدن ايران زمين چندين بيانيه و شكوائيه را به كمك NGO  ها به  مراجع گوناگون فرستاده بودند تا مانع از تخريب و نابودي فرهنگ وتمدن و ميراث باستانيشان شوند . و استدلال همه آنها هم حداقل در اين وجه مشترك بود كه اين آثار ميراث  گران بها و متعلق به همه مردمان جهان در تمامي دوره هاست .

با گذشت حدود 2 ماه از اين وقايع و اكران فيلم 300 هنوز هم اين فيلم يك موضوع جنجالي به حساب مي آيد .

حكومت جمهوري اسلامي كه از روز تولدش دشمني ديرينه اي با هويت و فرهنگ ايراني داشته و دارد ، در اين روزها مي كوشد تا با نشان دادن اين فيلم و نقد هاي گوناگون از زواياي مختلف براي خودش مشروعيتي و اعتباري دوباره در بين افكار عمومي و خصوصا جوانان پيدا كند .

جواناني كه به خوبي فرق بين فاشيسم و ناسيوناليسم را مي داند و همين موضوع كار را براي حضرات كمي سخت كرده است .

شاهد اين مدعي هم نقد هاي گوناگوني است كه از صدا و سيما جمهوري اسلامي پخش مي شود و حتي در شبكه چهارم سيما كه هدف از تاسيس آن پوشش دادن قشر روشنفكر و فرهيخته جامعه مي باشد ، در هفته نقدهاي گوناگوني از اين فيلم مي گذارد .

تا اينجا كار هيچ اشكالي وجود ندارد اما به تازگي اين سناريو پايش به بعضي از دانشگاههاي كشور هم باز شده و سعي بر آن است تا با دعوت اساتيدي اهميت و ميزان توطئه دشمنان را براي جوانان تشريح نمايند .

با شكل گيري همه اين وقايع ، رويداد ديگري هم در همين چند ماه اخير خبر ساز بود و شايد بتوان گفت كه موضوعي در موازات با موضع قبل داشت و آن چيزي نبود جز خبر قطعي آبگيري سد سيوند .

 

سدي كه با همه ابهامات و اعتراضات و بياينه ها  در 2 سال گذشته آبگيريش به تعويق افتاده بود و ناگهان اين موضوع هم براي همه آقايان بر تخت نشسته مهم مي شود و در اين ميان لجبازي دولت محمود احمدي نژاد با تمامي اين فرهيختگان و دوستداران فرهنگ هم براي خود داستاني دارد .

باز هم همان دستان مرموز به كار مي افتند و در هفته حداقل 2 تا 3 مستند درباره سيوند در شبكه هاي جمهوري اسلامي نشان داده مي شود .

مصاحبه شوندگان منكر نقش تمامي معترضين آبگيري مي شوند و حتي با نوعي توهين به آنها دلهره هاي آنها را نوعي فرافكني  مي خوانند و حتي در پاره اي  موارد آنها را  ايادي دشمن مي نامند . و دلهره ها و تشويش هايشان را بي مورد مي خوانند و اين انتظار را دارند كه براي اين مدت كه آبگيري به تعويق افتاد ملت ايران ازآنها عذر خواهي نمايد .

آقاياني كه مورد مصاحبه قرار مي گيرند ، يكي از افتخارات خود را گرفتن نشان ميراث فرهنگي مي دانند ، نشاني كه مطمئنا آنرا يا از دست مشايي و يا طه هاشمي دريافت كردند و يا از دست آقاي محمود احمدي نژاد !

و جز اين نمي تواند طور ديگري باشد ؟

چرا كه دستاني كه خود سد سيوند را آبگيري مي نمايد و با اعلام خبر آبگيري توسط شخص رئيس جمهور ، افتخاري بر ديگر افتخارات دولت مهرورز مي افزايد ، مي تواند تنها به نابود كنند گان فرهنگ سرزمينمان مدال دهد .

 

                           ؟

            30 صــد  =  30 ونـــد

 

اگر سيوند و  سيصد را دو روي يك سكه بدانيم ، باز هم مي توانيم ميان آنها وجه تمايزي قائل شويم و يا حداقل ما ساكنان و اسيران در بند در ام القراي اسلامي بعد از گذشت 2 ماه از اكران فيلم 300 اگر در روز هاي اول معترض بوديم شايد امروز همگي شيفته فيلم 300 شده ايم !!!!

فيلم 300 اگر بر افكار و تاريخمان ضربه اي وارد نمود شايد بتوان دليل آنرا نا آگاهي و يا مال اندوزي صاحبان شكرت وارنر دانست . فيلمي كه هر چه كه بود ، در حيطه مجازي تازيانه هايي بر پيكرمان وارد كرد . اما در دنياي حقيقي اين جمهوري اسلامي است كه با مديرت غلط و حتي با واژگاني بهتر با سو مديريت و گاهي لجباري و نفرت سعي در تخريب ثروتهاي ملي مان دارد .

امروز بعد از گذشت 28 سال شايد 300 اولين فيلمي باشد كه همزمان با هاليوود در سيما ايران قسمتهايي از آن به نمايش در آمد و حداقل براي بسياري از مردمان عادي سرزمينمان اين فايده را داشت كه از زبان كساني كه طاغوت را نفي مي كردند ، از عظمت و شكوه ايران باستان مطلع شوند .

پادشاهاني كه حضرات آنها را منفورترين انسانهاي روي زمين مي خواندند امروز، به يكباره ارزشمند و عزيز مي شوند و جالب اينجاست كه ديگر ما لازم نيست براي آگاهي دادن به مردمان عادي سرزمينمان هزينه هاي بسيار بپردازيم  چون بعد از گذشت 2 ماه بسياري از مردم و جامعه دانش آموزي و در پاره اي از موارد جامعه دانشجويي با امدن نام 300 اين گفته را باخود زمزمه مي نمايد :

خدا پدر سازنده فيلم 300 را بيامرزد كه باعث شد در صدا و سيماي جمهوري اسلامي بعد از گذشت روزگاران بسيار دوباره نامي از كوروش و داريوش و خشايارشاه شنيده شود .

هر چه  از عمر رژيم جمهوري اسلامي مي گذرد ، ماشين جهل و سركوب آن نيز پير تر وفرسوده تر

 مي گردد و  هر روزه  آقايان گافهايي را مي دهند كه باعث خنده و تمسخر همگان مي شوند و يا گاهي خود با اين سخنان جاهلانه شان درخت مبارزه را آبياري مي نمايند .

مثلا احمدي نژاد در پاسارگاد به جهانيان مي گويد بياييد شكوه و عظمت ما را ببنيد و از اسلام ! درس بگيريد!

و يا استاد دانشگاهشان مي گويد : اگر كوروش يهوديان را آزاد نمي كردو يا بابل را فتح نمي نمود ، اصلا يهودي باقي نمي ماند كه هولوكاست بوجود آيد .... !!

با اين انديشمندان و اساتيد نابغه ، همسنگران مطمئن باشيد خواندن سرود پيروزي چندان سخت نمي نمايد .

 

علي از يار دبستاني

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

         حاج منوچ و طرح امنيت اجتماعي ( مبارزه با بد حجابي ) در سطح بين الملل

 

            

 

دوستان عجب حكايتي شده ، احوالات اين دولتمردان حكومت الله بر روي زمين .

بالاخره بعد از چند هفته من بميرم و تو بميري در سطح ديپلماتيك  و شكست برادران نسق گير در وزارت امور خارجه ، قرعه فال به نام وزير سوم امور خارجه در دولت نهم افتاد .

بعد از تمامي جنجالهاي به پا شده  و كسب رضايت دو وزير اول جنابان لاريجاني و ولايتي  ، حاج منوچ ، همون منوچهر متكي قديم با كسب رضايت نامه از تمامي مراجع ذي الصلاح و گرفتن گواهي عدم خلافي از برادران نيروي انتظامي در زمينه بدحجابي و ترويج فحشا راهي اجلاس شرم الشيخ در كشور نه دوست و نه دشمن ما مصر شد .

در راستاي اين سفر آش پشت پاي مفصلي در تهران از جانب گروههاي مختلف و هيئت هاي عزاداري پخته شد كه هر كدام با طعم و شكل خاصي  به خورد امت مسلمان داده شد .

كار نداريم كه در اجلاس چه گذشت و اصلا به ما هم ربطي ندارد . چون بايد الان به فكر اولا پوشش مناسب باشيم و بعد ازآن بدويم دنبال كارت سوخت و .... باقي قضايا ... .

در هر صورت چيزي كه مهمتر از موضوع اين اجلاس بود نشست جهاني با حضور عالي ترين مقامات كشورهاي گوناگون از جمله شيطان بزرگ .

با توجه به تحريمهاي تصويب شده  و يك ماه  و اندي كه تا تحريمهاي بعدي فرصت باقي مانده است ، شايد اين يكي از مهمترين و تاثير گذارترين رويدادها مي توانست باشد . البته نه به عنوان انتهاي كار بلكه بصورت يك جلسه معارفه كه دو شخصيت تنها به هم معرفي مي شوند در حالي كه همديگر را بسيار خوب مي شناسند اما هيچگاه با هم چشم در چشم ملاقات نكرده اند .

چيزي كه بيشتر اهميت اين اجلاس را مشخص مي كند ، اتفاقاتي كه در تهران در حال بروز است .

از يك سو با خنده براي شيطان فرش قرمز پهن مي شود و از سوي ديگر در تهران با روسري قرمز ها برخورد مي شود .

اين قرمز هم عجب رنگ درد سر سازي شده !!!!

اما مهمتر از اين دو بازداشت موسويان است كه با يك حساب سرانگشتي كليه شكها را به يقين تبديل مي كند و آن اين است كه در موازات انرژي هسته اي .... مذاكره با امريكا هم حق مسلم ماست !

اما اين ماست چه كسي است ؟

منظور همان ما است !!!

شايد بعد از  قرارداد الجزاير و يا كمي آنطرف تر گرونگانگيري سفارت امريكا همگي مشكلاتي شد كه مذاكره با آمريكا مانند يك معادله چند مجهولي پيش روي نوابغ هر دو عالم  نقش ببندد .

و هر كدام از حضرات به همراه آقازاده ها و كليه خدم و حشم به دنبال كرديدت اين كار باشند .و تا گروهي تنها صورت مسئله را در كاغذي ديگر تميز مي نويسد ، همگي حضرات با جوهرهايشان بر روي كاغذ يورش مي آورند .... .

خلاصه داشتيم مي گفتيم كه حاج منوچ كه حتي كمي از تنها متحد استراتژيك ام القراي اسلامي هم درس نگرفته بود مانند خاله سوسكه معروف با دلبري تمام وارد كارزار مذاكره شد و چون قرار بود همه چيز از قبل با توافق برادران در تهران باشد و بعد از كسب اجازه از جناب جنتي و احمدي مقدم هر ميز غذايي را سرو نمايند ، حاج منوچ با اعتماد به نفس بيشتري قدمهايش را در سالن همايش  مي گذاشت .

بعد  از ملاقات متحد استراتژيك ايران ( سوريه ) با وزير امور خارجه  شيطان بزرگ ، حاج منوچ بطور كاملا اتفاقي با خانم رايس برخورد مي كند . حاج منوچ كه شب قبلش داستان خاله سوسكه و دون كيشوت را با هم برايش تعريف كرده بودند و يك فيلم ماتادور هاي گاوباز را هم برايش گذاشته بود تا خوابش ببرد :

با دلبري هر چه تماتر به رايس گفت :

 

السلام عليکم"، کاندوليزا رايس به انگليسی سلام می دهد و به آقای متکی می گويد: "انگليسی شما از عربی من بهتر است".

 

احمد ابوالغيط، وزيرخارجه مصر وارد می شود و به منوچهر متکی می گويد: "می خواهيم مجلس را گرم کنيم"، آقای متکی در پاسخ به انگليسی می گويد: "در روسيه، مردم زمستانها بستنی می خورند چون بستنی از هوا گرمتر است"، کاندوليزا رايس هم در واکنش به اين جمله می گويد: "همين طور است".

به نقل از بي بي سي

 

اما نكته جالب اين ديدار و شكسته شدن تابوي 28 ساله در ضيافت شام رقم مي خورد كه تا حاج منوچ بطور همزمان با رايس وارد سالن مي شود ، خانمي با لباسي به رنگ قرمز مشغول نواختن ويالون بوده و خانم رايس هم از سوي ديگر مي آمده ، ناگهان حاج منوچ در اثر ديدن رنگ قرمز و شنيدن نواي ساز حالش دگرگون مي شود و ياد صحبتهاي سردار احمدي مقدم و ياد رحيم مشايي مي افتد و خلاصه فيلش ياد هندوستان مي كند و با شتاب هرچه تماتر در حاليكه از دهنش كف بيرون مي آمد و پاهايش را محكم به زمين مي كوبيد و رگ غيرتش هم بالا زده بود كه به علت كمبود امكانات امكان اندازه گيري قطر آن نبود بسرعت از تالار خارج مي شود ..... .

تنها نكته مجهول در اينجا رنگ لباس خانم رايس است كه يحتمل آبي بوده و تاثير دوچندان از لحاظ رواني بر روي افكار بسيار مخملي و لطيف منوچ خان داشته .... .

در همین ارتباط :

بازتاب

فارس

 

نتيجه گيري بهداشتي : جنون گاوي الزاما بيماري خطرناكي نيست و گاهي مصلحت ايجاب مي كند كه جنون گاوي بگيريد
 نتيجه گيري سياسي : در نشستهاي ديپلماتيك و  هنگام پذيرايي بهتر است از چشم بند و يا عينك جوشكاري استفاده شود
نتيجه گيري ادبي : خدا گر زحكمت ببندد دري ، ز رحمت گشايد در ديگري
نتيجه گيري خودموني : خدا خر  شناخت و شاخش نداد
بقيه نتيجه ها را هم خودتان بگيريد


خبر فوری :

  

                        علي اشرف درويشيان در بستر بيماري

 

                   سکته مغزی علی اشرف درویشیان

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

                         برخورد كاملا اسلامي و مودبانه با بدحجابان

خود ببينديد       

 

مطمئنا دوستان عزيز سخنان دكتر محمود احمدي نژاد را در در دوسال قبل به خاطر داريد

كه در مبارزات انتخاباتي فرمودند : آيا مشكل مملكت و جوانان ما چند تار موي بيرون افتاده است و ...

حال آنكه رئيس جمهور در اظهارات جديد خود فرموده اند :

عصرايران - رئیس‌ جمهور ‌ گفت:هم‌ ملت‌ و هم‌ جوانان‌ کشورمان‌ ، ارزشهای‌ اسلامی‌ و الهی‌ را در اعتقاد و رفتار، اگاهانه‌ و آزادانه‌ انتخاب‌ کرده‌ اند.

احمدی ن‍ژاد افزود: دشمنان‌ با برخی‌ اقدامات‌ تبلیغی‌ و جوسازی‌ ها درصدد تخریب‌ پاکی‌ و ایمان‌ جوانان‌ هستند و می‌ خواهند عده‌ ای‌ را با ظاهر نامناسب‌ درجامعه‌ راه‌ بیاندازند و پس‌ از برخورد با آنها تبلیغ کنند که‌ در ایران‌ با جوانان‌ برخورد می‌ شود و خمودی‌ و یاس‌ را در بین‌ جوانان‌ بوجود بیاورند‌ .

 حال بماند كه سرداران محترم و ائمه جمعه چه مي گويند و سردار مر بوطه و باجناق ( پرزيدنت )

با آب و تاب تمام از طرحش دفاع مي كند و آنرا مايه امنيت جامعه مي داند حال انكه در چند روزي كه مشاهده كرده ايم نه تنها برخوردها فايده نداشته كه حتي كه به درگيري هايي فيزيكي و عمدتا لفطي انجاميده

و يا اينكه با متخاطيان به صورت كاملا مودب برخورد مي شود و ...

و از همه مهمتر اين نكته كه : در اسلام ديدن مرد و زن نامحرم حرام است چه برسد دست زدن به آنها و..

اما خب سربازان گمنام امام زمان از اين قاعده مستثني هستند !!!!  

  

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

                     بیانیه کانون صنفی معلمان ایران


وقتي روساي كانون صنفي دربند هستند وظيفه ماست كه اطلاع رساني كنيم
ماده ی 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حقوق شهروندی مبنی بر تشکیل انجمن های حرفه ای و تخصصی را تضمین می کند. ماده ی 27 قانون اساسی ایران اظهار می دارد که تجمعات مسالمت آمیز می تواند به صورت آزاد برگزار شود.
لطفا بيانيه را تكثير كرده و به اطلاع همكاران برسانيد .
فرهنگيان عزيز
سلام بر شما فرهنگيان عزيز كه نماد واقعي مظلوميت در دوره اي به شمار مي رويد كه بيشترين شعارها را در مورد عدالت شاهديم ، و معلم نيز اين مهرورزي و عدالت را چشيد و شب عيد را در زندان دور از خانواده گذراند.
لقب هاي زيادي به ما معلمان داده اند ازجمله «دلاور » در زمان جنگ ، « قانع » در زمان سازندگي، « نجيب » در زمان گفتگوي تمدنها، و حالا ... عناوين مختلفي برايمان تراشيده اند : معلم نما... !!! ، اخلالگر ... !!! ، مهره اسرييل و آمريكا...!!! ، ضد انقلاب ...!!! و ...
و اما عدالت : به نحو احسن برقرار است چون هيچ معلمي را نمي توان يافت كه آسوده خاطر باشد و فكر معيشت و گذران زندگي او را از پاي نينداخته باشد ، هيچ معلمي نيست كه شرمنده ي زن و بچه و پدر و مادر و.... نباشد، فرزند معلمي را پيدا نميكني در ايام تعطيل كه همه به مسافرتهاي آنچناني جزاير و كشورهاي دور و نزديك ميروند، رفته باشد و غم از چشمانش نبارد، و دردهاي زياد ديگري كه اظهرمن الشمس است. آري عدالت است كه همه ي « معلمان» بالسويّه در دردها مشتركند.
يك نكته ي جالب اين كه فقط معلم است كه بايد صبر كند و ديگران صبر ندارند، معلم به قول آقايان مصرف كننده است و ديگران توليد كننده، سواد آقايان را در جاهاي ديگري به جز مدرسه توليد كردهاند كه نمي توانند خط معلم را خوانده و درد او را بفهمند.
آقايان مسئول :
متشکریم که سکوت کرده اید تا در هرکوی و برزن، پیر و جوان و خرد و کلان به ما طعنه بزنند که: " معلمان مگر چکار میکنند، 15 روز که ایام عید تعطیل هستند، سه ماه تابستان هم تعطیل می باشند، در کلاس هم که درس نمی دهند... پس غلط بیجا هم میکنند که توقع حقوق بیشتر دارند"

متشکریم که سکوت کرده اید تا آقایان  با معلمانی که تقاضای ایجاد برابری دارند (و نه بیشتر) مثل شهرام جزایری به عنوان زیاده خواه و دزد بیت المال و اخلالگر برخورد کنند و باتوم بر سر معلمان خود فرود آورند.
متشکریم که سکوت کرده اید تا نيروهاي امنيتي كه بايد حافظ امنيت و مجري قانون در جامعه باشند، با بي قانوني معلم را در كلاس درس، در مقابل چشمان اشك آلود و وحشت زده دانش آموزان بازداشت کنند.
از شما ممنونيم که سکوت کرده اید که هر مرجعی که دستی بر آتش بیت المال دارد، اول برای کارمندانش پاداش های مصوب داخلی بگیرد و در نهایت پس مانده ها را به معلمان و وزارت بهداشت و از این جور سازمان های به ظاهر بی اهمیت مملکت بدهد.
ما از شما متشکریم که سکوت کرده اید تا در رسانه ی درخشان ملی (بخوانيد خصوصي) هر روز در بوق و کرنا کنند که پاداش پایان سال همه ی کارمندان دولت 175000 تومان است اما اعلام نکنند که پاداشهای درون سازمانی میلیونی در وزارت نفت، نیرو، دارایی، و. . . از کجا تأمین می شوند و به چه کسانی داده میشود.
آقايان مسئول! از شما متشكريم كه به جاي گوش كردن به درد دل معلمان زحمتكش و پاسخگويي به آنان و حل مشكلات، با ايجاد رعب و وحشت و دستگيري و بازداشت غيرقانوني همكارانمان و فيلترينگ، سعي در خاموش كردن فرياد عدالتخواهي معلمان داريد و اين كار را تا جايي ادامه داديد كه مجامع بين المللي از جمله فدراسيون جهاني اتحاديههاي معلمين(
EI)، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)و سازمان ديده بان حقوق بشر (ITUC) براي چندمين بار اعتراض نامه هاي شديداللحني را خطاب به شما مسئولين ناشنوايمان صادر نمايند.
از شما متشکریم که سکوت کرده اید با این که می بینید درسؤالات آزمون استخدامی سال 85 بانک ملت این سؤال را برای ایجاد فرهنگ معلم ستیزی مطرح میکنند که: ((معلمان همواره نسبت به حقوق خود معترضند اما به نظر من معلمان بیش از حق خود حقوق دریافت میکنند. بلی - خیر )). لابد فرهنگ معلم ستیزی در بانک هایی که به اسم این ملت و با پول این مردم فربه شده اند مرسوم می باشد.

از شما متشكريم كه به جاي رفع مشكلات و تسريع در رسيدگي به حقوق حقه ما معلمين با پخش اخبارهاي نادرست، و وعده هاي توخالي، در صدد تخريب افكار عمومي جامعه بر عليه معلمان برآمده ايد و در اين راستا سازمان بی مديريت و برنامه ريزي با ارائه آمارهاي حقوقي غيرواقعي و كذب، سعي شما را در اين زمينه كامل كرده است.
باز هم از شما متشکریم که همه ی این موارد را می بینید و باز هم سکوت میکنید.
آقايان ممكن است بتوانيد در كوتاه مدت افكار عمومي مردم را تخريب كنيد ولي اين را هم بدانيد كه مغزهاي فهيم پانزده ميليون جوان و نوجوان، و عملا هفتاد ميليون ملت ايران در اختيار ماست،(چون هر خانواده حداقل يك دانش آموز در كلاس درس ما دارد)  واي از روزي كه  ما دهان باز شود و روشنگري كنيم و از بي عدالتيها و ظلمها و رانتخواريها و ... بگوييم.
آقای رئیس جمهور در شعارهاي تبلیغاتی خود بيان كرده بوديد كه اگر بنده به عنوان ریاست جمهوری انتخاب شوم تا دو سال بیشترین هم و غم خودم را در امر آموزش و پرورش صرف می نمایم، گفته بوديد كه بايد مدارس را زيبا كنيم تا براي دانش آموزان جذاب باشد، گفته بوديد كه معلم بايد بدون هيچ دغدغه اي وارد كلاس درس شود، پس چه شد اين وعده ها؟! اكنون كه با اين برخوردها روز به روز بر دغدغه ها مي افزاييد!!!
ما يعني من و تو اي معلم : تا به كي بايد دم نزنيم ؟ زمان سكوت گذشته بايد كاري كرد كارستان ، هماهنگ و يكدست. بالاتر از سياهي رنگي نيست.
من اگر برخيزم، تو اگر برخيزي، همه برميخيزند ... ! من اگر بنشينم، تو اگر بنشيني، چه كسي برخيزد ... ؟
... و ندایی که به من می گوید: گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحرنزديك است .

بيانيه كانون صنفي معلمان براي ادامه راه
1- در اعتراض به برخوردهای غیر قانونی نهادهای امنیتی و انتظامی با فرهنگیان در مقابل مجلس و بازداشت معلمان تهران و کرمانشاه ؛ در روزهای یکشنبه و دوشنبه 26 و 27 فروردین 86، در اكثر مدارس كشور تحصن هايي در دفتر مدارس برگزار گرديد و تومارهاي اعتراض آميزي كه اهم خواسته هاي معلمين در آن درج شده بود خطاب به مسئولين آموزش و پرورش، مجلس و رياست جمهوري صادر گرديد .

2 - برابر بیانیه ی پایانی جلسه ی شورای هماهنگی کانون های صنفی فرهنگیان چون مسئولين امر هيچگونه پاسخي به درخواستهاي صنفي و قانوني ما ندادند، در روز یکشنبه 9/2/86 ، ضمن حضور در مدارس از حضور در کلاس های درس خودداری می نماییم ؛ و همچنین روز چهارشنبه 12/2/86 در شهرستان ها در محل ادارات آموزش پرورش ، و در مراکز استان ها در محل سازمان های آموزش و پرورش از ساعت9 تا 12 اقدام به تجمع اعتراض آمیز خواهیم نمود

3- در صورت عدم تحقق خواسته های صنفی فرهنگیان دال بر رفع تبعیض در بین کارکنان دولت و عدم اجرای نظام هماهنگ حقوق کارکنان دولت به صورت کامل و جامع ، در روز سه شنبه 18/2/86 از ساعت 13 تا 17 ما معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع گسترده ی کشوری خواهیم نمود.

کانون صنفی معلمان ایران - کانون صنفی فرهنگیان خراسان - کانون صنفی معلمان ابهر- کانون معلمان ارومیه- کانون فرهنگیان استان اصفهان- کانون صنفی معلمان ایلام - کانون صنفی معلمان اردبیل - اتحادیه ی صنفی فرهنگیان اهواز - کانون صنفی فرهنگیان آبادان - کانون مستقل فرهنگیان استان آذربایجان شرقی - کانون صنفی معلمان تبریز- کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر- کانون صنفی معلمان کرمانشاه - کانون صنفی معلمان گیلان ( رشت) - کانون صنفی معلمان زنجان- کانون صنفی معلمان شهرری - کانون صنفی معلمان سبزوار- کانون صنفی معلمان شیراز - کانون صنفی فرهنگیان شهرضا - کانون صنفی معلمان استان چهارمحال و بختیاری- کانون صنفی فرهنگیان استان قزوین - کانون صنفی معلمان قم - کانون صنفی معلمان کرج - انجمن صنفی معلمان استان کردستان - کانون صنفی معلمان کرمانشاه- کانون صنفی معلمان مازندران - کانون صنفی معلمان همدان - کانون صنفی معلمان یزد
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

منبع: گچ و دل فرهنگیان


با توجه به موج براندازان نرم که شدیدا از جانب حضرات احساس می شود موج فیلترینگ نیز شدت یافته :

فیلتر شکن 1  ، فيلتر شكن 2  ، فيلتر شكن 3 ، فيلتر شكن 4

 

فيلتر شكن 5 ، فيلتر شكن 6  ، 


+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

                   

                        براندازان نرم ، بدحجاب ها ، نبرد با آمريكا

 

 

محمود احمدي ن‍ژاد رئيس جمهور مهروز و ليدر دولت مهرورزي ، اين روزها بيش از پيش مورد انتقاد قرار گرفته است ، انتقاداتي كه از تمامي طيف ها و جبهه هاي مختلف به چشم مي خورد .

كشور مان شايد در تاريخ معاصر حداقل تا به امروز ، شرايطي بحراني تر از اوضاع موجود را تجربه نكرده باشد .

در حالي كه موج اعتراضات مردمي، صنفي و دانشجويي و زنان مي رود تا شكلي همگون و همسان پيدا كند .

وزير اطلاعات بحث براندازان نرم  را مطرح نمود .

بحثي كه شايد بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ، در بين مقامات امنيتي ايران از حد تئوري به يك فرضيه  اثبات شده تبديل گرديده است و اكثر اين حضرات بر اين امر اعتقاد دارند كه بايد هر جرياني را قبل از پيدايش در نطفه خفه كرد و بدين سان با ايدئو لوژي كه همواره در طول اين 28 سال از حضرات شنيده ايم

تعريف واژگاني چون : دشمن ، معاند ، مرتد ، برانداز و .... سخت نمي نمايد .

در شرايط كنوني دولتي بر سركار است كه نسبت به تمامي دولتها حداقل از اين مزيت برخودار بوده كه ميزان فروش و در آمد نفتي در 28 سال گذشته به بالاترين حد خود رسيده و يكي ديگر از امتيازات دولت نهم در اين مي باشد كه مجلسيان و خصوصا هيئت رئيسه با نگاهي ويژه  و از پشت عينكهايي كه همواره هاله هاي نور را در برمي گيرد با دولتيان در تعاملند .

اما اين نقش نيز به دليل شرايط فوق العاده كنوني مي رود تا روز به روز بيشتر رنگ به بازد .

اگر كمي به عقب باز گرديم ، شايد يكي از اشتباهات بزرگ اصلاح طلبان را به خوبي به خاطر آوريم .

وآن چيزي نبود جز باز كردن چندين جبهه داخلي براي حذف رقيبان ... .

اشتباهي كه منجر به تضعيف  بيشتر آقايان اصلاح طلب شد و يا سخني ديگر كه برخي از اصلاح طلبان عبور از خاتمي را مطرح كردند .

بنده به شخصه هيچگاه معتقد نبوده و نيستم كه خاتمي نماد اصلاحات بود و يا اينكه همه اصلاحات به خاتمي بازمي گردد، كه خاتمي نيز چون هزاران عامل ديگر همراه اصلاحات شد و موجي كه مي رفت تا به يك حركت اساسي تبديل شود به كجا ها كه رسيد ... .

قصد ندارم تا به نقد و يا چالش آن دوران بپردازم اما با همين نگاه اجمالي به گذشته به امروز باز مي گرديم

در شرايط كنوني سياست هاي داخلي و خارجي نظام به سركوب و باز كردن جبهه هاي گوناگون معطوف گشته و تا اينجا هم نتايج آن را به خوبي احساس مي كنيم .

جبهه هايي كه در اين شطرنج سياسي بسياري از مهره تا چند قدمي سقوط قرار دارند . و با توجه به اوضاع كنوني كنترل تمامي اين نقاط و استراتژي ها دشوار به نطر مي آيد .

اگر به داخل نگاه كنيم ، اعتراضات دانشجويي دوباره جاني تازه گرفته و بعد از ماجراي پلي تكنيك كه تابوي پوپوليسم شكسته شد اين روزها دانشگاها آتش زير خاكستر هستند .

در عرصه اجتماعي كمپين زنان تقريبا با حركتهاي اهسته اما پيوسته خود با تمامي هزينه ها و فشارها مي رود تا خود را بر تمامي  تاريك انديشان تحميل نمايد و شايد به عنوان آلترناتيوي جدي مطرح نمايد .

از طرف ديگر به علت سو مديريت هاي موجود در سطح كلان مملكتي در طول 28 سال گذشته و سياست هاي غلط دولت نهم روز به روز بر مشكلات معيشتي جامعه ايران افزوده مي شود و در كنار آن اعتراضات صنفي معلمان و كارگران را شاهد هستيم .

اما در عرصه خارجي با ظهور پديده جديد به اسم بحران هسته اي  و تغييرات كليدي كه در دو همسايه شرقي و غربي مان رخ داده  و بازي اتمي كه روز به روز به انتهاي سناريوي آن نزديك مي شويم ، نتايجي چون تحريمهاي بيشتر و انزواي  جهاني و همچنين دو قطعنامه را در سازمان ملل برا يمان به همراه داشته است .

اگر تمامي اوصافي را كه رفت و همچنين سخنان جديد پرويز مشرف و  رومانو پرودي  و همچنين سخنان چند وقت پيش پادشاه عربستان را كنار تمامي مسائل ديگر بگذاريم به يك پازل سياسي  بر مي خوريم كه هر روز به  اتمام خود نزديك تر مي شود .

بحران ملوانان و سخنان مقامات واشنگتن و سفر پلوسي به دمشق همه و همه نمي تواند نشان خوبي براي

روزگار كنوني ايران باشد .

اگر انتخابات فرانسه را هم كه به دور دوم راه يافت و همچنين مشكلاتي را كه روسيه با آن دست به گريبان است و فرض محال اينكه اپوزيسون روسيه در انتخابات بعدي نقشي پرنگ تر بيابد .... همه وهمه نشان از تضاد حاكميت ايران با جامعه جهاني دارد و اينجاست كه زياد هم نبايد از طرح امنيت اجتماعي و برخورد با بد حجابان زن و مرد متعجب شد .

روزگاري كه دير هم نيست اعدامهاي دسته جمعي و سركوب تمامي مخالفان و ترور و حذفهاي فيزيكي

همه و همه ما را به ياد  هشت سال جنگ مي اندازد .

جنگي كه نبايد هشت سال طول مي كشيد و كشيد و يا عبور راه قدس هر دفعه از جايي و صدور انقلاب .

صدوري كه با گروگانگيري سفارت امريكا در تهران اغاز شد و عواقب سختي را كه مردمان سرزمينمان به علت تفكرات افراطي عده اي متعصب تا كنون با آن دست به گريبانند .

و اگر اين بار هم قرار باشد اقتدارگرايان و ف . ا ش.ي .س ت . هاي بر تخت تكيه زده اشتباهات قبل را تكرار نمايند مسلما چيزي از ايران امروز كه حاصل تلاش چندين دهه از مردمان اين سرزمين مي باشد باقي نخواهد ماند .

با قهر كردن با جامعه جهاني و كنارگيري از آن و زدن ساز مخالف مسلما به روز هاي نه چندان خوشايند

 رودرويي خواهيم رسيد .

           

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 

                    فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران

                         

                 نجات جان کیانوش سنجری

                         متن فارسی بیانیه

The Iranian web log-writers association (PENLOG) pleads with all human
rights organizations and in particular the
United Nations Commissioner
for the refugees to take actions to ensure the safety of Kyanoush
Sanjari, the Iranian political activist, web log writer and a member of
PENLOG who was forced to illegally escape
Iran for the fear of further
persecution and re-imprisonment.

Kyanoush is reported to be in hiding in the Kurdistan region of
Iraq
and is in a very poor condition.

PENLOG is concerned that due to the Islamic regime's agents'
infiltration of Iraqi regions, there is a real threat to Kyanoush’s
life or an attempt to force him to return to
Iran for further
torturous interrogations by the Islamic regime prison authorities.
PENLOG therefore, pleads with all human rights organizations and
institutions to help secure Kyanoush's safety and his asylum seeking.

The Iranian web log-writers association - PENLOG

     دوستان گرامی لطفا از بیانیه حمایت نمایید        

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط ali  | 

 
Google PR™ - Post your Page Rank with MyGooglePageRank.com Free Hit Counter
Web Hosting AddThis Feed Button