|
|
|
|
|
یلدا جشن آغاز خلقت
بادهای سرد از راه میرسد و اندام عریان درختان را میلرزاند. ریزش آخرین برگها پیام روشنی است از شروع قصه سپید زمستان و زمین آماده میشود، برای پوشیدن پیراهن برفینش... يلدا شب تولد خورشيد است. طولانی ترين شب سال سپری می شود و تاريکی که تا ديروز در روزهای سرد و تاريک، بر نور غلبه يافته بود، جای خود را به نور می دهد جشن شب يلدا یکی از جشنهای ایران باستان است که از دیر باز برایمان به جا مانده است. جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نياكان ما، در 7000 سال پيش، به گاهشماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است می گويند که جشن شب يلدا از آيين مهرپرستی (ميتراييسم) ايرانيان باقی مانده است، آيين پرستش خورشيد، پرستش نور. آيينی که پس از راهيابی به اروپا، در سنت مسيحی، شب تولد عيسی شد و مسيحيان شب تولد مسيح را در همان ايام قرار دادند. چنين است که شب اول زمستان و شب يلدا به تقريب با جشن تولد مسيح (کريسمس) همزمان است. ریشه کلمه یلدا متعلق به زبان سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است . بر پایه اساطیر كهن، در شب یلدا، ایزد نور در كوه البرز در یك غاز زاییده شده است. آیین مهر پرستی از طریق مبلغان، تجار و روابط میان شرق و غرب به اروپا و روم راه مییابد و به مدت بیش از ۳۵۰ سال دین و آیین اروپاییان میشود. چنان كه تولد مهر در شب یلدا (۲۰-۲۱ دسامبر) است و تولد حضرت عیسی مسیح در ۲۵ دسامبر است. در گذشته، تولد حضرت عیسی را در شب یلدا جشن میگرفتند. اما در قرون اولیه میلادی بر پایه مخالفت با آیین مهری، این تاریخ چند روز تغییر كرد. در تصاویر و كند و كاریهای سنگی باقیمانده از زمانهای بسیار دور، مهر (میترا) را میبینیم كه روی درخت كاج نشسته است، این همان كاجی است كه در شب اول سال میلادی آراسته می شود و بر بالای آن ستارهای روشن است؛ كه نمایانگر خورشید است در سنت های ايرانی شب يلدا، شب اول خلقت و آغاز آفرينش است. اين احتمالاً از آنجا می آيد که مردمان دوران های باستانی از ابتدای زمستان، تغيير طبيعت و طولانی شدن روز و غلبه نور بر تاريکی را به چشم خود مشاهده می کردند، و لابد پس از سالها ممارست يافتن آن شب و آن روز برای آنها ميسر شده است . ايرانيان همواره شيفته شادی و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايی و نور مي آراستند. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و به پاس این گرمی و نور یزدان پاک را ستايش كنند . یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود نیاکان ما زمستان را به دو چله بزرگ و كوچك تقسیم میكردهاند. شب یلدا (چله) آغاز چله بزرگ است كه تا ۱۰ بهمن ماه ادامه مییابد و از ۱۰ بهمن به بعد را چله كوچك میگفتند . در این شب، تاریكی كه نماد پلیدی است، از روشنایی، نماد نیكی و نیكبختی، شكست میخورد و دوران سلطنت مهر و روشنایی آغاز میشود. بر این اساس، ایرانیان در این شب گرد هم میآیند و با خوردن شیرینی و تنقلات با مهر و شادی انتظار دمیدن اشعههای آفتاب را میكشند. هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار ميشود. اين جشن حتي در زمان حمله اعراب بی فرهنگ ، مغول های خونخوار و تركان بيتمدن هم برگزار ميشد . استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشنهاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكانشان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاهشماري است كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است . نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاهشماري بر پايه ماه نميتواند گاهشماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاهشماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برجهاي آسمان اندازهگيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما ميتوانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكييكي برجها از جلوي چشمها عبور ميكنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها ميدانستند 6 برج ديگر كه ديده نميشوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره ميكنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاهشماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژههاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژههاي «پيرا چله، گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد . در شاهنامه آمده است : نباشد بهار و زمستان پديد نيارند هنگام رامش نويد اين بيت اشاره به گاهشماري سرزمينهاي ديگر دارد. گاهشماري سرزمينهاي ديگر براي بهار و فصلهاي ديگر سرآغازي نداشتند و اين نشان ميدهد كه گاهشماري ايرانيان همواره كاملترين گاهشماري بوده است. گاهشماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. با ورود اسلام گاهشماري قمري اعراب نيز يكي از گاهشماريهاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكانشان مطرح ميكردند از طرف پادشاهان عباسي رد ميشد. آنها ميگفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازميگرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم ميشد، شاه از جاي خود بلند ميشد و او را كنار خود مينشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام ميگذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاهشماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاهشماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزرای ايراني را بدون ممانعت نگهبان ميپذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن ميگيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم . در آستانه شبهای سرد زمستان، یلدای تاریك و دیرپا از راه میرسد و ما را به یك شبنشینی گرم و پر مهر فرا میخواند؛ شبی با بهترین بهانهها برای دیدار و گفت و گوهای دوستانه، تفالی از قرآن و حافظ، یادی از فردوسی و همراه شدن با آیین نیاكان، نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند . در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد .
آداب و روسم برخی از شهرهای کشورمان در این شب مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست. انواع و اقسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند . در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد . در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند . در گیلان هندوانه را حتما فراهم می کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می آورند . زرتشتیان در این شب جشن می گیرند و فدیه می دهند:« فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می شود و در آن خوراکی های مرسوم شب یلدا چیده می شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت است. خوراکی هایی که در این جشن مورد استفاده قرار می گیرند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند . تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است تو شمع فروزنـده و گیتــی شب یلــدا Yalda Mithrakana, The Reason for the Season ! Mehrgan in Farsi, Mehrajan in Arabic, and Mithrakana in Latin, all mean festivals and celebrations in honor of Mithra, Mithras, or Mehr Izad. These festivals do not necessarily occur at the same time. In present day Arabic usage, Mehrajan means any great celebration. In 1976 there was a great Islamic gathering in in Iran or abroad, and to recommend celebrations on December 25th as the birthday of Mitra, which we celebrated as early as 5000 B.C. Zoroastrians after refining and discarding some of the mythical and "heretical" aspects of Mithraism, retained Jashn-e-Mehregan and Yalda or "The Birth.".... Iranians celebrated Yalda and decorated an evergreen tree, the sarve. The sarve (Rocket Juniper - what a name! - also known as the cypress tree), being straight, upright and resistant to the cold weather (symbol of hardship) was thought appropriate, to represent Mitra. The younger girls had their "wishes" symbolically wrapped in colorful silk cloth and hung them on the tree with lots of presents for Mitra, to answer their prayers...
و به امید پایان آمدن شبهای یلدای سیاه و پایان یافتن استبداد در میهن عزیزمان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
هنوز سرمای زمستان از راه نرسیده است ولی پاییز امسال جور کم کاری سالهای قبل زمستان را می کشد ، سرمایی زود رس در محدوده جغرافیایی کشورمان ، که بر خیابانهای سیاسی ام القرای اسلامی هم سنگینی و سردی خود را تحمیل کرده است . فارغ از هر گونه نظری درباره چرا وچگونگی انتخاب نمایندگان از فیلتر ها و عبور از قیف های معروف رهبر و شورای نگهبان ، انتخابات این دوره برگزار شد . انتخاباتی که بسیاری از دوستان ، چون خود من آنرا تحریم کردیم و تمامی بحثها در مورد انتخابات شد و اینکه شورای تهران می تواند چه بار سیاسی فراوانی داشته باشد و .... . در شهرهای کوچک هم مشکلات مردم و فعالیتهای اجتماعی ...... . خبرگان این دوره حتی از انتخابات شوراها مهمتر بود با اینکه کمتر در کانون توجه مردم ما قرار دارد و حضرات هم برای شرکت در شورا ها توفیق اجباری نصیب رای دهندگان کردند تا بتوانند یخ انتخابات خبرگان را هم بشکنند . از این دست مسائل که بگذریم میزان شرکت مردم در این دوره از انتخابات به نسبت دور قبل کمی چشمگیر تر بود ، انتخاباتی که در دور دوم شوراها بنا به آمار خود مسئولان و حاکمیت در شهر تهران با استقبال 10 -11 درصدی روبرو شده بود . اما به ناگهان مردمی که اکثریت شان حداقل درد نان دارند و اشتغال به صورتی تقریبا موثر در انتخابات شرکت می کنند ! اگراز رای دهندگان سنتی صرفنظر کنیم و آمارهای ارائه شده ای که صحت آنها همگی جای شک دارد مانند آری گفتن 98.2 درصدی در 11 فروردین 1358 به جمهوری اسلامی ( که کلا آن گونه انتخابات در شور انقلابی مردم و استفاده از فضا و جو گیر بودن اکثریت و... ) از اساس ایراد دارد و .... به بقیه افراد واجد شرایط می رسیم ، جمعیتی باز هم بنا به آمار خودشان 46 میلیون نفری و یا بیشتر با رای دهندگانی که از 15 ساله تا ... داریم . از حضور رای اولیها و افراد حزب باد که صرفنظر کنیم باز رقم قابل توجهی در انتخابات شرکت کردند اما نه 60 درصد نه 50 درصد نه اعدادی که آقایان می گویند چیزی کمتر در حدود 40 تا 45 درصد بنا به دیده های خود و دوستانم در بازدید های روز جمعه می گویم... . از تمامی ایران اگر بخواهیم صرفنظر کنیم و تنها محدوده جغرافیایی شهر تهران را در نظر بگیریم ، می توان کردیت سیاسی بودن را تنها به تهران داد پس شرکت مردم در شهرهای کوچک آنجورکه آقایان تبلیغ میکنند هیچ سود یا ضرری در کل ساختار سیاسی کشور ندارد که حتی برای شرکت به روستا ها برویم و مساله قومیت و یا فامیلی و هم خونی را در نظر بگیریم به شرکت 90 تا 100 درصدی برسیم . اما جای پرسش اینجاست ! مردمی که اکثرا با حاکمیت سر تعامل ندارند و در دور قبل بطور اندک بر صندوقهای رای مهر تایید زدند چرا این بار به پای صندوقها رفتند ؟ این سئوالی است که شاید اکنون طرفداران دولت احمدی نژاد هم به خوبی جوابش را فهمیده باشند . مهرورزانی که حتی تا ظهر جمعه بر ساز و دهل می زدند که پیروز انتخاباتند و شادمان از اینکه مردم باز هم با رای دادن قهر کرده اند تا از دل صندوقها دوباره اسم آقایان ظهور کند اما ... اما بازی در بعد ازظهر جمعه به گونه دیگر بود ورقها جور دیگری رو شدند و این گونه شد که حضرات بوی خوش خدمت که دوسالی است از بوی خوششان مردم ایران و جهان مست شده اند بازنده نمایش مضحک خود شدند. مردمانی که رای دادند در واقع نه بزرگ به دولت احمدی نژاد گفتند ، ظهور دوساله او به همه نشان داد که تندروی و ترمز بریدگی سربازان گمنام امام زمان چه آینده ای را برایمان رقم خواهد زد . رئیس دولت سازندگی ( رفسنجانی ) و مهره های دولت اصلاحات ( خاتمی ) پیروز میدان شدند آن هم با همه تردید ها در اعلام آمار و تاخیری که وجود دارد . اگر وضع به همین رویه پیش رود و حکم حکومتی رهبر مهر ابطال بر بسیاری از صندوقها نزند ، افراد پیروز در انتخابات شاید وزنه ای در برابر دولت ترمز و افسار پاره کرده باشند و تعدیلی موقتی در زندگی مردم ایجاد شود . اما همه اینها یکسوی قضیه است با تبلیغاتی که طرفین ( هر دو طرف سر و ته یک کرباسند اما خب ... ) هر روزه در سایتها و تریبونهایشان میکنند و خود را فاتحان این نمایش از پیش نوشته شده می دانند ، بوی یک توطئه و یا یک دام جدید می آید ! بازی دانه و دامی که این بار با شکل و رنگی دیگر قرار است به مردم همیشه در صحنه وگشنه ارائه شود .! فاتحانی که همه دعوایشان بر سر نفت است و برندگانی که زیر لب شعار می دهند ما بردیم مابردیم ، پول نفت ها رو ما خوردیم و به ریش همه مردم هم می خندند ! اما در این میان چه تحریم کرده باشیم وچه رای داده باشیم باید بسیار هوشیار باشیم تا دوباره بازی تکرار نشود اکنون زمان آن رسیده تا کمی قدرت نشان دهیم و بتوانیم از حریفی که خود به میدان فرستادیمش باج بگیریم . اگر قرار باشد دوباره بازی خاتمی تکرار شود و مثلا فضا و جو موجود بهتر شود و دوباره بعد از طی دوره نقاهت به یک قرنطینه و تبعید فکری ، اجتماعی و سیاسی محکوم شویم بهتر است از هم اکنون به فکر باشم ویا همگی بی خیال زندگی و یا حتی منکر زنده بودن خود شویم . با ارائه کارنامه هشت ساله دوران اصلاحات و وقایعی که اتفاق افتاد و حضور ضعیف حضرات اصلاح طلب در سالهای پایانی و انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری و بعد هم ظهور احمدی نژاد ها که با حضورشان فضای نیرنگ و شارلاتانیزم بر تمامی جو کشور حاکم شد . مهرورزانی که با آمدنشان حرف از هاله نور آمد و به ناگهان هزاران امام زمان و رابط امام زمان پیدا شدند و آهسته آهسته صحبتهای پوپولیستی و حتی گفتن و یا انجام دادن کارهای غیر ممکن و بیهوده جان گرفت و باب فاشیزم و فاشیست آن هم از نوع اسلامی اش باز شد . پس با همه این شرایط این بار باید مواظب باشیم چون راز بقای و ماندن این رژیم سرطانی که در مدیریت آن هم مدیری انتحاری نشسته شاید دادن هزینه ای سنگین تر برای همه ما باشد که حتی اگر در راه مبارزه برای براندازی این رژیم کوشش نماییم و از شرایط به نفع خود بهره بریم مجبوربه دادن این هزینه سنگین نشویم . بیاید حداقل از امروز هم که شده تمرین دموکراسی کنیم وسعی را بر آن گذاریم که پایه های مبارزه مدنی را محکم و استوار نماییم . حداقل ما که رای ندادیم و یا آنهای که رای دادند همدیگر را متهم نکنیم .... . با درود بر دوستان گرامی
عزیزانی که با صدا و یا تصویر کانال یک (channel one) در این چند روزه مشکل پیدا کرده اند
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
۲۴ آذرماه روز انتخابات تقریبا چند هفته ای است که از طریق رسانه های جمعی و هر بلند گویی که در دست هئیت حاکمه موجود می باشد شعار های گوناگونی برای شرکت در انتخابات و رونق دادن به بازار و کارزاری نمایشی تلاشی صد چندان می شود ..... شعار فراگیر هم 24 آذر روز انتخابات هر ایرانی است که مدام از طریق همین رسانه ها به خورد مردم داده می شود . حال از نقش حذف ها و فیلتر های گوناگون که بگذریم و آن تعدادی را که برای نظام الهی و امام زمانی ما اشکال ایجاد نمی نمایند و بندگان فرمانبردار و ثنا گو می باشند در اکثر جا ها تایید صلاحیت می شوند و عده ای از افراد هم که بعد از تایید شدن تازه صلاحیتشان به علت محبوبیتشان زیر سئوال می رود ، دوباره رد صلاحیت می شوند.. ... به روز انتخابات می رسیم : همانگونه که انتظار هم می رفت بازار انتخابات آن هم در شورا ها با توجه به همه گیر بودن مشکلات مردم و ملموس بودن مردم با فعالیتهای اجرایی که می تواند توسط شورا ها در بهبود مسائل روزمره و اجتماعی مردم مفید واقع شود با استقبالی بصورت نسبیتی مواجه گردید . البته در مورد این امر هم به نکاتی کوچک اشاره می نمایم : اولا انتخابات در شهر های بزرگ و خصوصا تهران با آن استقبال همیشگی که برای انتخابات ها ی دیگر صورت می گیرد ، صورت نگرفت ولی به نسبت دور قبل انتخابات شورا ها حضور مردم چشمگیر تر بود . مردم ما اگر چه در دور قبلی انتخابات شوراها تقریبا بصورت 70 تا 80 درصدی در تهران انتخابات را بایکوت کرده بودند اما ظهور محمود خان را از گنداب قبلی مشاهده نمودند و نباید سرخوردگی از دوران دولت اصلاحات را هم نادیده گرفت که در ظهور پرزیدنت مهرورز موثر بود . در شهرهای کوچک هم هر چه از مرکزیت دور شویم و به سوی روستا برویم میزان شرکت مردم افزایش پیدا کرده بود که در بسیاری از گزارش ها هم تایید می شود . انتخابات خبرگان هم که هر 8 سال یکبار صورت می گرفت و اینبار تمدید 10 ساله شد ، از جهاتی حائز اهمیت است . در این دور از انتخابات به توجه به تعداد نامزدهای خبرگان که در حدود 500 نفر بودند و تقریبا یک پنجم واندی از آنها تایید صلاحیت شدند خود نشان بر میزان اهمیت این مجلس در میان حضرات معمم و بر کرسی تکیه زده دارد و نکته جالب انتخاب 86 نفری از میان این صد و چند نفر است . پس هیئت حاکمه و شخص ولی فقیه تقریبا تا آنجا که ممکن بود افراد گزینش شده توسط خود را وارد این کارزار کرد و آقایان هاشمی و مصباح هم به دنبال نفوذی تاثیر گذار در این مجلسند ... .اما چیزی که پوشیده نیست دعوایی است که تنها سر لحاف ملا است میان حضرات و الا همگی سر و ته یک کرباسند . همزمانی این دو انتخابات با هم برای بیشتر برای به رسمیت نشان دادن خبرگان بود و این را به خوبی می توان در حوزه ها اخذ رای هم مشاهده کرد که تفکیک واحدی برای جداسازی نبود و فرد رای دهنده در هر دو انتخابات شرکت می کرد . از انتخابات خبرگان که گذر کنیم در انتخابات شورا ها در شهر تهران رقابتی در جریان است که بسیاری از حوادث و رویدادهای مهم را در سال های آتی در خیابانهای سیاسی ایران رقم خواهد زد . جناب دکتر محمود خان که بر موجی سوار شد و با چرخ پاشنه روزگار بر کامش و آن ژست ها و ادا ها و حرفهای عوام گرایانه و شعارهای پوپولیستانه اش بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد . در این مدت دوساله هم با توجه به اوج گیری سرکوبها و مجلس طرفدار و حامی و دستان مهر گشای رهبرش بسیاری از مشکلات را پشت سر گذاشت ، در سیاست خارجی هم با توجه مشکلاتی که چند صد برابر شد اما در فکر بسیاری از عوام نقش رابین هود قهرمان رابرای خودش نقش بست . اگر حامیان دولت او در این کارزار شکست را پذیرا شوند مجبور به عقب نشینی خواهند بود و اینجا نقش ما دوستان بسیار تعیین کنند ه است که چقدر بتوانیم بر مهرورزان فشار وارد کنیم و از اصلاحچیون و اصولگراییون ( همه اسمه ها فرقی با هم ندارن ) برای منافع خودمان در مبارزات سود ببریم. اما به سراغ انتخابات امروز برویم با اجازه دوستان ساعت 8:15 بود از خواب بیدار شدیم و با توجه به شب قبل هم که تا دیر وقت بیدار بودم کمی کسل وگیج ... مشغول کارهای روزانه شدیم و تلویزیون هم روشن بود و سیمای حاج عزت هم که سنگ تمام گذاشته بود : اما به نکات جالب در مورد این انتخابات برسیم که بعضی را از پشت صفحه تلویزیون دیدیم و برخی دیگر را در گشت های خود در صبح و نزدیک ظهر و هنگام غروب و بازدید از حوزه ها مشاهده کردیم : جناب رهبر که امسال خیلی عجله داشتند و در اولین ساعات رای گیری ( 9 صبح ) به حوزه اخد رای آمدند که در نوع خودش با توجه به انتخابات های قبلی بی سابقه بود . اما محمود خان بر عکس نمایندگانش که کمی خوش تیپ شده بودند باز با همان کاپشن معروف خودش وارد میدان شد . دکتر محمود رئیس دولت مهرورز و لیدر رایحه خوش خدمت که بوی خوش خدمتشان دنیا را برداشته هم در همان ساعات اولیه رای گیری به پای صندوق حاضر شد ، فقط طفلک این بار هم با آن ادا و اطوار توجه دوربین ها را به خود جلب کرد ، حرکات جالبی که با شناسنامه در دستش انجام میداد ، خلاصه باعث سرگرمی خبرنگاران و عکاسها شده بود تا بندگان خدا از کسادی صندوقها زیادی حوصله شان سر نرود . یکی از نکاتی جالب در این انتخابات تعویض صندوقهای اخذ رای به صنودقهای لاکی و پلاستکی بود و به قول دوستان دیگردور کارتن چی توز گونی نپیچیده بودند . برادران بسیجی و سپاهی هم که این بار به جای نیروی انتظامی در این چند ساله مسئول حفاظت صندوقهای اخذ شده بودند . واقعا به خوبی توانستند نظم حوزه را حفظ نمایند و ار تخلفات جلوگیری نمایند ( جون دلشون ) برای نمونه خود من با چند تن از دوستان به یکی از صندوقهای اخذ رای رفتیم ، یکی دو تن از این برادران احساس تکلیفشان خیلی درد گرفته بود و برای رفع این بلای مزمن به داخل صف رای وارد شدند . تا نوبت این دوستان بشود ما هم با یک بنده خدا دیگر در حوزه مشغول قدم زدن بودیم تا به نزدیک میزهایی که برای نوشتن رای دهندگان بود رسیدیم ... آقا جاتون خالی اولا بیرون سرد بود ما رفیتم کنار یک بخاری چسبیده به یک از میزها ایستادیم و مشغول ور زدن و تماشا تقریبا تا دوستان ما به پای میز بیایند20 دقیقه ای طول کشید ، ما هم با کمال آرامش رای ملت را می خواندیم و یا شخصی که آنجا ایستاده بود و در حضور ماموران برای بقیه برگه ها را از روی برگی که داشت پرمی کرد ،یکی مدام رد می شد و هر دفعه در گوش مردم یک اسم را زمزمه می کرد ، خود مامور نظارت با یک نفر گرم گرفته بود برادرانه کاندیداهای اصلح را پیشنهاد می داد . نکته جالب دیگر حضور رای اولی ها بود ، نوجوانانی 15 ساله ( البته ما به یمن وجود قانون برای هر چیزی سن جداگانه داریم ، رای ، ازدواج ، سربازی ، گواهی نامه و ... ) نوجوانانی متولد 1370 که مطمئنا روزگار انقلاب را به یاد ندارند ، جنگ را هم .... هولکاست تابستان 67 در اوین را هم ...دوم خرداد 1376 را هم و 18 تیر 1378 را هم . جوانانی که در نسل چهارم یا سه به اضافه یک طبقه بندی شان کردیم ، نوجوانانی که اکثرا دانش سیاسی پایین دارند ولی درکشان بسیار زیاد و بالا ست . نوجوانانی که موسیقی درخونشان است و جز لزمات زندگیشان .... . رپ خوانهایی که نسل ما با این نوع موسیقی کمی بیگانه بود ... قاطع ، رک ، ولی ریز بین و سطحی نگر نسلی که مطمئنا از هم اکنون مشق دموکراسی می کند و روزی پرچمدار و شاید به ثمر رساننده مبارزات باشد . بله دوستان امروز بسیاری از همین دوستان نسل چهارمی ما در صف های رای بودند ، آنها هم می خواهند تمرین دموکراسی بکنند و این حق آنهاست اما مطمئنا این نسل تازه با جهل و خرافات بیگانه است دیگر نمی توان به راحتی با وعده بهشت گولش زد و از پوپولیست و دروغ متنفر است ، این نسل به آنچه که دارد قانع نیست و همگی شان خواهان بهترین ها حداقل در مادیاتند . پس نمی توان این نسل را حامیان مهروز و اصلاح طلب بشمار آورد شاید برای رای دادنشان دلیل خودشان را داشته باشند ، همانگونه که ما در دور اول به خاتمی اعتماد کردیم . اما در کل من که خودم مانند چند انتخابات قبل هنوز در تحریم بودم و رای ندادم و بسیار ی از مردم و دوستان هم همینطور ... . اما نباید منکر آن عده ای که رای دادند و باز هم رای خواهند داد بشویم ، خصوصا در انتخابات شوراها که نمی تواند زیاد نقش و بار سیاسی داشته باشد . بغیر از رای دهندگان سنتی بسیاری برای خود عقاید گوناگون دارند و عده ای فراوان هم در حزب باد عضویت دارند و یا همرنگ جماعت .... . (به پیشنهاد من) اما از این تاریخ باید به دنبال راهکارهای جدید باشیم و تنها به رای ندادن یا شرکت نکردن خود را محدود ننماییم ، باید به دنبال راهکارهایی برای بعد از تحریم باشیم . حکومت اسلامی اگرچه روزهای خوشی را نمی گذارند وفاز فروپاشی از درون هم دارد رنگ و لعابی به خود می گیرد وسردارانی که ورقهایشان را دیگران سوزاندند و جمعیتی از معممین در کمین نشسته اند کم کم به وزنه ای تبدیل می شوند اما در کل در ماهیت نظام وحفظ آن در حال حاضر توافق دارند و عقلانیتی که در پشت این نظام وجود دارد بسیاری از مهره های ما را به راحتی حذف کرده ( وجود مافیای پول و قدرت بسیار تاثیر گذار بوده ) جدای از مسائل گفته شده همیشه موج نامرئی حاکم بر بستر جامعه در لحظات حساس بسیار سرنوشت ساز بوده که ما هنوز نتوانسته ایم از این موج بهره فراوان ببریم . موج فوتبال و یا تابویی که از احمدی نژاد در دانشگاه امیر کبیر شکسته شد را نباید فراموش کنیم ، دولتی خودکامه با افرادی نظامی در قوه مجریه ، وجود اتفاقات گوناگون در منطقه خودمان و نمایش قدرت آقایان در منطقه .... . هولکاست و ... اما ناگهان یک جریان خودجوش پیامی روشن را میدهد تابوی احمدی نژاد شکست . شاید برای همین است که بسیاری از دوستان هم در این انتخابات شرکت کردند ( درتهران ) اما هرچه که شد و تمام شد از امروز روز دیگری است تا نتایج هم اعلام شود ، نباید بایک غوره و مویز ... جامعه ما بیمار زخم خورده است بیماری که از بیماری اش نزدیک به صد سال می گذرد از مشروطه تا کنون ! ما هنوز مفهوم دموکراسی ، آزادی ، حق و حقوق شهروندی و ... نمی دانیم ! و در یک کلام ما ( اکثریت جامعه ) تعریفی روشن از جامعه مدنی و بعد از آن مبارزه مدنی نداریم ! چند درصد از مردم ما حقوق بشر، سکولاریسم ، آزادی بیان و ... را حداقل به عنوان تعریف می شناسند ؟ پس نباید دلخورده و سر خورده از شرکت مردم در انتخابات باشیم . هنوز باید بسیار فعال تر شویم تا بتوانیم مفهوم مبارزه مدنی را در ذهنهای خودمان و بعد مردم کنارمان القا کنیم . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
انتخابات را تحریم کنیم و یا در آن با حضوری پرنگ شرکت نماییم ؟ هنوز چهار ، پنج روزی تا انتخابات ببخشید ( انتصابات گماشتگان ولی فقیه ) باقی مانده است . هنوز هم صدای های گوناگون از جامعه ای چند صد صدایی که حکومتش تک صدایی است به گوش می رسد. شنیدن صداهای گوناگون نه تنها بد نیست که موجب دلگرمی و شعف در وجودمان می شود . که هنوز هم مردمانمان پویا و اکتیو هستند اما خب این یک قسمت قضیه است . جامعه ای سر خورده و جامعه ای فراموش شده از دوسو تنها در زمان انتخابات نظرات عامه مردمانش مهم می شود . از یک سو حکومت سرکوبگر اسلامی به همراه سیمای حاج عزت ضرغامی با آن چنان ساز و دهلی وارد میدان می شوند که هر کس نداند ، فکر می کند ام القرای اسلامی و مملکت آقا امام زمان بهشت برین و سرزمین موعود است . از سوی دیگر سخنان ائمه جمعه و آن دایناسورهای فرسوده و فسیلهایی که هر 4 سال یکبار صدایشان به گوش می رسد و انتخابات را فرضیه الهی می شمارند و شرکت در آن را وظیفه شرعی. و نمی دانم اگر مرد در انتخابات شرکت کند و زن او شرکت نکند زن بر مرد حرام است و خوشا به حال آخوند که صیغه می کند . و اراجیفی از این دست که زنان برای شرکت در انتخابات و رفتن به مسجد به اذن شوهر احتیاج ندارند ( مرده گوزید ) ... . تمامی مزخرفات ذکر شده نوعی شارلاتانیزم است که حضرات به راه می اندازند تا امت همیشه در صحنه و گشنه باز هم به میدان بیاید . و چیزی که هرگز سئوال نمی شود این است که مگر انتخابات یکی از جایگاههای دموکراسی نیست پس با فیلتر رهبر و شورای نگهبان و جدیدا دولت این ادا و اطوار ها دیگر چیست . دوستانی بزگوار و صاحبان قلم هم نظرات گوناگونی برای شرکت در انتخابات ویا عدم حضور در آن ارائه می دهند و برای اینکه حرف خود را تثبیت نمایند به تاریخ استناد می کنند که در واقع تاریخ چیز خوبی است اما به راستی به چه میزان در کشور ما از تجربه های تاریخی درس گرفته شده است . دوستانی دیگر هم که صدا یا قلمشان بیشتر به جبر و عربده کشی می ماند تا نصیحت و تذکر دوستانه ، شعور عامه مردم را به زیر سئوال می برند و تز خودشان را تجویز می نمایند . حال به نقش پرنگ اپوزیسیون در این دوران که بپردازیم جای هزاران حرف و حدیث می ماند . اپوزیسیونی که هیچ راهکاری بر روی میز خود ندارد و تنها با برگ دیگران بازی می کند و هرکس هم با فکر و ایده ای نو بیاید آقایان سریعا قصد حذف کردن او را دارند بدون اینکه حتی به حرفهایش گوش کنند . حضرات اپوزیسیون از هم اکنون که احمدی نژاد خود را برای انتخابات دور بعدی ریاست جمهوری آماده کرده است ، پست ها را از هم اکنون بین خود تقسیم کرده اند تا روز آزادی ایران کشور دچار هر ج و مرج نشود . واقعا این بندگان خدا همبه فکر مردم هستند . وقتی که در فکر دولتمردان ما این چنین نمادی از انتخابات وجود دارد و همه خود را انا الحق می داند باید فاتحه جامعه را خواند . دوستانی دیگر هم در این دست پیدا می شوند که شاید تازه هم از ایران رفته باشند اما خب فضای کشورهای جدید بر روح و جان و افکارشان زیادی اثر کرده است و این بزگوران هم اعتقاد بر این دارند که تنها از راه شرکت در هر گونه انتخابات و یا نظر سنجی و حضوری پرنگ حتی در برنامه هایی که خود آقایان ترتیب می دهند می شود به هدف نهایی رسید. دوستانی که در بالا ذکرشان رفت تز مبارزه مدنی با کمترین هزینه و تلفات را در ذهن دارند غافل از اینکه برای کوچکترین تغییرات در ایران هم این معیار ها جواب نمی دهد . اما خب در این سردرگمی چه باید کرد .؟؟؟؟؟؟؟ من که خود شخصا به این اعتقاد ندارم که خاتمی ( ویترین خوش رنگ و آب اصلاحات ) به تنهایی و یا به کمک به اصطلاح اصلاح طلبان موفق به برد در بازی 2 خرداد شد . نمی دانم فراموشی چیز خوبی است یا نه ، حتما باید باشد والا ما از ظهور شکست های پی در پی چه بر روزگارمان می آمد . درست است که آقایان اصلاح طلب در اوائل انقلاب هم مدتی در صدر بودند اما براستی این تئورسین های نظام نبودند که بر بازی و موج خروشان مردم سوار شدند و بازی اصلاحات را به راه انداختند . مگر مردم ما در آن حماسه تاریخی و دور اول انتخاب خاتمی نه بزرگ بر ولی فقیه و گماشتگانش نگفتند . خب جناب خاتمی هم هشت سال بعد مزد مردم را به خوبی داد و در آن جمع به یاد ماندنی فرمودند که رئیس جمهور یک تدارک چی بیشتر نیست . شاید این چنین بی رحمانه نقد خاتمی را کردن جایز نباشد اما گاهی انسان از اشخاصی در لباس دوست ضربه هایی می خورد که یک عمر برایش عذاب و رنج به همراه دارد. وقتی یک شخص آن هم با مقامی بالا ( ریاست جمهوری ) رئیس یکی از سه قوه این چنین نظری دارد پس مشخص می شود که معنا و مفهوم انتخابات در ایران ما چگونه است . وقتی شخصی مانند احمدی نژاد بر کرسی ریاست تکیه میزند و الهام ، شمسی پهلوون به قول استاد و زریبافان خادمین به مردم می شوند وای به حال جامعه وای به حال دموکراسی ..... . شاید بگویید مردم در آن انتخابات هم حضوری پرنگ نداشتند و نتیجه چنین شد ؟ اما براستی با دوستان درون مرزی چون خودم صحبت می کنم آیا باز هم با آن انتخاباتی که خود من در آن شرکت نکردم و دلایل خودم را هم برای اینکه خود را قانع کنم داشتم و دارم .میزان شرکت مردم باز هم پرنگ بود خصوصا در دور دوم .... . خب برویم به سراغ کاندید ها ؟ به غیر از رفسنجانی آیا مردم با چه شخصیتی ملموس تر و آشنا تر بودند ؟ احمدی نژاد را به چه میزان می شناختند ...؟ اصلاح طلبانی که در واقع مردم آنها را محترمانه بایکوت کرده بودند برای بازگشت به صحنه چه نماینده ای را داشتند آیا جناب معین شخصی ایده آل بود که بتواند بر کرسی ریاست تکیه زند ؟ خود شخص ایشان شاید از زمانی که مسئول وزرات علوم بود و حوادث کوی دانشگاه اتفاق افتاد مبرا باشد اما به راستی می توانست از عهده پستی چون ریاست جمهوری بر آید و یا اینکه هر روز وزیری ازکابینه او به مجلس احضار می شد تا استیضاح شود و جناب معین هم باید سریعا به دسبوسی آقا می رفت تا خاطر آقا مکدر نشود ... . مگر از عطا الله مهاجرانی بعنوان نماینده بعدی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری یاد نمی شد ، پس چه شد این آقا ؟ دیدید چه پرونده کثیفی برایش درست کردند چندین زن صیغه ای و ... ؟ خب به حال جامعه باز گردیم : به حمد الله صیغه حلال است ( فحشا از نوع اسلامی ) تمامی مراجع فتوا دادند و بعد هم فاطی کماندو ها در تظاهراتشان به نقل فاطمه (ع) حدیث می آوردند برای مزایای صیغه .... . بعد در همین ماه قبل سی دی های هرزه وارد بازار می شود ... به ناگهان بیشتر مردان ما به هرزه هایی تبدیل می شوند و همه خواهان دیدن یک و یا چند سی دی ؟ به راستی این جامعه چه بر رورگارش آماده ؟ مردمانی خسته و شکننده و پرخاشگر که از همین هفته قبل باید برای یک نان لواش به جای 14 تومان 20 تومان بپردازند .بله درهمین هفته قبل در سالی که دولت مهرورزی قرار بود پول نفت بر سر سفره ها بیاورد ؟ تخم مرغ دانه ای 100 تومان ... . خب البته که شرکت در انتخابات وظیفه ملی و شرعی ماست تا دل دشمنان نظام ما شاد نشود . نظامی که از یک سو به خدا و از سوی دیگر به چاه جمکران متصل است . اگر انتخابت خبرگان برای تعیین و نظارت بر کار رهبر است پس چرا همان اشخاص مورد تایید او وارد شورا می شوند و مردم ما به قول دوستان باید در انتخابات شرکت کنند .شما آیا نماینده ای می شناسید که با مردم باشد نه با حضرات ؟ حال به فرض یک نماینده هم رفت در این شورا، به تنهایی چه کاری می تواند بکند . در انتخابات شوراها : ائتلاف مهر و کوفت و درد ... همه حامیان برادر محمود احمدی نژاد با امکانات مالی فراوان ... . آیا کاند یداهای مستقل شانس پیروزی دارند ؟ بله شوراها در مقاطعی می توانند موثر باشند خصوصا در شهرهای کوچک ؟ اما حضراتی که توصیه به شرکت در انتخابات می کنید . خبر دارید در بسیاری از همین شهرهای کوچک اکثر اشخاصی که برای مردم کاری کردند و در دور قبل در شورا بودند در این دوره رد صلاحیت شده اند . به خدای ایران سوگند وقتی مواد فروشی که در همین کوچه خودمان مشغول خدمت به جوانان انقلابی است تایید و کاندید شورا می شود و هر بار که آقا را می گیرنند 24 ساعت بعد بیرون است .. . در این شورای نماینده شده باید فاتحه این انتخابات صوری را خواند . انتخابات شورا در تهران هم که جای خود را دارد بین دوگروه مهرورز و اصلاح طلب؛ از بقیه گروهها هم فاکتور می گیریم ... حال دوستان بزرگورا شما بگویید باید در این انتخابات شرکت کرد یا نه ؟ از سویی جامعه جهانی میگوید منتظر پیام مردم ایران است ما هم ( بر سر دادن پیام هنگ کرده ایم ) از سویی شورا ها بخصوص تهران در نظام سیاسی کشور نقش دارند و پایه های ریاست جمهوری و.... را تعیین می کنند و از سویی شرایط بین المللی ... . مشکلات ایران در منطقه ... بازی عراق و لبنان ... . تحرکات جدید کشورهای عربی در منطقه ، شاید هم تا چند وقت دیگر درگیری ایران و عربستان ! حال شما اندیشمندان بزگورار بگویید ما چه بکینم شکرت کنیم یا نه .؟ با شرکت و یا عدم شرکت ما جهانیان چه پیامی برداشت می کنند . ؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
کشورمان ایران سرزمینی کهن با قدمتی چند هزار ساله است که یکی از میراث داران عرصه تمدن و فرهنگ بشر بشمار می آید ، جایی که زادگاه حقوق بشر می خواندش و بر خالق آن هزاران بار درود می فرستند . سرزمینی که امروز سردمدارانش مزد خالق حقوق بشر را به خوبی پرداخت می کند ، اعدام ، سنگسار ، شلاق ، حبس ، آپارتاید جنسی و مذهبی ، محرومیت از تحصیل ، تبعید اجباری و .... سرزمینی که اکنون فکرهای خموده و متحجرین سعی در به زیر آب بردن خالق حقوق بشر و پدر ایران زمین دارند ، اما نمی دانند که اندیشه با جبر و زور ، سیل و طوفان ویران نمی شود . حال به تاریخ معاصر باز گردیم سرزمینی متمدن آن هم با فرهنگی غنی ، در تاریخی که شاید استبداد بر بسیاری از ملوک دنیا حکم فرمایی می کرد ؛ دگر اندیشان و روشنفکران جامعه طرحی برای رهایی از بند استبداد موجود ریختند . تاریخ انقلاب نوین در جهان پا گرفت : انقلاب فرانسه حال به پیدایش نخستین قانون مدون درباره حقوق بشر می رسیم که در سال 1789 در فرانسه بنام قانون حقوق بشر و شهروند به تصویب رسید . بعد از پیدایش و تشکیل سازمان ملل متحد و به رسیمت شناخته شدن این ارگان بین المللی در بسیاری از جوامع لزوم و پیدایش قانونی فرا میهنی و به دورازهر گونه انحصار طلبی احساس می شد . سرانجام در سال 1948 ، تنها چهار سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم در دسامبر همان سال طرح پیشنهادی کمیسیون حقوق بشر در اجلاس فوق العاده مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پاریس به رای گذاشته شد . نخستین طرح اعلامیه جهانی حقوق بشر از اعلامیه تکمیلی حقوق بشر فرانسه که در سال 1936 به تصویب رسیده بود بهره برد و نهایتا در 10 دسامبر سال 1948 با وجود 8 رای ممتنع به موافقت اکثریت اعضا سازمان رسید . کشور ما هم به طبع آنکه یکی از اولین اعضا عضو سازمان ملل متحد بود این اعلامیه را به امضا رسانید . اما متاسفانه در طول سالیان معاصر همواره شاهد عدم رعایت حقوق بشر در کشورمان بوده ایم . این اعلامیه که اگر بخواهیم به طور کلی آنرا تقسیم بندی کنیم به شش بخش اساس تقسیم می شود و این بخشها عبارتند از : حقوق امنیت ، حقوق سیاسی ، حقوق دادرسی عادلانه ، حقوق برابری ، حقوق رفاه و حقوق گروه ها که تمامی موارد فوق به بندهای جداگانه ای تقسیم شده اند . در انتها برای آگاهی بیشتر از اعلامیه جهانی حقوق بشر لینکی را برای دانلود برایتان گذاشته ام .
به امید روزیکه در دهکده جهانی همه مردمان بی هیچ ترسی و در کمال امنیت بتوانند در سایه خرد و آزادی بیان و اندیشه در کنار هم به زندگی مسالمت آمیز بپردازند . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
گرامی باد یاد محمد مختاری و محمد جعفر پوینده قربانیان قتلهای زنجیره ای درهشتمین سالگرد جان باختن محمد مختاری و محمد جعفر پوینده ، یاد عزیزانمان را بر مزارشان درگورستان امام زاده طاهر کرج از ساعت 14 تا 16 روز جمعه 17 آذر ماه 85 گرامی می داریم. وسیله ایاب و ذهاب در میدان ونک، خیابان ملاصدرا و میدان انقلاب جنب دانشکده پزشکی تا ساعت 13 فراهم است. خانوده های مختاری و پویند |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت توسط ali
|
||
|
|
|
|
|
۱۶آذر را همگی بعنوان روز دانشجو می شناسیمش ، ولی این روز برای ما در سالهای اخیر معنی ومفهومی تازه تر دارد ۱۶آذر اگر در قدیم تنها روز دانشجو بوده و بیانگر صدای آنها در دوران ما به روز فریاد به استبداد تبدیل شده است ، صدایی که داد دل همه مردم ایران است اگر در ۱۶ آذر سال۱۳۳۲سه دانشجو به شهادت رسیدند ، امروزه بعد از گذشت ۵۳سال باز هم چکمه های سنگین استبداد بر گلوی مردم ایران روز بروز بیشتر فشرده می شود. درست ۴۶ سال از آذر ماه۱۳۳۲گذشت ، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز به یک تراژدی دیگر تبدیل شد . باز هم دانشجو کشته شد ، باز هم مهر خاموشی بر لبانش بسته شد و باز هم زندانها از دانشجویان و روشنفکران لبریز گردید.... دانشگاه ، با آمدن نامش بر ذهن هرکسی تصویری تداعی می شود و بر ذهن عامه دانشگاه تهران .... عکسی بزرگ و نماد سردر دانشگاه که هنوز هم هروزه بر روی اسکناس های پنجاه تومانی دست به دست می چرخد . دوران دانشجویی ، دورانی که تا پا به عرصه اش نگذاشته ای رویایی خوش و آرزوی بسیاری است . رویایی که در اولین سالهای جوانی ات و یا در انتهای نوجوانی ات شاید همه وجودت را فرا گیرد . و اما 16 آذر روزی که روز دانشجو می نامندش و چون و چرایش را هزاران بار گفته اند .... . وارد دانشگاه می شوی و در باورهایت خوشحال از اینکه روزی از این روزها را با نام تو نام گذاری کرده اند . اما همه این خواب خرگوشی به یکی ، دو هفته و یا نهایتا یک ماه اول محدود می شود . با همان نگاه تازه واردت به محیط جدید در می یابی که اینجا هم با دبستانها و دبیرستانهای شهر تو هیچ تفاوتی ندارد ، باز هم همان ایدولوژی های پوچ و هزاران خرافات و تزویر و شارلاتانیسمی که باید این بار از نوع مثلا علمی اش هضم کنی .... حرفهای تکراری با رنگ لعابی جدید به خوردت داده می شود ، دشمن ، تهاجم فرهنگی ، در خطر بودن اسلام ، دانشجوی اسلامی ، وفادر به رهبر و خادم حکومت اسلامی و ... باز به یاد همان شعار معروف در صبحگاهان مدرسه ات می افتی : خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما از عمر من بکاه بر عمر او بیافزای باری دوست خوبم و یار دبستانی حتما تو هم بهتر از من همه این مسائل را می دانی ... در تشکل های دانشجویی هم وضعیت در حال حاضر به همین رویه و باسرعت نجومی روبه افول همچنان ادامه دارد . بعد از آن انقلاب به قول حضرات فرهنگی که در دانشگاهها صورت گرفت و هزاران استاد و دانشجو تصویه شدند و پاکسازی و یا از کار اخراج گشتند و بازنشسته ، هنوز هم بازنشستگی زود هنگام اساتید در جریان است و هنوز هم دانشجویان از دانشگاهها اخراج می شوند .و در فضای امنیتی و اطلاعاتی کشور که شامل دانشگاه هم می شود و به یمن سر کار آمدن دولت مهرورزی که نه تنها چیزی از مهر و عدالت سرش نمی شود بلکه با آن دلقکهای سیاسی که بعنوان وزیر و وکیل معرفی کرده و با کادر نظامی و سپاهی که اکنون در راس قدرت اجرایی و تصمیم گیری کشور حاکم شده صحبت از انقلاب فرهنگی دومی به میان می آید . در اواخر دولت سازندگی ( اکبر شاه خودمان ) دور تازه ای از برخورد با فعالین دانشجویی و فعالین سیاسی و اجتماعی در جریان بود و در همان هنگام جنبش زیر زمینی متفکرین و روشنفکران به همراه عده بسیاری از دانشجویان مصمم و هم پیمان شده بودند تا نهال تازه پا گرفته جنبش را به ثمر رسانند . تاریک اندیشان ومحفل نشینان هم که مدتی بود در حمام خون آب تنی نکرده بودند ، دوباره می رفتند تا به ارضای امیال شیطانیشان بپردازند ... در همین روزگاران بود که در آستانه آن خرداد معروف قرار گرفتیم و سید خندان با آن پوسترهای تبلیغاتی ساده بر دیوارهای شهر ها خودنمایی کرد . اکثریت هم با دیدن تصویر این آقای عبا شکلاتی یک ایکس بزرگ بر ذهنشان نقش بست . حال از نقش تئوریسن ها که در خیابانهای سیاسی ایران جولان می دادند بگذریم ، طیف چپ که با راست در واقع هیچ فرقی ندارد ( همان اصلاح طلبان ) هم نیم نفس هایی می کشیدند . سید علی آقا هم وارد معرکه شد و با آن گافهایی که داد و آنطور نوشتن اسم جناب ناطق که واقعا تابلو کرد . باعث شد تا جامعه ای که با رای دادن قهر کرده بودند و برای رو کم کنی هم که شده تا ساعتهای پایانی بر باجه ها صف کشند تا این بار یک نه بزرگ بگویند . دوم خرداد شکل گرفت و حضرات مجبور به پذیرش ..... از فردا به جای اینکه فکری به حال حماسه سازان ( مردم ) دوم خرداد شود ، جناب خاتمی لیدر پشت ویترین اصلاحات شد و حجاریان ها موج اصلاحات را به جامعه تحمیل کردند ، ما هم که همیشه ثابت کرده ایم مردمان روزهای سخت نیستیم متوجه نبودیم که در گرماگرم این پیروزی چه هزینه هایی بر ما تحمیل می شود . جنابان اصلاح طلبان بازی دانه و دام را به راه انداختند و ما کم کم درگیر بازی شدیم . ناگهان ورقها برگشت ، باند سعید خان به دستور اربابانش مشغول به کار شد تا تمامی پروژه های نا تمام را به یکباره به اجرا در آورد ، نهایتا بازتاب چیزی را که آقایان فکر می کردند ، از آن حذفهای فیزیکی نصیبشان نشد و حال این جنبش بود که بر موج اصلاحات سوار شد . پیاده نظام جنبش به راه افتاد و در خانه های سیاه و سفید شطرنج سیاسی با چند حرکت آقایان را مجبور به عقب نشینی و گرفتن چند امتیاز کرد که هر چند جزیی ، اما بسیار تاثیر گذرا بود . ناگهان خبر رسید که جام شوکران را حاج سعید سر کشیده و باقی قضایا ... کوی دانشگاه شلوغ می شود و تمامی اتفاقاتی که باید رخ می داد بوجود می آید ، حرکتی که شاید بتوان گفت خودجوش ، از جنبشی جوان سال و خواهان رفرم .... کم تجربه اما صادق و استوار در اهدافش . جنبشی که با خون دل هزاران مادر و پدر ایرانی پا گرفت . جنبشی که از خون شهیدان وطن در آن اعدامهای انقلابی و جنگ 8 ساله و اعدامهای 67 آبیاری شد . جنبشی که می خواست ملی باشد اما ملی گرایی کفر بود . جنبش تنها به نبرد دژخیمان رفت ... حتی این بار پدر و مادر ها هم نبودند .... تیغهای بی رحم استبداد گلبرگهای خیزش را پرپر کرد و در زیر چکمه های استبداد حتی رنگی از گلبرگها بر روی سنگفرش ها نماند . روز ها گذشت تا به کارزار امروز رسیدیم . هزاران دانشجوی سرخورده ، هزاران تبعیدی ناخواسته ، هزاران زندانی دانشجو و ..... . اعتیاد ، بیکاری ، خودکشی ، سرخوردگی و ... بر پوسته جنبش نشسته اما هنوز جنبش استوار است . جنبش استوار مانده تا در اولین باران تن خود را از تمامی چرکها بشوید . دانشگاه همچنان زنده است و همچنان به حیاتش ادامه می دهد می دانی چرا ؟ چون دانشگاه گلچینی از اقشار جامعه است با هر طیف و دیدگاهی با هر شغل و جایگاهی .... جنبش همچنان زنده است و زنده می ماند ، شاید نقش گلبرگها را از روی تخته سیاهها پاک کرده اند اما نقش گلبرگها بر روی ذهنها همچنان به یادگار مانده است . شاید این بار راویان خشونت و انکار کنندگان هولکاست ، جانیان 67 و محفل نشینان بخواهند رنگ خشونت به بازی دهند و حتی برای بازی ننگینشان این بار بسیج دانشجویی و لومپنهای بی هویت را به بازی رو در رو کشانده اند وکمیته های انضباطی و نیروی انتظامی و حفاظت اطلاعات را پشتیبان آنها گذاشته اند . اما این جنبش دانشجویی شاید این بار مجبور به دادن هزینه ای سنگین شود ، اما قطعا سر بلند از این بازی به بیرون می آید .چون این بار دیگر با احساس به پیش نمی رود و تجربه نسل دوم وسوم رادر کارنامه اش دارد و نسل چهارمی که تازه به میدان آمده .... . اما باید بسوی آن روز رویم که متحد و یک صدا و پرقدرت پیام خود را به همگان برسانیم . این بار اگر قرار باشد به بیرون بیایم ، یکبار اما پر قدرت باید به میدان برویم . فراموش نکنیم همچنان صحنه در دستان ماست . گرامی باد 16 آذر روز دانشجو گرامی باد 18 تیر گرامی باد یاد اکبر محمدی احمد باطبی و کیانوش سنجری را فراموش نکنیم من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی همه برمی خیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد چه کسی با دشمن بستیزد از کجا که من وتو شور یکپارچگی را درشب برپا نکنیم از کجا که من تو مشت رسوایان وا نکنیم ....
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
یار دبستانی : ۱۶ آذر اگر در قدیم تنها روز دانشجو بوده و بیانگر صدای آنها در دوران ما به روز فریاد به استبداد تبدیل شده است ، صدایی که داد دل همه مردم ایران است
گرامی باد ۱۶ آذر روز دانشجو احمد باطبی و کیانوش سنجری را فراموش نکنیم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
یکم دسامبر ( 10 آذر ) روز جهانی مبارزه با ایدز HIV چيست ؟ HIV مخفف " Virus Immunodeficiency Human " به معني "ويروس نقص ايمني انسان" ميباشد. ويروس ، يك ذره زنده خيلي كوچك است كه ميتواند تكثير و پخش شود اما براي زندگي نياز به موجود زندة ديگري دارد. وقتي ويروس، سلولي را آلوده كند شروع به تكثير در داخل آن سلول ميكند كه در نهايت منجر به آسيب آن سلول ميشود. انسان ميتواند توسط فرد ديگري كه به HIV مبتلا است آلوده شود و او نيز ميتواند بقيه افراد را آلوده كند و بر اين اساس HIV منتشر ميشود. به فردي كه به HIV آلوده است HIV( +HIV مثبت) اطلاق ميشود. (سيستم ايمني، گروهي ازسلولها و ارگانها هستند كه بدن را در برابر ويروسها و عفونتها محفاظت ميكنند.) چرا HIV خطرناك است ؟ اگر سيستم ايمني بدن به ويروسها حمله ميكند و آنها را ميكشد پس مشكل چيست ؟ ويروسهاي مختلف به سلولها و بافتهای مختلفي از بدن حمله ميكنند. برخي ويروسها به پوست، برخي به دستگاه تنفسی و … حمله ميكنند. چيزي كه HIV را اين چنين خطرناك كرده اين است كه HIV به خود سيستم ايمني حمله ميكند. سيستم ايمني، گروهي ازسلولها هستند كه بدن را در برابر انواع عفونتها محفاظت ميكند و بدون آنها٬ توانايي بدن براي مبارزه با نواع عفونتها تضعيف ميشود. لذا وقتی ويروس HIV وارد بدن فردی شود به تدريج قدرت دفاعی بدن وی ضعيف می شود و اين فرد در برابر انواع بيماريها و عفونتها حتی آنهايی که در حالت عادی بيماريزا نيستند آسيب پذير میگردد.اين روند قابل رؤيت نيست و راهي وجود ندارد تا با نگاه كردن به افراد بگوئيم كه آيا به HIV مبتلا هستند يا خير٬ ولي آزمايش خون ميتواند پس از چند ماه از اولين تماس، ويروس را در خون آشكار كند.افراد آلوده به HIV ممكن است سالها كاملاً سالم بمانند و حتي خودشان ندانند كه آلوده هستند. ايدز چيست ؟ ايدز (AIDS) مخفف Acquired Immune Deficiency Syndrome به معني سندرم نقص ايمني اكتسابي ميباشد.وقتی سيستم ايمني آسيب ببيند، نه تنها در برابر ويروس HIV (كه در آغاز به آن صدمه زده) بلكه به نسبت به بقيه عفونتها هم آسيب پذير ميشود و ديگر قادر به كشتن ميکربها و ويروسهايي كه قبلاً برايش مشكلي ايجاد نميكردند نيست و لذا با گذشت زمان، افراد آلوده به HIV بيشتر و بيشتر بيمار ميشوند و معمولاً سالها پس از آلودگي به يكي از بيماريهاي خاص٬ شديداً مبتلا ميشوند و در اين زمان گفته ميشود كه آنها به ايدز مبتلا شدهاند. بنابراين زماني كه فرد آلوده به ويروس HIV براي اولين بار به يك بيماري جدي مبتلا شود و يا وقتي كه تعداد سلولهاي ايمني باقيمانده در بدن او از حد معيني كمتر شود، مبتلا به بيماری ايدز در نظر گرفته می شود. ايدز يك مرحله كاملاً جدي است كه بدن، دفاع بسيار كمي در برابر انواع عفونتها دارد. در واقع هر فرد آلوده به ويروس HIV ، الزاما مبتلا به ايدز نمی باشد اما در طول مدت آلودگی خود، می تواند ديگران را آلوده کند. چه مدت طول ميكشد تا HIV به ايدز تبديل شود؟ بدون درمان دارويي، بطور متوسط طي 10 سال آلودگی به ويروس HIV به سمت ايدز پيش ميرود که البته اين مدت 10 سال براي فردي است كه تغذيه مناسبی دارد. اما فردي كه در منقطه فقيرنشين است و بخوبي تغذيه نميشود ممكن است بسيار سريعتر به سمت ايدز و نهايتاً مرگ پيش برود.درمان دارويی ضد ويروس ميتواند مدت زمان بين آلودگي با HIV و شروع ايدز را طولاني تر كند. داروهاي جديدي بوليد شدهاند که با مصرف آنها، فرد آلوده به HIV ميتواند مدت زمان طولاني قبل از ايجاد ايدز زندگي كند. اما اين داروها بسيار گران و کمياب بوده و در بسياري از كشورهاي فقير در دسترس نیست و آلوده شدگان در این کشورها٬ سریعتر به سمت مرگ پيش ميروند. HIV << چگونه منتقل ميشود؟ >> HIV در خون و ترشحات جنسي فرد مبتلا و نيز شير پستان زن آلوده، يافت ميشود. HIV هنگامي منتقل ميشود كه مقدار كافي از اين ترشحات به بدن فردي برسد راههاي مختلفي كه فرد ميتواند به HIV مبتلا گردد عبارتند از: 1 - رابطه جنسي بدون محافظت با فرد آلوده 2 – تماس با خون فرد آلوده 3- سرايت از مادر حامله آلوده به جنين در داخل رحم و يا از شیرمادر آلوده به كودك 4 – استفاده از محصولات خوني آلوده 5 – داروهاي تزريقي علائم بيماری چگونه ظاهر می شود؟ با کاهش قدرت سيستم دفاعی٬ به مرور زمان بدن آمادهٴ ابتلا به عفونتها و سرطانهايی می شود که به طور معمول در مردم عادی ديده نمی شوند ، اين بيماريها بصورت بيماريهاي ريوی ، اسهالهاي شديد و مزمن ، تبهای طولانی ، کاهش وزن ، اختلالات شخصيتی ، بيماريهاي مغزی و پوستی خود را نشان مي دهند که درنهايت منجر به مرگ فرد مبتلا خواهد شد. علائم آلودگی با HIV بسیار پیچیده است و دارای مراحل چندی است كه الزاماً همه آنها در افراد آلوده مشاهده نمی شود. این مراحل عبارتند از: در نوشتاری کامل همه مطالب بالا و همچنین ادامه آن در این زمینه در آرشیو کتابخانه گذاشته می شود . رشد 100 درصدی ایدز در ایران در پنجسال گذشته سایت حکومتی آفتاب: نماينده دفتر سازمان ملل در بحران ايدز گفت: رشد مبتلايان به ايدز در پنج سال گذشته در ايران به مرز 100 درصد رسيده است. علي يزدان ستايش افزود: در تحقيقات به عمل آمده توسط سازمان ملل مشخص شده است كه كشورهاي آمريكاي شمالي و اروپاي غربي با حدود 20 درصد ابتلا در سال به عنوان رتبه اول در كاهش و بهبود وضع ابتلا به ايدز را داشه و كشورهاي روسيه و اروپاي شرقي با رشدي حدود 300 درصد در مكان اول از نظر رشد و افزايش ابتلاي به ايدز هستند. وي ادامه داد: در اين رتبهبندي كشورهاي آفريقايي با 30 درصد ابتلا، آمريكاي مركزي 40 درصد، كشورهاي شرقي آسيا با 60 درصد ابتلا و در نهايت كشور ايران با 100 درصد ابتلا در رتبههاي بعدي قرار گرفتهاند. ستايش گفت: در برخي از محافل عنوان ميشود كه رفت و آمدها و به نوعي مرزهاي كشورها باعث ورود ايدز و ابتلا به آن شده است در حالي كه با بررسي و تحقيقات مشخص شده است كه شايد ورود يک بيماري از طريق رفت و آمد باشد اما ادامه روند رشد آن امري است كه به ورود و مرزها منتهي نشده بلكه در درون جامعه بايد دنبال آن را گرفت. وي گفت: كار اصلي ما قبل از بوجود آمدن عفونت بوده نه بعد از تماس و بوجود آمدن عفونت زيرا هنوز براي كساني كه دچار عفونت شدهاند تصميمي گرفته نشده است. نماينده سازمان ملل در بحران ايدز در پايان سخنان خود گفت: بهترين روش براي عدم بوجود آمدن عفونت، آموزشهاي صحيح در زمان قبل از سن بلوغ بوده كه بايد با بردن اين مطالب به كتابهاي درسي براي رسيدن به آن تلاش كرد. باید مبارزه کرد با هر که و هر چه که می خواهد تو را اسیر کند و آزادی و فرهنگ و تمدنت و همه چیزت را به یغما ببرد . باید مبارزه کرد باه کسی که می خواهد لذت نفس کشیدن را از تو بگیرد . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
صحنه هایی از نماز خواندن رئیس جمهور حکومت اسلامی
باز هم سقوط هواپیمایی دیگر علت نقص فنی مانند پروازهای قبلی که هیچگاه گزارش درستی ارائه نشد مقصران سقوط : آمریکای جهانخوار که حکومت متصل به خدا و چاه جمکران ما را تحریم کرده و ما از این تحریمها هیچ باکی نداریم خلبان و کمک خلبان کوه و ارتفاعات ....
با تصويب آييننامه ازسوي دولت صورت ميگيرد:
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دبيرخانهي شوراي اطلاعرساني دولت اعلام كرد، اين آييننامه به منظور توسعهي خدمات دسترسي به اينترنت در كشور و ساماندهي فعاليت پايگاههاي اطلاعرساني در چهار فصل و يازده ماده به تصويب هيات وزيران رسيده و در آن حق دسترسي آزاد و سالم مردم به اطلاعات و دانش، حمايت از پايگاههاي اطلاعرساني قانوني، رعايت حقوق و صيانت از ارزشهاي اسلامي، ملي، فرهنگي و اجتماعي كشور و مسووليت مدني و حقوقي و كيفري افراد در قبال فعاليتهاي خود مد نظر قرار گرفته است. اصل ۲۳ قانون اساسی : تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مئاخذه قرار دارد. اعلامیه جهانی حقوق بشر : ماده دوازدهم
راستی هنوز هم نظر سنجی شخص برگزیده سال ۲۰۰۶ مجله تایم در جریان است و ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
FREE POLITICAL PRISONERS FREE KIANOOSH SANJARI
زندانی سیاسی آزاد باید گردد 52 روز است که کیانوش سنجری در سلول انفرادی است |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت توسط ali
|
||
|
|
|
|
|
بنیاد گرایی همچنان حرف اول را در منطقه خاورمیانه می زند
در حالیکه هشتمین سالگرد از حوادث قتلهای موسوم به زنجیره ای را پیش رو داریم و بحرانهایی که هر روزه ، توسط افراط گرایان و راویان خشونت هر روزه دیده می شود. ترورهای کور و اندیشه های تاریک و فکرهای خموده با قدرتهایی که از دلارهای نفتی به جیب زده اند همه روزه با نام دین خشونت و جنایت را رواج می دهند و اگر به خود نیاییم دیگر فردا و فرداهایی نخواهد بود که بتوانیم در کنار هم بطور مسالمت آمیز زندگی کنیم و بر سرکار برویم و یا در دایره ای محدودتر کانونی گرم به نام خانواده را داشته باشیم و با ترس از اینکه چه بر سر تمامی ارزشهای بشری می آید با فکر ناهنجارها به زندگی بپردازیم و با ترس و دلهره و بدون هیچ رویایی هر شب سر بر بالین گذاریم و صبح که بر می خیزیم ترس و نا امیدی از شروع روزی تازه تمامی وجودمان را فرا گیرد.
در حالیکه هر روزه حداقل در جامعه ما و کشورهای همسایه مان از عراق و افغانستان گرفته تا لبنان و حتی با اظهارات چندی قبل مفتی استرالیا هر روزه رو بسوی افول اخلاقی و حتی خوی غیر انسانی می رویم خود را انسانی متمدن می شماریم و بر میراث قرن بیست و یکم که همانا دانش و تکنولوژی است می بالیم و غافل از اینکه چه میراث عظیم دیگری را از دست می دهیم. از یک سو در ام القرای اسلامی وقتی قانون در هیچ جایش وجود ندارد و حتی آن نوشته های به نفع حضرات هم به هیچ وجه اجرا نمی شود ، نبود ضمانت اجرایی و خودسری های افراد مسئول جامعه را رو بسوی سقوط فاحش کشانده و مسئولانی که خود باید ضامن اجرای قوانین و حافظ قوانین و حقوق شهروندان باشند خود شان متخلف ترین افراد جامعه به حساب می آیند. در نمونه جدید آن هم می توان فردی را مثال زد که نمونه بارز یک تجاوز کار به تمامی حقوق ملت ایران است جناب آقای دادستان کل تهران و قاضی سابق سعید مرتضوی که برای رسیدن به امیال پست خود و ولی نعمت هایش و شخص خلیفه و سلطان ام لقرای اسلامی و حومه تمامی اصول اخلاقی و بشری را زیر پا می گذارد و کسی که به حقوق هزاران جوان ایرانی تجاوز کرده و با رای های نا عادلانه اش انسان را به یاد دادگاههای قرون وسطی می اندازد. آقای مرتضوی که در سرکوب هزاران جوان دانشجو نقش اصلی را دارد و در مرگ و تجاوز به خانم زهرا کاظمی و قتل اکبر محمدی نقش اساسی دارد این بار سخن از اعدام متخلفین و پخش کنندگان سی دی های مبتذل می کند.( باز هم اعدام !!!! )( زندان جمهوری اسلامی و دخترکان باکره و اعدام ... دکتر رویا طلوعی ...) حال آنکه با توجه به اینکه تفتیش و ورود به زندگی خصوصی افراد محکوم است و ما نیز عمل تمامی سودجویان و منحرفان اخلاقی را محکوم می کنیم و در نوشتار بعدی هم مفصلا به آن خواهم پرداخت آیا در نظام الهی و امام زمانی ما که از یکسو به خدا متصل است و از سوی دیگر به چاه جمکران هیچ گونه تخلفی از جانب همین مسئولان با اصطلاح بلند پایه صورت نگرفته است. اشخاصی که با تکیه زدن بر کرسی قدرت در همان روزهای اولیه انقلاب آن همه کشتار و اعدام و به قول خودمانی تلافی ها را کردند . بعد به کشتار تمامی مخالفان و تبعید اجباری و یا نا خواسته مخالفان سرگرم شدند و کار به انقلاب فرهنگی و پا کسازی دردانشگاهها و کارخانه جات و حتی بقالی های سر کوچه رسید و بعد هم جنگ که بر مردم تحمیل کردند و هنوز هم هر روزه با خون هزاران گلی که پر پر کردند نان خود را تر می کنند و بر گلو فرو می برند. می رسیم به سالهای نه چندان دور باز هم حذف فیزیکی اندیشه ها و کوی دانشگاه و ... حال هم که به لطف چهره های تند رویی که مدتی در پشت صحنه بودند و امروزه در جلوی دوربینها و با شعارهای پوپولیستیشان و محو کردن این و آن می خواهند با سیاست های تنش زایی که تا به امروز آنها را بر سر کار و سر پا قرار داده به حکومت ننگین خود ادامه دهند . و افسوس قضیه از اینجا ست که تمامی این خلق و خو های بربریت و فاشیستی نیز در طول این چندین سال آرام آرام در بطن بسیاری از مردم بی گناه این سرزمین هم رخنه کرده و دلیل شاهد و بارز این ادعا نیز رجوع هر روزه به رونامه های حکومتی و یا گذری کوتاه در هر کوی و شهر از این دیار است که با تاسف تمام مشاهده می شود که به چه میزان قتل ، انتقام های شخصی و تجاوز و اعمال منافی عفت ، اعتیاد و .... در این مملکت بیداد می کند و هر روز نیز بیشتر می شود و در نمونه آخرینش هم قتل یک جوان دانشجو است . فردی که می توانست یکی از امید های فرداها باشد و عزیز خانواده ای و سرمایه پدر و مادری به دست یک فکر کهنه و شستشو داده شده تیغی از جهل را بر می کشد و بر سینه گرم امید و آرزوهای فردا ها فرود می آورد و در انتها حضرات سریعا بسیجی بودن فرد و عاقل و بالغ بودن او را تکذیب می کنند و ... ما هم نه کاری به بسیجی بودن این جناب داریم و غیره ! اما سئوال ما این است براستی اگر این فرد مقتول حتی مزاحم دختر جوانی شده چرا نباید نیروهای انتظامی که برای سرکوب مورد استفاده قرار می گیرند امنیت را در جامعه برقرار نمایند و اینکه چرا جامعه باید به جایی رسد که هر کسی احساس کند خود ناجی شرع است و باید حکم خدا را بر روی زمین اجرا نمایدو یا برای ارضای امیال پست خود دست به کارهای کثیفی چون بوجود آوردن چنین سی دی هایی بکند . اگر به همان احکام خدای هم مراجعه شود برای امر به معروفی که حضرات در آورده اند حدودی گذاشته است و ... در انتها جناب مسئولی که می گویید این فرد مشکل روانی داشته و دیوانه بوده و... آیا امکان دارد در دانشگاهی فردی نابالغ بتواند تحصیل کند البته جواب سئوالم را خودم میدانم چون در این مملکت وقتی احمدی نژاد رئیس جمهور می شود دیگر هر چیزی امکان دارد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت توسط ali
|
|
||