|
|
|
|
|
با درود بر دوستان خوب چند روزی است به این طرف و انطرف می رویم و چند مصاحبه با چند شرکت تا اگر بشود در رشته خودمان کاری بهتر پیدا کنیم ... بگذریم ... امروز هم صبح با استفاده از بند (پ) که یکی از اساس نهادینه شده در ساختار جامعه مان می باشد ، با سفارش یکی زا عزیزان به یک شرکت رفتم . ساعت 10 : 9 صبح بود و تقریبا اوایل وقت کاری ... وارد شرکت شدم و بعد از سلام و تعارفات ویژه راهنمایی شدیم به قسمت انتظار تا جناب رئیس اجازه ملاقات را صادر نمایند ... رادیو منشی روشن بود و ... اخبار گوناگون و سخنان جناب پرفسور احمدی نژاد که ما این می کنیم و آن و .... بعد هم اخبار مربوط به سفر جناب بوش و ... دیدارش با از ویتنام و .... با خود می اندیشیدم که همین ویتنام نبود که با زد و خوردی که با آمریکا پیدا کرد ، دیگر حتی نباید نام آمریکا را هم بر زبان بیاورد و .... خلاصه چه کنیم ما در مملکتی بزرگ شده ایم که همیشه عادت داشته ایم یک دشمن داشته باشیم و تا اتفاقی می افتد بگوییم تقصیر او بوده ویا شرطان را لعنت کنیم و از این جور حرفها ... حضرات هم که خوب خوراکی پیدا کرده اند همیشه در ساختن دشمن کاذب چنان استادانه عمل می کنند که ما هم باورمان می شود انگار با هر که با ام القرای اسلامی چپ افتد از روز ازل پدر کشتگی داشتیم ... خلاصه ویتنام با آن سابقه به پای میز مذاکره با آمریکا نشست برای مصالح عالیه اش و آمریکا هم برای منافعش و ما که 27 ، 28 سالی است با شیطان بزرگ مشکل داریم هر چه که می خوایهم به لطف برادران فعال و مسلمانمان با قیمتهایی چند برابر از بازار دبی تهیه می نماییم و پرچم آمرکا را هم هر هفته بعد از نماز جمعه آتش می زنیم ... یک مرتبه با صدای منشی از خواب خرگوش بیدار شدیم و به اتاق رئیس رفتیم ... بعد از صحبتهای معمولی و معرفی و ... جناب رئیس مشغول صحبت با تلفن شدند ما هم یک ساعتی آنجا معطل بودیم . جاتون خالی چند تا چایی هم خوردیم و دیگه داشتم دل درد می گرفتم که برای رئیس چند میهمان هم آمد . ما که می خواستیم فلنگ ببندیم رئیس دوباره شروع به سئوال کرد و ... با میهمنان جدید آشنا شدیم و مشغول صحبت و رئیس هم با تلفن مشغول شد خلاصه سخن از هر دری بود و جالب اینجا که در انتهای هر سخن و بحث کاری و قیمت و پول و ... حرف شاهکارهای جناب دکتر به میان می آمد و هر کس از تحریمها نتیجه ای می گرفت خلاصه ما را هم به داخل بازی کشاندند و چند کلامی هم ما گفتیم. رئیس هم بعد از مدتی ما رو فرستاد تا یک برگ تقاضای کامل را پر کنیم به قول معروف فعلا دنبال نخود سیاه ... مشغول پر کردن برگه بودیم که چند تا کارگر و یکی دو تکنسین هم برای گرفتن حقوق به سمت حسابداری می رفتند . کمی به حرفهایشان گوش دادم تا ببینمی جو کاری چگونه است . بحث حقوق های عقب افتاده بود و ... گرانی و تورم و جنگ و دکتر محمود احمدی نژاد و ازیاد جمعیت ... خلاصه کار بالا گرفته بود هر کسی چیزی می گفت . یک تکنسین و کارگر هم به سمت من آمدند تا با خیال راحت بار دیگر آن چندر غاز حقوقی را که گرفته بودند دوباره بشمارند و ببیند کدامین چاله هایی را که کنده اند می توانند با آن پر کنند . شروع به صحبت با آنها کردم و خیلی چیزها دستگیرمان شد . چند شب پیش هم با یکی از دوستان جوان سال بحث می کردم و این جناب هم که در تخته گاز رفتن مانند حضرت محمود احمدی نژاد گوی سبقت را از همه ربوده بود شعور مردم را مورد سئوال قرار می داد و حال هر چه ما می گفتیم ... نره اون می گفت بیا بدوش !!! خلاصه کلام عزیز جان ما که در این روزگار هر چه گشتیم یاوری عاقل و بالغ را ندیدیم که بر کلام جناب دکتر مشنگ ( منتخب شورای نگهبان ) صحه گذارد . نمیدانم واقعا این موجود خارق العاده رئیس جمهور ایران است چون ما که هرچه در عوام هم گشتیم کسی را همراهش ندیدیم. و یا اینکه رئیس جمهور مسلمانان افراطی پاکستان و مصر و اندونزی و فلسطین و لبنان و ... . و به قول یکی دیگر از دوستان از روزی که این موجود بر کرسی ریاست تکیه زده دیگر رسیدن به هیچ شغل و کاری سخت نمی نماید و اصلا برای رسیدن به هر چیزی نه تنها سواد و دانش آن کار را نمی خواهد که تنها نیاز به فرا گرفتن مقداری فن شارلاتانیزم است آن هم از نوع ولایت فقهی .... . دوستی گفته بود سخنان ما در مورد دانشجوی تربیت معلم سبزوار دروغ بوده و .... : خبر نامه امیر کبیر : فرود دشنه يک دانشجوي بسيجي بر قلب توحيد غفارزاده، نمونه ديگري از آثار سياستهاي نهادهاي امنيتي است که همواره تلاش کرده اند جامعه دانشگاهي را در در مسيري قرار دهند که با ارزشهاي مورد پسند آنها سازگاري داشته باشد ..... ایسنا : وزارت علوم: دانشجوی مقتول برای دختر دانشجو مزاحمت ایجاد کرده و قاتل هدفش اعتراض به این امر بوده است ...... ایسنا : رییس دانشگاه سبزوار: دانشجوی قاتل اختلال روانی دارد و روحیاتش به اعضای بسیج نمی خورد! رييس دانشگاه تربيت معلم سبزوار، گفت: نزاع صورت گرفته در ايستگاه اتوبوس کاملا شخصي بوده و هيچ ارتباطي با اعتبار دانشجويي ضارب و مضروب نداشته است...... ایران پرس نیوز : توحید غفارزاده دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار به ضرب چاقوی یک دانشجوی عضو بسیج دانشجویی به قتل رسید. این دوست شاید هم حق داشته باشند در خبرهای اولیه دانشجوی نامبرده از دانشگاه تربیت معلم سبزوار گفته شده بود اما در خبرهای تکمیلی گفته شده : خبر گزاری روز آنلاین : گفته يک دانشجوي دانشگاه سبزوار، توحيد غفارزاده در حالي که به همراه نامزد خود قصد رفتن به منزل را داشت، به ضرب چاقوي يک دانشجوي بسيجي دانشگاه تربيت معلم سبزوار کشته شد .يکي از دانشجويان دانشگاه سبزوار در گفتگو با روز در ازتباط با قتل توحيد غفارزاده گفت: “عصر روز شنبه يکي از اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه تربيت معلم سبزوار در حالي که توحيد غفارزاده و نامزد او در برابر در دانشگاه آزاد ايستاده بودند با آنها درگير شد و پس از توهين و درگيري لفظي، با يک چاقو ضربه محکمي به سينه توحيد غفارزاده وارد کرد. در اثر اين ضربه توحيد غفارزاده به شدت مجروح و پس از آن به بيمارستان امدادي سبزوار منتقل شد اما نهايتا شدت جراحت وارده موجب مرگ او شد. در بين برخي از دانشجويان اين شايعه مطرح شده که حراست دانشگاه از اين اقدام حمايت کرده است.مصطفي صداقت جو عضو سابق شوراي مرکزي انجمن دانشگاه سبزوار در همين زمينه به به ادوارنيوز گفت: “طبق گفته رييس حراست دانشگاه تربيت معلم سبزوار، ضارب مدعي است بر اساس تکليف شرعي و اعتقاداتش عمل کرده است.” بر اساس گفته وي “ ۳ هفته قبل نيز حادثه ديگري براي دانشجويان اتفاق افتاد و دو موتورسوار با حمله به چند دانشجوي دختر و پسر اين دانشگاه آنها را مورد ضرب و شتم و تعرض قرار دادند و هنگامي که دانشجويان در اعتراض به نبود امنيت اقدام به اعتراض و تحصن کردند مسئولين دانشگاه به جاي پاسخگويي اقدام به احضار بيش از ۱۰ دانشجوي شرکت کننده در اين اعتراضات به کميته انضباطي کردند.” يک دانشجوی دانشگاه علم و صنعت روز گذشته در استخر طرف قرارداد اين دانشگاه که مربوط به درس تربيت بدنی است دچار سکته شده و پس از ۱۵ دقيقه بدون حضور نجات غريق جان خود را از دست داد. منبع: خبرگزاری مهر
دعوت به مراسم بزرگداشت فروهرها، بيانيه صدها تن از چهرههای فرهنگی، سياسی و دانشگاهی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
گردش روزگاران در این چرخ گردون چه بازیهایی را که رقم نمی زند . از آن روزگاران که با کشته شدن چند دانشجو 16 آذر نامیدندش تا روزگار ما که کرسی نشینان برایش 18 تیر ها رقم زدند ، روزگار زیادی می گذرد روزگاری به وسعت هزاران فریاد که هنوز هم در گلوهایمان از آن شور و فریاد ها چیزی جز بغض و سرخوردگی از خاطرات قدیم بر جای نمانده ..... . از قدیم تا کنون هیچ گاه بر فرضیه دایی جان ناپلونیــــزم باور نداشته و ندارم ، اما به صداقت و آرمانهای هزاران یار دبستانی همیشه در افکارم سر تعظیم فرود آورده ام . من و تو یار دبستانی خوب به خاطر داریم حتی آن هنگام که تیر 78 بود ما در شور جوانی و بحوبه کنکور .... . همان هنگام که دژخیمان ولی فقیه بر دانشگاه محل کسب علم و دانش ! به همراه هزاران لومپن چماق بدست هجوم آوردند و من و تو به یاری دوستانمان در کوی شتافتیم ... . یادت هست اولین باری که بازداشت شدیم ... نمی خواهم بگویم بر سرمان چه رفت که بر سر هزاران از ما چه قبل از ما و چه بعد از ما رفته است . بعد از آن رویای تلخ باز هم من و تو سلاحمان قلم بود و کج اندیشان و محفل نشینان همراه و همیار ترور های کور شدند و حذف های نا جوانمردانه ( یادت هست آزادی اندیشه .... همیشه ... با دیکتاتور نمیشه .... ) من و تو بعد از آن هم بارها با سربازان گمنام سید علی آقا رو در رو شدیم و .... . اکنون به اینجا رسیده ایم . به جایی که زمانی منشور حقوق بشر را در آن نوشته بودند و اکنون هر کجا که بیانیه ای برای نقض حقوق بشر اعلام می شود کشورمان در ستون های بالایی و یا انتهایی جداول قرار دارد .... . هر روزه اگر حتی به خبر گزاری های دولتی و روزی نامه های دولتی هم سری بزنی باز هم می توانی خبری از وضع ملال آور و اسف ناک دانشگاههای کشور دریافت کنی .... اکنون دیگر در ام القرای اسلامی یکی از افتخارات جنبش دانشجویی شاید به زندان رفتن شده .... افسوس و صد افسوس .... هنوز هم مرداد ماه را فراموش نمی کنیم که اکبر محمدی را چگونه به شهادت رساندند ... مگر او هم دانشجو نبود ... احمد باطبی چطور ؟ اگر اسامی این دوتن را گفتم چون واقعا مظلومانه در دست دژخیمان اسیر شدند و دیگرانی که هر روزه به زندان می روند و از تحصیل باز می مانند و ستاره دار می شوند و .... و در نهایت با بدنی خرد و شکسته و با روحی لگد مال شده به آغوش اجتماع بر می گردند و .... عده ای هم مجبور به ترک وطن .... . به راستی آن هنگام که چکمه پوشان ولی فقیه هم به دانشگاه هجوم بردند نگاهی به قانون اساسی داشتند .... حال از این سوی آبها به آن طرفها برویم ... آن طرفی که عده ای دیگر از مردمان دنیا در آن زندگی می کنند و من را به خاطر افکارم و یا سرزمین تاریخی کشورمان نمی شناسند بلکه من را به عنوان شهروند کشوری می شناسند که حامی تروریست است و انکار کننده هولو کاست ... من را با نام احمدی نژادی می شناسند که با آن شعارهای پو پو لیستیش شعور دنیا را هم به مسخره گرفته است .! در دانشگاهی در شهری که اگر بر آن قدم گذاری شاید هزاران ایرانی را در خیابانهایش ببینی ! جوانی دانشجو مورد هجوم پلیس قرار گرفت ، ملیت جوان هم هیچ فرقی نمی کند ، پلیس با وارد کردن شوک به این جوان که نامش مصطفی طباطبائی نژاد است باعث شد تا بار دیگر افکار عمومی جماعتی دانشجو را به جنبش آورد . من و تو هم این عمل را محکوم می کنیم ! مگر نه این است که ما هم با هر گونه شکنجه و خشونتی مخالفیم . اما در خرداد 82 یادت هست در آن شلوغی در بازداشتگاهی که بودیم چند نفر را آوردند که آنها هم به همین شیوه رذیلانه توسط سربازان گمنام مضروب شده بودند . مگر نه این است که پلیس در هنگامی که جانش در خطر است می تواند از این شکها استفاده نماید . حال در هر کجای دنیا قانون وجود دارد از جمله در ام القرای اسلامی ! شهروندان هر جامعه موظف به رعایت قانونند و ... در جامعه آن یانکی ها اگر از پلیس کسی شکایت کند به زندان نمی افتد و کیان خانواده اش به خطر نمی افتد . مگر همین چند وقت قبل در اسرائیل پلیس دست آن مقام هوس باز را رو نکرد و یا در آمریکا ... باز هم با محکوم کردن عمل پلیس آمریکا ، هر چه باشد پلیس باید حافظ جان و مال و آبرو شهروندان باشد آیا در ام القرای اسلامی ما هم اینگونه است . آیا من و تو هم یک شهروند درجه یک بشمار می آییم .؟ در حالیکه ششمین قطنامه اتحادیه اروپا طی دو سال گذشته در مورد نقض حقوق بشر در ایران به تصویب رسید و در حالیکه اکنون 8 زن و 2 مرد در سیاهچالهای رژیم سرکوبگر بسر می برند و درحالیکه هر روزه هزاران دانشجو با جرایم گوناگون راهی سیاهچالهای و دادگاههای چند ثانیه ای و کمیته های انظباطی می شوند . اکنون رژیم سرکوبگر مدافع حقوق یک شهروند ایرانی آمریکایی شده ؟ و در اقدامی جالب تر وکیل مدافع کلیه سرخپوستهای جهان !!!! و کسی هم به این رژیم نمی گوید توکه خود عامل کشتار و شکنجه و فرار هزارن تن از جوان این مملکت بودی اکنون چه می گویی؟ بعد از وقوع این حادثه تلخ خبر گزاریها و شبکه های تلویزیونی رژیم هم با شاخ برگی دو چندان به موضوع دامن می زنند و این در حالی است که در عصر روز شنبه باز هم شاهد قتلهای امر به معروف و نهی از منکر بودیم که این بار توسط یک برادر مخلص و دانشجوی بسیجی رخ داد و با فرود آوردن تیغ تحجر بر قلب دانشجویی دیگر احکام اسلام ناب را خود به تنهایی پیاده کرد . " مقارن عصر شنبه 27 آبان 1385 یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار به ضرب فرود آمدن چاقو بر قلب توسط عضو بسیج دانشجویی این دانشگاه به قتل رسید. به گفته شاهدان عینی مقتول در حال گفتگو با همسر خویش در محل ایستگاه اتوبوس دانشگاه بوده است که ضارب با ایراد این سوال که نسبت شما چیست؟ وارد حریم حوزه خصوصی انان می شود. بعد از وقوع درگیری لفظی، ضارب در اقدامی وحشیانه با فرود اوردن چاقویی بر قلب مقتول وی را به قتل می رساند. به گفته دانشجویان این دانشگاه قاتل از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه بوده که پیش از این نیزسابقه درگیری هایی از این دست را داشته است. گفته می شود قاتل پس از دستگیری در مرکز انتظامی سبزوار ضمن اعتراف به انجام قتل انگیزه خویش را جریحه دار شدن احساسات مذهبی خود از گفتگوی دو جوان دختر و پسر در انظار عمومی دانسته است. " این نموداری از جامعه مان است که پلیس دانشجو را سرکوب می کند و دانشجوی بسیجی به جرایم منکراتی رسیدگی می نماید ...... .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
جايزه ويژه گزارشگران بدون مرز با وجود اعلام آمارهای گوناگون در مورد کشور عزیزمان و سردمداران نیمه محترم آن که توسط کلیه نهادها جهانی اعلام شده و یا می شود و ما در اکثر آمارها در رتبه های اول هستیم و یا از آخر اول هستیم . در هر صورت بعد از کسب رتبه ۱۶۲ در آزادی مطبوعات و ... رتبه های گوناگون ! این بار حضرات حقوق بشری کمی دست و دلباز شدند و خلاصه برای حقوق بشر در ایران هم توجهاتی را لحاظ نمودند و افراد فعال در این زمینه را قدردانی نمودند . البته کدام حقوق بشر نمی دانم ! اصلا این حقوق بشر چی هست و چه شکلی هست بماند . در هر صورت بسیار خوشحالم که جایزه مدافعان حقوق بشر به دوست خوبمان امید معماریان تعلق گرفت . و در انتخابی دیگر جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز به دوست خوبم حامد متقی و همچنین وبلاگ کسوف تعلق گرفت . حامد جان اینجا هم باز به شما تبریک می گوییم و امیدوارم امت همیشه در صحنه ولستین را فراموش نکنی
سازمان دیده بان حقوق بشر در مراسمي در لندن مهمترین جایزه سالانه خود را به اميد معماريان از ایران، صالح سلیمان محمود از سودان و بئاتریس ویر از اوگاندا اهدا کرد. "امید معماریان نمایشگرنسل جوان وجدیدی از مدافعان حقوق بشر است که سرکوب سیاسی در ایران را به چالش می کشند. معماریان یک روزنامه نگار، وب لاگ نویس وفعال اجتماعی است که مرزهای محدودیت های آزادی بیان را ازطریق اینترنت درایران به به عقب می رانند....
وبلاگهاى برتر سال ۲۰۰۶ در رقابتهاى دويچه وله مشخص شدندبيانيه مطبوعاتى وبلاگهاى ايرانى از موفق ترين ها بودند وبلاگ آمريكائى «Sunlight Fondation» از سوى هيئت داوران رقابتهاى «Deutsche Well International Weblog Award – The Bobs» بعنوان بهترين وبلاگ سال ۲۰۰۶ انتخاب شد. اين وبلاگ گروهى در عرصه شفافيت بيشتر در دولت آمريكا فعاليت ميكند. هيئت داوران اين وبلاگ را بعنوان يك نمونه موثر و موفق در حركت جمعى فعاليت سياسى ارزيابى كرد. خانم «اوتا توفرن» رئيس بخش آنلاين دويچه وله در اين زمينه گفت كه اين وبلاگ گروهى حركت فعالانه شهروندان را فراسوى همه مرزهاى حزبى تقويت كرده و نمونه با ارزشى است از عنصر دمكراسى در جامعه وبلاگ نويسى. دو وبلاگ ايرانى «وب نوشت» متعلق به سيد محمد على ابطحى و «آن سوى ديوار» كه از سوى يك ايرانى شهروند اسرائيل نوشته ميشود نيز به مرحله نهائى راه يافته بودند كه وبلاگ «آن سوى ديوار» با تنها سه راى كمتر در مقام دوم قرار گرفت. جايزه ويژه گزارشگران بدون مرز، امسال براى نخستين بار همزمان به دو وبلاگ ايرانى «كسوف» بخاطر انتشار عكسهاى خبرى و وبلاگ «طنين سكوت» متعلق به حامد متقى روزنامه نگار از شهر قم بخاطر فعاليت مستمر در دفاع از حقوق بشر اهدا شد.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
با درود و سپاس از دوست خوبم سیامک در حالی که تمامی نگاها معطوف به پرونده هسته کردنند سدی که با آبگیریش قسمتی عظیم از اثار فرهنگی و باستانی این مرز پر گهر را در میان خرواها آب مدفون خواهد کرد.متاسفانه با گذشت روزها از شروع آبگیری ودستور مقامات جمهوری اسلامی در مورد ممنوعیت درج هر گونه خبر در این باره هنوز هیچ یک از رسانه های داخلی
عکسها مربوط به اول نوامبر هستند و توسط نرم افزار گوگل ارت گرفته شده اند .
آرامگاه فردوسی شانس جهانی شدن را از دست داد خبرگزاری حکومتی البرز: آرامگاه فردوسی این شاعر توانای ایرانی که بنا بود بعنوان کاندیدای ایران جهت ثبت جهانی به یونسکو معرفی شود، بدلیل عدم توجه وزارت نیرو شانس این ثبت را از دست داد. براساس قوانین جاری یونسکو هر کشور برای ثبت جهانی آثار تاریخی خود هر ساله میتواند فقط یک اثر را به این سازمان جهانی معرفی نماید که آرامگاه این شاعر گزینه اصلی برای معرفی به آن سازمان بود ولی با اتمام دکل فشار قوی برق در منطقه مذکور این شانس از ایران گرفته خواهد شد و در صورت معرفی این اثر امتیاز معرفی اثر دیگر از کشورمان گرفته میشود. با اجرای طرح انتقال خط 400 کیلو وات مشهد- سرخس از سوی سازمان توسعه برق یک دکل برق فشار قوی در قسمت شمالی آرامگاه این شاعر نصب شده است. به راستی با دیدن این فکرهای خموده و این جانیان حاکم بر ام القرای اسلامی به یاد طالبان در افغانستان نمی افتید ؟ به یک مجسمه بودا هم رحم نکردند !! و حضرات بی فرهنگ و بدون وطن تمامی تمدن و فرهنگ و هویت ایران را به زیر پا هایشان له می کنند و یا از هر چه که بتوانند سود برند برآن چوب حراج می زنند ! این است مملکت آقا امام زمان و این است حکومت سید علی و کابینه مهرورزی دکتر محمود .... . شاید روزی به جای اینکه به فکر والای کوروش کبیر و میثاق حقوق بشرش بیاندیشیم و ببالیم .... به طراحان ترورهای کور و اعدامهای فراوان و دادگاهای چند ثانیه ای و خالقان گلزار خاوران و ۱۸ تیر و قتلهای زنجیره ای و خرابه های اوین و رجایی شهر و .... انکار کنندگان هولکاست ببالیم .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
٢٤ ساعت عليه سانسور بر روی اينترنت، با بسيج همگانی سانسور را به عقب برانيم، گزارشگران بدون مرز
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
با درود بر دوستان خوب با پوزش اگر دیر به دیر آپ می کنم ... کمی سرمان با دوستان شلوغ است . راستی کتابخانه هم دارد کم کم پا می گیرد . بعد از مدتها کم لطفی از جانب دوستان ، اگر بشود دوباره اعتیاد نه را هم می خواهیم مجددا فعال کنیم . بعد از اظهارات جناب دکتر محمود احمدی نژاد در زمینه های گوناگون پیشنهادات زیر به اختصار ارائه می گردد: 1- از فردا مصرف کاندوم و قرصهای مختلف ضد بارداری و روشهای دیگر از جمله وازکتومی و ... حرام اعلام می شود . 2- از فردا به جای مصرف سوخت برای کلیه امور از هیزم و پی استفاده شود تا بتوانیم50 سال نفت را به کشورهای استکباری صادر کنیم تا آنها هم بی خیال استفاده از انرژی هسته ای شوند و ما هم 5 میلیارد اعتبار پول بنزین را هم که با زور از مجلس گرفتیم به جیب بزنیم . 3- نمی دونم هنوز براش فکری نکردم .... به کمپین قانون بی سنگسار سری بزنید : جمهوری سنگسار گفتند: بپوشانید مویتان را فریاد زدند: پنهان کنید روی تان را داد کشیدند: ببرید آن صدایتان را به ما گفتند: "یا روسری یا توسری!" و ما توسری خوران لچک به سر شدیم آنقدر توی سرمان زدند که... آنقدر لچک به سر کردیم که... دیگر نمی گوییم: نزیند بلکه می گوییم: محکم نزیند دیگر نمی گوییم: سنگسار نکنید بلکه می گوییم: زیاد سنگسار نکنید دیگر هیچ نمی گوییم: نکشیدشان بلکه می گوییم: آهسته و آرام بکشیدشان ما می گوییم: پیش از کشتن شکنجه شان ندهید ما می گوییم: به نام قانون کشوری کمتر زجرشان بدهید ما نمی گوییم: روسپیگری را از بین ببرید بلکه می گوییم: صیغه را رایج کنید هر مردی پولش را دارد نرخش را بپردازد و هر که بامش بیشتر، برفش بیشتر ما برای هر مشکل اجتماعی راه حل شرعی غنی شده ای یافته ایم.... شعر از مهستی شاهرخی http://www.meydaan.com/petition.aspx?cid=46&pid=9 پتی شن را امضا نمایید . به داد یک هموطن پناهجو برسیم :
سرگردانى و بلاتكليفى ١٨ ماهه يک زن پناهجوی ایرانی با دو فرزندش در فرودگاه مسكو:
زهرا كمال فر يک پناهجوى ايرانى است كه به اتفاق پسر ١٢ ساله اش داود و دختر ١٧ ساله اش آنا مدت ١٨ ماه است كه در زندان و فرودگاه روسيه گرفتار آمده است. آنچه ميخوانيد بر اساس گفتگویِ تلفنى با زهرا در سالن ترانزيت فرودگاه مسكو تنظیم شده است. زهرا (مهتاب) كمال فر با صداى گرفته و غم آلود ماجراى خود را چنين شرح ميدهد: الان درست ١٨ ماه است كه از ايران خارج شديم. ابتدا از ايران به قرقيزستان رفتیم و از طريق ترانزيت مسكو راهى فرانكفورت آلمان شديم. قرار بود پس از ورود در آلمان به مقصد كانادا پرواز كنیم. در فرودگاه فرانكفورت ما را دستگير كردند. حدود ١٥- ١٦ روز در فرانكفورت بوديم. بعد مامورين پليس آلمان آمدند و گفتند وسايل تان را جمع كنيد. ما فكر كرديم ميخواهند ما را به كمپ ديگرى انتقال دهند، اما با ماشين ما را به فرودگاه بردند و سوار هواپيما كردند. گفتند شما را به همان ترانزيتى كه در مسكو داشتيد بر ميگردانيم. شب ساعت حدود ١٠-١٢ وارد مسكو شديم. ابتدا به محل دفتر هواپيمايي ايرفورت رفتیم و اعلام كرديم كه ميخواهيم اينجا درخواست پناهندگى كنيم. يكي از مامورين گفت روسيه به كسى پناهندگي نميدهد و ما شما را زنداني ميكنيم. جواب دادم زندان روسيه برایِ من بهتر از زندان جمهورى اسلامی است. ترجيح ميدهم در زندان شما باشم تا در زندان جمهورى اسلامی. از دولت روسيه درخواست پناهندگى كرديم اما درخواست ما را رد كردند. در كنار اين پروسه بشدت كند و ناعادلانه و غير انسانى يك زندگى غيرقابل تصورى را در سالن فرودگاه ترانزيت مسكو داشتيم. ابتدا براى مدت ١٣ ماه در اتاق هاي كهنه و قديمى شركت هواپيمايي ايرفورت بوديم. اين شركت ١١ اتاق در اختيار داشت كه ما را در يكى از اين اتاق ها در ترانزيت فرودگاه مسكو اسكان داده بودند. آنجا هيچ امكاناتي نداشتيم. حتي حمام و توالت. اين اتاق ها درست مانند زندان بودند. حدود ٥ ماه پيش قرارداد شركت ايرفورت با فرودگاه مسكو به اتمام رسيد. آنها ديگر كلا از ما سلب مسئوليت كرده و ما را در سالن فرودگاه رها كردند. الان ٥ ماه است كه در سالن فرودگاه زندگى ميكنيم. يك بار هم دخترم را چنان مورد ضرب و شتم قرار دادند كه دهان دخترم خون آلود شد. در ترانزيت نيز هر بار با آزار و اذيت هاى پليس مواجه ايم. يك بار پليس فرودگاه آمد و به ما اخطار داد وسايل تان را جمع كنيد و به جایِ ديگری برويد. ما در حالي كه مشغول جمع آوری اثاثيه امان بوديم پليس كليه وسايل ما را به وسط سالن پرتاب كرد. وقتي خواستم اعتراض كنم چرا اين كار را با ما ميكنند من را هل دادند و من با سر به زمين خوردم و دماغ و صورتم بشدت زخمى و خونى شد. الان در سالن فرودگاه نه جایِ خواب داريم نه حمام . معمولا مجبوريم در توالت با يك دبه آب حمام كنيم. سالن فرودگاه مسكو خيلى قديمى است و سيستم تهويه حرارتي ندارد. هوا الان بسيار سرد است به ويژه ٢ هفته ديگر زمستان مشهور روسيه آغاز ميشود و من بشدت نگران هستم. زهرا كمى مكث كرد بغض اش تركيد و با گريه و بريده و بريده ادامه داد: كمك مان كنيد. اينجا واقعا وحشتناك است. بچه هايم ١٨ ماه است خورشيد را نديدند. اين را به كى بگويم. اينجا مسكو است. چيزی كه اصلا معنى ندارد حقوق بشر است. من را نجات بديد هر كارى كه از دست تان بر ميايد برايمان انجام دهيد. نگذاريد بچه هايم تلف شوند. هموطنان گرامی بنام انسانیت و نوع دوستی هر کاری از دستان بر می آید برای این بانوی ایرانی و فرزندانش انجام دهید : پتی شن زیر را امضا نمایید : http://www.petitiononline.com/Kamalfar/petition.html در صورت امکان نامه ای به عفو بین اللمل بفرستید : http://web.amnesty.org/contacts/contact_us/eng-000 در زیر نامه ای از اردشیر دولت گذاشته شده در صورت امکان همین نامه را برای عفو بین اللمل ارسال نمایید و یا هر متن دیگری که گره ای از این مشکل بگشاید : دوستان و ایرانیان انساندوست لطفن متن زیر و یا متنی از خودرا برای امنستی اینترنشنال بفرستید Please sent the letter below to the Amnesty International Iranian refugee family imprisoned in the Russian capital for 18 months. Zahra Kamalfar is an Iranian citizen made a refugee claim, together with her two minor children, Ana (DOB 1367-11-02) and Davood (DOB 1373-3-25) through UNHCR in
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
در حالیکه جناب رابین هود ملقب به محمود مارکوپولو ( دائم در سفر خودمون ) به تازگی دکترای اقتصاد و جمعیت را با هم گرفته اند و در یک تز جدید به تمامی کارشناسان گفتند ... قرار بر این شد که جمعیت تا 50 میلیون نفر دیگر افزایش پیدا کند . در همین راستا امت همیشه در صحنه لبیک گویان به محمود جواد گفتند بابا دمت گرم کجا بودی تو تا حالا ... بعد هم تنی چند از شاگردان شارلاتانهای بزرگ به توجیه فرضیه جدید شارلاتانیزم پرداختند : روزی را خدا می دهد بچه دار شوید «مریم بهروزی، دبیرکل جامعه زینب از تشکلهای جریان راست سنتی با دفاع از اظهارات «محمود احمدینژاد» مبنی بر «لزوم کنار گذاشتن سیاستهای تنظیم خانواده و کم بودن دو فرزند برای هر خانواده» این سیاست ها را یک «استراتژی» عنوان کرد. وی در گفتو گو با خبرنگار سیاسی آفتاب، اظهار داشت: نظام جمهوری اسلامی از سالها پیش سیاستی را برای پایین نگاه داشتن جمعیت کشور اتخاذ کرد که حتی مورد تقدیر یونسکو هم واقع شد اما در شرایط کنونی به نظر میرسد که باید در این سیاست ها تجدید نظر شود. عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری با ذکر حدیثی از پیامبر اکرم (ص) در رابطه با «ثواب ازدیاد فرزندان»، گفت: پیغمبر اسلام میگویند به هر میزان که تعداد فرزندان شما بیشتر باشد از ثواب بیشتری در روز قیامت برخودار خواهید بود. بنابراین وقتی روزی را خدا میدهد، چه ایرادی دارد که فرزندان بیشتری به دنیا بیایند؟ بهروزی تصریح کرد: این استراتژی نباید در تهران اجرا شود زیرا این شهر با اضافه جمعیت روبرو است اما در باقی شهرهای کشور امکان پیاده کردن آن وجود دارد. من هم با افزایش چمعیت موافق هستم البته با ذکر این نکته که باید به موازات رشد جمعیت توان علمی و تکنولوژی خود را نیز افزایش دهیم. فاطمه رهبر:بحث اصلی رئیس جمهوری این است که هر چه تعداد جمعیت مسلمانان و شیعیان بیشتر باشد نظام اسلامی در جهان تحکیم میشود... می توانید خودتان در آفتاب نیوز بخوانید
این هم جالب است :
لینک عکس : http://tinypic.com/2r76bfq.jpg
راستی سری به سلول 18 بزنید
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
مختصری از منشور حقوق بشر کوروش کبیر با طلوع دولت هخانشي كه به وسيله كوروش کبير (حدود 550 ق.م) ، ايران در صحنه تاريخ جهاني نقش فعال و تعيين كننده ای يافت . همچنين ، اين دولت منشاء و مركز يك تمدن و فرهنگ ممتاز آسيايي و جهاني دنياي باستان شناخته شد.
کوروش ( سيروس در انگليـسي، و کوروس در يوناني ) در تاريخ يکي از چهرهاي شاخص شناخته شده است. موفـقـيت او در شکل گيري امپراطوري هخامنشي، نـتـيجه و آميزه اي از هوشياري و مهارتهاي او در ديـپـلماسي و نظامي گري؛ و همچـنـين خلق و خوي او و داشتن دانايي و درايت کامل او از کشور بود. ايرانـيان او را " پدر " و يهوديان به او مانند يک روحاني مقدس به او احترام مي گذاشتـند. در زیر متن منشور حقوق بشر کوروش کبــیر به اختصار آورده شده است : که می توان از آن بعنوان اولین اعلامیه جهانی حقوق بشر یاد کرد . این اعلامیه بر گفته شواهد تاریخی و کتب موجود از جمله کتاب هرودت و گزنفون در تاریخی که کوروش کبیر وارد بابل می شود صادر شده و تا مدتها از این استوانه صلح اثری در دست نبوده تا اینکه در کاوشهایی که در شهر اور در بین النهرین صورت می گیرد این منشور بدست می آید و اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود . متن اعلاميه اکنون که تاج پادشاهی ايران، بابل و کشورهای چهار سوی دنيا را، بمدد اهورا مزدا، برسر نهاده ام، اعلام می دارم که من به همه ی سنت ها و آداب و مذاهب ملت های شاهنشاهی خويش احترام می گذارم و تا زنده ام به نمايندگان و کارگزارانم اجازه نخواهم داد که بر آن به ديده ی تحقير بنگرند. از اين پس، تا زمانی که اهورا مزدا وظيفه ی پادشاهی را به من ارزانی بدارد، من فرمانروائی خويش را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم کرد. هر ملتی آزاد است که اين فرمانروائی را بپذيرد يا نپذيرد، و اگر نپذيرفت من با آن ملت نخواهم جنگيد. تا زمانی که من پادشاه ايران، بابل و ملت های چهار سوی جهان ام، به کسی اجازه نخواهم داد که بر ديگری ستم کند، و اگر چنين شود، من ستمگر را از حقوق خويش محروم و مجازات خواهم کرد. و تا زمانی که من پادشاهم، به هيچ کس اجازه نخواهم داد تا دارائی های منقول و غيرمنقول کسی را به زور و بدون پرداخت بهای آنها مالک شود. تا زمانی که زنده ام، من از کار بی مزد و اجباری جلوگيری خواهم کرد. من امروز اعلام می دارم که همه در انتخاب مذهب خود آزادند. مردمان آزادند که در هر کجا که بخواهند ساکن و بکار مشغول شوند، به شرط آنکه حقوق ديگران را پايمال نسازند. هيچ کس را نمی توان بخاطر جرمی که خویشاوندی از او مرتکب شده تنبيه کرد. من از برده داری جلوگيری خواهم کرد و نمايندگان و کارگزارن من موظف اند که در قلمرو حکمرانی خود از خريد و فروش مردان و زنان بعنوان برده جلوگيری کنند. اينگونه سنت ها بايد از سراسر جهان برچيده شود. من از اهورا مزدا تقاضا می کنم که مرا در انجام تعهداتم نسبت به ملت های ايران و بابل و چهار سوی جهان موفق گرداند. سعی خواهم کرد در روزهای آینده اطلاعات کوتاه و مفید دیگری در این باره برایتان بگذارم . پاینده ایران به امید اینکه فرزندان و سربازان کوروش کبیر دوباره بپا خیزند و با شب پرستان با ضحاک و اهریمنان حاکم بر خاک اهورایمان به جدال بپردازند . اهورامزدا نگاهبان ایرانمان باشد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
با درود بر دوستان خوب در این چند روزه نه اینکه مطلب برای نوشتن نباشد ، از زیادی مطالب نمی دانم کدام را بنویسم در زیر لینکی است که قسمتهایی از حمله به منزل آیت الله بروجردی را نشان می دهد من خودم هم موفق نشدم کامل ببینم اما تا حدودی آنرا دیدم لینک را برایتان می گذارم تا خودتان قضاوت کنید با تشکر از آرش مهدوی که این لینک را ارسال کرده اند . برای دیدن فیلم اینجا را کلیک کنید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385ساعت توسط ali
|
|
||