|
|
|
|
|
چرا جنگ و نزاع رحمت و نعمت است ؟
چرا جنگ و جدال ، از بین رفتن انسانها ، به خاک افتادن کودکان و زنان ، تخریب و ویرانی کشور و از بین رفتن منابع و تمامیت ارزی کشور مان و ..... ، می تواند برایمان رحمت و نعمت باشد . دیگر هرچه در ذهنهایمان مرور کنیم به ندرت روزهای خوب و خوش خاطره را به یاد می آوریم ، روزهایی بدون دلشوره و اضطراب ؛ ... و حتی روزی آرام و بدون هیچ اتفاق خاص .... روزهایی در خاطرات مشترکمان وجود دارد که با یاد آوری آنها غمگین و افسرده می شویم ، آری همان روزهایی که به قول آقایان جنگ بر ما تحمیل شده بود و وظیفه هر کس نجات خاک میهن و دفاع از این مرز پر گــهر بود ، که متاسفانه حتی برایش اکنون گوهری نماده .... روزهایی که با خون هزاران جوان این سرزمین و رشادتهایشان خرمشهر با خون عزیزان وطن آزاد شد و .... آزاد شد و گفتیم جنگ تمام می شود و چه پیشنهاد هایی روی میزمان بود اما حیف و صد حیف که برای رسیدن به قدس یک راه و تنها یک راه وجود داشت .... روزگاری که هر روز با صدای آژیر و وضعیت زرد و قرمز به پناهگاه های مدرسه و ... می رفتیم و وقتی به بالا آمدیم بسیاری نبودند حتی ما دیگر مدرسه هم نداشتیم ! اما آن روزگار گذشت ، هر چه بود گذشت .....؛ هزران تن از فرزندان این اقلیم رفتند یا اکنون معلول و نا توان در کنج خانه هاشان افتادند تا آن جام زهر سر کشیده شود .... جام زهری که تلخی کشتار و اعدامهای تابستان 67 را هم به یادمان می آورد .... گذشت روزگار و گفتیم گذشته ها گذشته ، دوباره میسازیمت وطن ! (آه ، و هزاران آه و افسوس ...) دولت سازندگی !!!!! و دولت اصلاحات !!!! آمدند و رفتند و نوبت به دولت مهرورزی رسید ..... دولتی که شعارهای کلیشه ای اول انقلاب را با خود یدک می کشید و حرف از ام القرایی اسلامی به شیوه ای دیگر می زد !!!! حرفش مبارزه با فساد بود و شعارش آوردن پول نفت .... امـــــــــــــــا امــــا تا آمد عملش شد دزدی های میلیاردی آن هم به طور واضح و آشکار و حذف اسرائیل و .... شعارهایش هم بر طبق اعمالش تغییر یافت . دیگر اکنون انرژی هسته ای حق مسلم بود و از نان شب واجب تر ( البته شما همان بمب هسته ای بخوانید ) ، هولکاست نفی شد و اسرائیل نیز ... و هر کسی هاله نور را نبیند به دادگاه بلخ می فرستندش ... اگر آن زمان جنگ بر ما تحمیل شده بود اکنون خود آقایان و حضرات خواهان و طالب آنند ، جنگی که مردم ما هنوز با تبعاتش دست و پنجه نرم می کنند و با شنیدن نامش پشتشان به لرزه می افتد . متاسفانه بوی جنگ و شایعه درگرفتنش آنچنان شدت گرفته که شاید و به طور قطع اگر خدای نا کرده جنگ شروع شود به جای اسرائیل ما از روی نقشه جغرافیا حذف خواهیم شد . حضرات که چمدانهایشان را بسته اند و با اولین موشک ، نیز به امانگاه ها و پناهگاها می روند و از همان جا حتماً برایمان خواهند گفت : انشا الله چیزی نیست ... در این 9 روز بحرانی که بسیاری از مردم بی گناه لبنان قربانی توطئه شوم قدرت طلبان شده اند ، بیش از 2000 موشک و خمپاره از جانب حزب الله به سوی اسرائیل پرتاب شده ، تنها 30 نفر از مردم عادی و نظامی کشته شده اند ، یعنی برای هر نفر در حدود 67 موشک ..... ( باز هم می گویم کشتار مردم بی گناه از هر گروهی محکوم است ) حال شما حساب کنید در این نبرد نا برابر و خوابهای طلایی دون کیشوت های ما که باز هم باعث شدند تا پرونده اتمی ایران به شورای امنیت برود ، اگر بند 7 تصویب شود و .... چه بر روزگارمان دیگر می خواهد بیاید ؟ دوستان به هر چیز و هرکس که اعتقاد دارید شما هم بیانات گوهر بار زیر را بخوانید به این حقیر بگویید ، من که هرچه فکر می کنم ، نمی فهمم چرا جنگ برایمان می تواند نعمت باشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سعید ابوطالب (عضو فراکسیون اکثریت مجلس شورای اسلامی ) گفت : "سيدحسن نصرالله براي انقلاب اسلامي مي جنگد، منافع استراتژيك جمهوري اسلامي در لبنان توسط اسرائيل تهديد ميشود، حزب الله براي انقلاب اسلامي ميجنگد. البته شرايط ديپلماتيك ايجاب ميكند هيأت رييسه مجلس به نمايندگان اجازه سفر دهد و ما فكر ميكنيم همچنان كه دشمنان حزبالله و سران كشورهايي مثل فرانسه و خاويرسولانا دائما به لبنان ميروند و به اسرائيل روحيه ميدهند، ما به عنوان دوست و حامي حزبالله بايد به این کشور برويم و از آنها اعلام حمايت معنوي كنيم ." وی گفت "ما بايد در كنار سيدحسن نصرالله باشيم و اگر ديپلماسي اجازه ميداد و شرايط بينالمللي دست ما را نبسته بود، تك تك نمايندگان مجلس حاضر بودند كه لباس ديپلماسي را در بياورند و لباس رزم بپوشند و در كنار حزب الله و فرماندهي سيدحسن نصرالله بجنگند . " |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
روایتی دیگر از بابا نان داد .... بابا آب داد ....
شمار قربانيان ناشی از سونامى به بيش از 300 نفر رسيد به گزارش خبرگزاری فرانسه، شمار قربانیان ناشی از سونامی (امواج سهمگین ناشی از زلزله دریايی) در جزیره جاوا در اندونزی به بیش از 300 نفر رسیده است و انتظار میرود این تعداد بازهم افزایش یابد گزارشها حاکیست در بین کشته شدگان شماری از توریست های اروپايی نیز به چشم می خورد. روز گذشته وقوع يک زلزله دريايى به قدرت 7.2 ریشتر در اعماق اقیانوس باعث پدیدآمدن امواجى به بلندى دو متر شد كه برخی از دهكدههاى توریستی واقع در سواحل اندونزی را در هم کوبید. مرکز اطلاع رسانی سونامی در اقیانوس آرام بلافاصله پس از وقوع زلزله دریايی نسبت به پدید آمدن سونامی در اندونزی هشدار داده بود. در جریان زلزله دریايی دسامبر 2004 در همین منطقه و امواج سهمگین ناشی از آن بیش از 200 هزار نفر جان باختند .
جايزه "آزادی مطبوعات" برای اکبر گنجی به خاطر شجاعت در نگارش گزارش های افشاگرانه در باره مقامات ارشد حکومت ايران، باشگاه ملی مطبوعات آمريکا جايزه عمده "آزادی مطبوعات" خود را روز دوشنبه طی مراسمی به اکبر گنجی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر اعطا نمود. گنجی به هنگام دريافت اين جايزه در حضور شماری از خبرنگاران سخنانی ايراد کرد. وی گفت: "من امروز در ميان شما هستم تا شهادت دهم بر طاعون زدگان خشونت. من امروز در ميان شما هستم تا از آنانی نباشم که در برابر خشونت و وحشت سکوت پيشه میکنند.
به چه هزینه و قیمتی و چرا ما هم باید درگیر جنگ میان حضرات شویم ؟
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز روز زن و روز مادر است . گرامی باد این روز بر تمامی مادران و زنان ..... شاید و بطور حتم بتوان گفت در ذهن تمامی ما مادر بعنوان انسانی والا و تکیه گاهی محکم نقش بسته است و برای گرامیداشت و بزرگداشتش هرچه کنیم باز هم کم است ...... اما صرفاً یک روز و تنها یک روز به یاد مادر بودن و گرامی داشتش کافی است ؟؟؟... 25 آذر ، 8 مارس ( روز جهانی زن ) ، 14 می ( روز جهانی مادر ) و ... تماماً روزهایی هستند که شاید باعث شوند کمی هم به زنان و مادران خود توجه نماییم . انسان از آغاز خلقت موجودی خلق شد با دو جنسیت ، دو موجودی که باید مکمل کننده و هماهنگ کننده یکدیگر باشند ، دو که برابر و آزاد آفریده شده اند ؛ اما باز هم در ام القرای اسلامی ما تفاوتی فاحش وجود دارد ! زنانی که بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند و رای شان در محکمه به نیمی به حساب آید ، زنانی که قیمت خونشان و جانشان هم به نیمی محاسبه می شود ، زنان و مادرانی که در زندگی مشترک هم کمتر از نیمی سهم دارند ، ارثشان یک – هشتم است و .... زنانی که در انتخابات فرمایشی شرکت کردند و بعد برایشان تصمیم گرفته شد که یا روسری یا تو سری !! در ام القرای اسلامی با سیر صعودی جهل روز به روز خرافات هم راه خودش را باز می کند ، مردانی که همیشه باید یک یا چند قدم از زنان خود جلوتر را روند و مردانی که باورشان بر این است که عقل زنان ... واقعاً جای تاسف دارد . جای تاسف برای مردانی که دل به مبارزه خوش کرده اند و همیشه در صف اول مبارزه شیر زنان ایرانی قرار دارند ... آری امروز روز مادر است ، روزی که می خواهیم با آن خود را گول بزنیم .... امروز روز همان مادرانی است در 8 مارس چون مادر ایران ( سیمین بهبهانی ) با باتوم مورد مهرورزی همفکران دکـــتــر قرار گرفتند ، امروز روز همان مادرانی است که در تجمع 22 خرداد آن گونه وحشیانه سرکوب شدند ، امروز روز همان بانوی کهنسال و شیر زن 80 ساله ایست که در همان تجمع به اوین فرستاده شد .... امروز روز همان مادرانی است که شوهران کارگرشان که چند ماه است حقوق نگرفته اند تا شکم کودکان خود را سیر کنند دست به تحصن زده اند . امروز روز همان مادر ی است که چون شوهرش در اعتصابات کارگری شرکت واحد بود ، فرزند دوساله اش را جلوی چشمانش به دیوار کوبیدند ... امروز روز همان مادرانی است که بعلت فقر و تنها و تنها بعلت فقر برای سیر کردن کودک خردسالشان تن به تن فروش داده است ( چون قرار بود از همان 27 سال قبل در بهشت زهرا پول نفت بر سر سفره ها بیاید ...) امروز روز مادر عزت ابراهیم نژاد است که دیگر فرزندش را نمی بیند ، امروز روز تمام آن مادرانیست که فرزندانشان در جنگ شهید و جانباز شدند ، روز مادرانیست که فرزندانشان هنوز در سیاهچالهای ضحاکان به سر می برند . امروز روز زهرا کاظمی و روز رویا طلوعی هاست . امروز روز دختر معصوم همسایه مان است ، که در 18 تیر در کوی دانشگاه ربوده شد و به تاریکخانه های ، سیه فکران رفت و هنگامیکه از زندان دژخیمان بازگشت زنی با کودکی به بغل بود .... امروز روز تمامی مادرانی است که منتظر آخرین دیدار با فرزند خویش بودند ، قبل از اینکه آنها را تیرباران و اعدام کنند . امروز روز دختران باکره ایست که در تابستان 67 قبل از اعدامشان مورد تجاوز زندانبانان حکومت اسلامی قرار گرفتند ..... ببخشید مادرم ، من از تو معذرت می خواهم که نتوانستم دنیایی را که پر از محبت و بخشش ، شادی و کمک به هم نوع بود و تو در تمامی دوران کودکی به من آموختی .... اکنون من برای تو همان دنیا را بسازم . مادرم مرا ببخش که هیچ کاری برایت نکردم ، اما این شاخه گل هزاران بار تقدیم تو باد : مادرم روزت مبارک |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
بازیهای تکراری ، سناریو های از پیش نوشته شده ، اپوزسیون کسل کننده ، لیدر هایی که به خواب زمستانی رفته اند و دون کیشوت های فاتح ...... و این هم تیتر روزنامه های داخلی : در بحبوحه سکوت مجامع بین المللی نسبت به حملات گسترده رژیم صهیونیستی به نوار غزه و .... جمهوری اسلامی فعالیت های دیپلماتیک خود را برای خاتمه دادن به تحرکات صهیونیست ها که با چراغ سبز آمریکا صورت می گیرد تشدید کرد . دوستان روزهایی را پشت سر می گذاریم که مانند همین جام جهانی که گذشت : روز به روزش بازیها جدی تر می شود و متاسفانه ما هنوز نمی خواهیم قاعده بازی را یاد بگیریم . در زمین شطرنجی قرار داریم که ما تنها و تنها برای حرکت مهره هایمان غیر از شیر و خط کار دیگری انجام نمی دهیم . شاید همگی هدفمان تغییر باشد اما می خواهیم فــــــردا که از خواپ بیدار شدیم این تغییر صورت گرفته باشد . و جالب اینجاست که خود را بی نیاز از هر کمکی می دانیم . باز هم می خواهم بگویم ما تنهاییم و در این تنهایی یکدیگر را داریم ، اما ما برای تغییر نیاز به حمایت مردم دنیا داریم . رژیم CHANGE ، خواست همگی ماست . اما واقعا ً این اپوزیسون کسل کننده برای رسیدن به این هدف چه می کند . اکنون که باید سخن بگویم و کنار هم باشیم ، همه خاموشیم و یا باز هم مثل همیشه مشغول کوبیدن یکدیگر هستیم . متاسفانه هنوز هم در 28 مرداد و نقش آمریکا و 57 ، ملی مذهبی و توده و سلطنت طلب و اسلامی و رادیکال و ... مانده ایم . بسیاری از دوستان که مطابق سناریو جمهوری اسلامی حرکت می کنند ... دوستان خوبم ما هم با هر گونه ترور و کشتار انسانهای بی گناه مخالفیم و آنرا محکوم می کنیم ولی آیا مردم دنیا هم می دانند که بر ما چه می گذرد ؟ آیا آنها اوین و رجایی شهر و ... را می شناسند ... آیا آنها هم اعدامهای 60 و 67 را محکوم کردند ؟ اجلاس گروه 8 هم شروع شد ... درست در هنگامی که باید بیشترین بحثها در مورد کشورمان شود ! افغانستان و عراق شلوغ می شود و در نبردی نا برابر حزب الله لبنان ( شاخه برادران چماق و چفیه در لبنان ) و اسرائیل شروع به شاخ و شانه کشیدن برای هم می کنند . همانگونه که کشتار کودکان و زنان و تمامی افراد غیر نظامی که توسط اسرائیل صورت می گیرد محکوم است . فرستادن خمپاره و انتحاریها به میان مردم بی گناه و غیر نظامی اسرائیل هم محکوم است . راستی ما جرای کاریکاتورها هم یادت هست، درست است که این عمل محکوم است اما چرا بعد از چند ماه و درست در زمانی خاص پروژه اجرا شد ( در دونسخه بین المللی و داخلی ) بیچاره مردم فلسطین .... امــــا نــــه بیچاره مــردم ایران : عرفات را یادت هست ، اول انقلاب آمد و با چمدانهای پر برگشت و وقتی که جنگ شد ما چند اسیر فلسطینی داشتیم .... متاسفانه حریف ما بازی را خوب بلد است و ما ..... در این چند روزه قیمت نفت هم به برکت گرد و خاکهای آقایان همچنان سیر صعودی دارد و ذهن آدمی را به یکسال قبل می برد که قرار بود پول نفت بر سر سفره هایمان آید ولی هنوز .... البته زیاد هم نباید نگران بود . چون احتمالاً تا چند روز آینده از رسانه های گروهیمان اعلام می شود که ما از آژانس خارج شده ایم و در هنگام تحریمها حتماً پول نفت را به شما خواهند داد و تا چند ماه بعد هم انشاء الله دکــتــر اعلام می کند که بمب هسته ای حق مسلم ماست .... عزیز وطن ، غریب وطن ، بینوا وطن ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
من با پیشنهاد گنجی موافقم اما .... باز هم می خواهم بگویم ، من گنجی را نمی شناسم ، همانگونه که خود را هنوز نمی شناسم . اما پیشنهادی را که برای آزادی زندانیان سیاسی مطرح نموده ، در نوع خودش جالب است ( در پست قبلی کمی دربازه اش گفتم ) حال اگر بخواهیم به سراغ تز های اکبر گنجی و مانیفست های جمهوری خواهی ایشان برویم با کمی شک و تردید روبرو می شویم ..... دوستان جمهوری ، جمهوری است و نیاز به پسوند و پیشوند ندارد . سیامک راست می گوید : گنجی همواره خود را یک روشنفکر اسلامی خوانده و کمی تامل در گفته های او ما را به دوگانگی می برد : نه دین دولتی و نه دولت دینی ...... اما من و تو باید از هم انتقاد منیم و همدیگر را نقد نماییم ، اگر واقعا خواهان فضایی باز و جامعه ای پویا هستیم . اگر باز هم تنها به تعریف و تمجید کورکورانه بپردازیم ، می شود همان جامعه تک صدایی با چاشنی خود سانسوری در زیر تیغهای بی رحم استبداد .... می دانی اشکالمان کجاست ؟ ما ذاتا قومی راحت طلب و تنبل هستیم ، همه چیز را حاضر و آماده می خواهیم ، بی آنکه خود برای بدست آوردنش کوچکترین نقشی را بازی کنیم . ما همیشه دنبال آن یک نفریم ، آن یک نفری که او را تا حد اهورایی بالا می بریم و تمام کردن را از او می خواهیم . در حالیکه اگر خودمان تنها نقش خویش را بازی کنیم ، هزینه ای کمتر و نتیجه ای بهتر می گیریم . حال به سراغ گنجی برویم : ( دوستان قصد ما تخریب و کوبیدن شخصی نیست ، همانگونه که تا زمانی که ایشان در زندان بودند همه روزه از ایشان گفتیم ) آقای گنجی مانند هر کسی کارنامه ای دارد که مشخص کننده اعمال اوست ، ایشان در پی شرکت در کنفرانسی در برلین به زندانی طولانی مدت محکوم شد ند که داستانش را به خاطر داریم . اما خوب است در اینجا به قسمتهایی از صحبتهای آقای گنجی در کنفرانس برلین توجه نماییم : در ابتدا ایشان آرزوی روزی را می کند که بازگشت شرافتمندانه ایرانیان به ایران عزیز فراهم آید . چیزی که در سخنان اخیر او رنگ و بوی کمتری دارد و ایرانیان خارج از ایران را ... باز از سخنان ایشان : دموکراسی محصول انسانهای دموکرات است و دموکراسی متکی به آدمیان عقلانی است . کسانی که حاضر نیستند صدای مخالفان خود را بشنوند و کسانی که حاضر به گفتگو نیستند ، آنها دموکرات نیستند دموکرات به فردی اتلاق می شود که اهداف و آرمانهای خود را به شیوه عقلانی و با استدلال منطق دفاع نماید و کسانی که از این فرایند بیرون باشند بیهوده شعار دموکراسی سر می دهند . در زمان این سخنان هنوز آقای گنجی معتقد به اصلاحات و دولت اصلاحات بود و امروزه موضع ایشان را نسبت به حکومت سرکوبگر می بینیم و مانیفست های او هم بیانگر نکات مهمی است . حال اگر باز هم به سراغ روشنفکرین اسلامی برویم جای اما و اگر برایمان می ماند ، آل احمدی که تازه بعد از این همه سال برایش نقشی دوگانه در ذهن خود داریم و روشنفکرینی که شعار اصلاحات و مردم سالاری را دادند و دیدیم که چگونه پرونده قتلهای زنجیره ای و کوی دانشگاه را پیگیری نمودند و زهرا کاظمی در زندانهایشان به آن طرز فجیع کشته شد . آری تا نام و پسوند اسلامی می آید یاد ام القرای اسلامی ، یاد سرکوب ، یاد خفقان و یاد طالبان می افتیم . یاد اسلامی که در جهان نمایش داده می شود ، بن لادن ، زرقاوی و یا بوژوا های اسلامی – ایرانی و ... اما امروز ما تنهایم و با تمام تنهایی و بی پناهی همدیگر را داریم و باید بگویم ، باید به مردم جهان بگوییم که خواهان کمک آنهاییم و آنها باید صدای ما را بشنوند ، صدایی که ، کلامی غیر از احمدی نژاد و آن گروه اقلیت دارد . صدایی که به وسعت اندیشه های هفتاد میلیون انسان است و کلامش غیر از تزویر احمدی نژاد است . حال که این فراخوان داده شده است باید با هم و برای یک هدف در کنار هم باشیم و آن آزادی زندانیان سیاسی است حال که 3 زندانی از 3 گروه مختلف اتنخاب شده اند باید این بار همه با هم در کنار هم باشیم . اما حیف و صد حیف که اکبر گنجی اعتصاب غذایش را از دم ساختمان بی بی سکینه ( آیت الله بی بی سی ) خود مان شروع کرد . اما باز هم من با پیشنهاد گنجی برای آزادی زندانیان سیاسی موافقم ولی بر گنجی هنوز هم انتقاد وارد است .... و به قول سیامک : ایشان در مقام یک فعال سیاسی و در قالب یک رهبر سیاسی ولیدر دچار سکته ای ناقص در بدو تولد شده است ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی دانم گناهم چیست؟ من دوره مشروطه را ندیده ام و ملی شدن نفت را نیز .... من حرکت 57 را به یاد ندارم ..... نمی دانم خواهان وزیدن نسیم آزادی بر فلات ایران بودن ، جرم است یا خیر ؟.... من گنجی را نمی شناسم ، من حتی خودم راهم نمی شناسم من می خواهم که به خود ثابت کنم که می توانم ، می توانم که حداقل خود را بشناسم و خود باشم . من بر این اعتقاد ندارم که گنجی در تمام دوران حبس به اعتصاب غذا دست زد تا تنها صاحب اعتبار شود ، روزهایی که شاید گفتنش به زبان راحت باشد ... درست است که پیشنهادی از سوی آقای گنجی برای حمایت از زندانیان سیاسی مطرح شده است ، اما با وجود اینکه شاید اعتصاب غذا ، تنها و تنها یک حرکت نمادین باشد و هیچ مشکلی را حل ننماید و حتی یک زندانی سیاسی هم آزاد نشود ( که انتظاری غیر از این هم نمی رود ) اما با هم خواهان این می شویم که مردم دنیا صدایمان را بشنوند ، حتی اگر نتیجه ای در حال حاضر نگیریم ، باز هم شکست نخورده ایم ، ما محکوم به مبارزه ایم ..... ما تنهاییم و تنها و تنها با اعتماد و اتکا به همدیگر می توانیم آبادی و آزادی را برای سرزمینمان به ارمغان آوریم . باز هم می گویم شاید هیچگاه به آن همبستگی مورد نطر نرسیم ، اما در حداقلهایی برای شروع با هم مشترک هستیم . ما تنها و تنها به یکدیگر احتیاج داریم ، فقط کافی است که بخواهیم و شروع کنیم ، شروع به ساختن ، شروع به ساختن باورها و افکار خویش ، تکیه بر داده ها کنیم و حرف از اما و اگر ها نزنیم ، ترس را پس خواهیم زد . ما می توانیم بر بی صدایی ؛ بر تنهایی ؛ بر بی تفاوتی و ترس غلبه کنیم ، ما می توانیم . ما می توانیم از امروز تنها و تنها برای شروع در باورهایمان خالصانه بگویم ، نه یک بار بلکه هزاران بار << زندانــی ســیـاسی آزاد بــایــد گــردد >> از امروز با هم بگویم دوباره میسازیمت وطن به یاد نصیحت پیرمرد به فرزندانش بیافتیم : یک چوب برای شکستن یا یک دسته چوب
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
<< اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آورند ، بــهتر است که سخن گویی تا خاموشت کنند >> ( سقراط )
بی تردید یکی از مهمترین تمایزات بین نظامهای مردم سالار و اقتدار گرا در آن است که : در یک نظام مردم سالار ، نابسامانیها و مشکلات در عرصه های مختلف کشور به دلیل حضور مستمر و گسترده مردم در طول زمان رو به اصلاح و پیشرفت در جهت مطلوب جامعه را می نماید و برای این موفقیت و پیشرفت کمترین هزینه ها پرداخته می شود و خشونت وظلم در بین مردمان آن جامعه جایی نخواهد داشت . اما درست در نقطه مقابل ، نظامهای اقتدارگرا و جوامع تک صدایی چنان دچار افراط و تفریط در تمامی امور شده اند که حتی برای تعریف یک شهروند در جامعه و حدود اختیاراتش یک بند با هزاران تبصره گذاشته اند . با ظهور و پیدایش حضرات بزرگوار ، سرزمین جهالت به سرزمین نور تغییر نام یافت و آوای ام القرای اسلامی مان در گوش جهانیان طنین انداخت . پس از آن شاهد بیدادگاهها ، دادگاهای فرمایشی ، اعدامهای انقلابی و زندانی شدن هزاران تن از افرادی بودیم که تنها و تنها به جرم اندیشه و عقیده گرفتار ضحاکیان شدند . امروز اگر تنها کمی به عقب برگردیم یاد آن جسم سخت می افتیم که آخر هم معلوم نشد از کدامین سیاره و کهکشان آمده بود تا بر سر زهرا کاظمی فرود آید . اگر کمی عقب تر رویم ، شاید به خاطر آوریم تیرماه 78 را ، چه شد آن همه شور و حال ،....... دولت اصلاحات چقدر زود و سخاوتمندانه مزد فرزندانش را داد . راستی الان کجا هستند باطبی ها و محمدی ها ، دلدار و لهراسبی و ... آری دوستان دون کیشوت یک روز صبح سوار بر اسب لاغرش شد و همراه با نوکر با وفایش سانچو تصمیم گرفت دشمنان را نابود کند و از آن تاریخ آب دشمن به آسیابهای مناسب ریخته شد و حمله آغاز گردید ، من و تو حیران و سرگشته روزی مرگ بر این گفتیم و روزی مرگ بر آن .... اما امروز زمانی دیگر است و فضایی دیگر امروز زمان اتحاد و همبستگی بین تمامی نیرو های مبارز است . درست است که هیچگاه به طور مطلق و یا حتی بطور نسبی هم نمی توان به آن همبستگی مورد نظر رسید ( این را تجربه ثابت کرده است ) اما اگر بر حول محوری مشخص همگی گرد هم آییم می توانیم باز هم نتیجه مطلوب را بگیریم . تمامی اپوزیسیون از هر طیف و گروهی و با هر گرایشی در راه مبارزه بسیاری از نیرو های انسانی خود را از دست داده است ( یعنی گران بها ترین چیزی که در تمامی دنیا وجود دارد البته به استثنا ایران ما ) حال که پیشنهاد اعتصاب غذای سراسری برای آزادی زندانیان سیاسی بوجود آمده است ، باید با تمامی وجود و فارغ از هر گرایشی گرد یک محور جمع شویم و خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی باشیم . تمامی دوستانی که سخن از مبارزه مدنی را از صبح تا شام بر لبانشان جاری می سازند و خشونت را نفی می نمایند ، اکنون باید در میدان عمل این حرف را ثابت نمایند و با حمایت خود از این حرکت نمادین به دنیا خواهیم گفت : که آزادی زندانیان سیاسی اولین و مسلم ترین حق مردم ایران است . دوستان اگر واقعا به دموکراسی و حقوق بشر اعتقاد داریم و اگر تمامیت ارزی ایران و جدایی دین از سیاست در ورای ذهن و اندیشه مان هست ، فکر کنم در حداقلی از همان هم محوری قرار داریم ..... نمی دانم کدامیک از شما حتی برای یک ثانیه هم در زندانهای رژیم سرکوبگر به جرم عقیدتی بسر برده اید ، اما بیاید یکبار به همدیگر اعتماد کنیم و این را نیز امتحان نماییم ... آزادی کلامی والاست و چون حق بهایی دارد ، این حداقل بهایی است که می توانیم بپردازیم . پاینده ایران
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
به یاد عزیزان حماسه ساز 18 تیر...1378 ![]() شب است و سپیدی اسیر اهریمن سیاهی مردمانی اسیر نا مردمان سر گشته ....و گم گشته بغض ها فروخورده ... دردها ناگفته ..... نجواها ...زمزمه ها... گشت فریاد ها ...فریاد ها... آی آدمهای .... آدمها ی اسیر شب .. شبی سیاهه.. نشستن در سیاهی گناهه... نجوا ها .. زمزمه ها ... فریادها گشت....فریاد... پرتوی ز نور روشنی بخش دلها گشت... به ناگه بغضی از خشم و درد گشت طوفانی بر فراز آنهمه حصارهای تنگ سفید جامگان فرا سوی سیاه جامگان خط بطلان کشیده بر باورهاو نظرهای تنگ لرزید بنیان تاریکخانه ها بنیادها و نهادها لیک اهریمن تباهی شیشه عمر خود را لرزان دید غرید و نهیب زد ضحاک وار چه کس گفته شب سیاهه...؟؟. اسیری در تاریکی صوایه...!!!صوابه...!! فرمان. فرمان وامصیبتا... برباد رفت دودمانمان..اقتدارمان.. دینمان و آئینمان... شعله کشید آتش خشم و نفرت بغلتید در خون عزت.... نازنین یار دبستانی.. فکنده شد ز بام به سنگفرش خیابان نبردی تن به تن ..نا برابر. ضحاکیان سرخوش از اقتدار. صورتها ی خشمگین یاران امیدوار طنین فریاد ها... پژواک صدا ها..... شب ...شبی سیاهه.. نشستن در سیاهی گناهه.. گناهه . ..گناهه... بخوان نغمه امید صبحی روشن در راهه... مریم..84.04.09 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
نوشتاری از دوست خوبم محمد مسعود سلامتی "یاد روز"ها ازآنرو گرامی اند که قادرند غبار فراموشی ایام را از چهره رخداد های تاریخی بسترند . همان رخداد ها که سازنده تاریخند. شگفت ازبازی روزگار که دست طرار آن می تواند تصاویر چند بعدی ازیک واقعه به نمایش آورد. هفت سال قبل فاجعه آفرینان کوی دانشگاه تهران تصور می کردند با سرکوب 18 تیر دیگر ازجنبشی که پیوسته خواب آشفته آنان را برهم می زد می توانند آسوده خاطر شوند. اما درگذرایام 18 تیر نه تنها آزادیخواهی را ازیاد دانشجویان وجوانان ایرانی محو نکرد بلکه خود نمادی شد درمسیر بسط وگسترش این افکار. شاید درآن هنگامه خون و اشک وآتش کلوزآپ تصویرتنها سرکوب آزادیخواهان وپایکوبی بیداد برویرانه های بجای مانده بود اما امروزنمای دیگر ازهمان تصویر بیرقی است دردست احرار. از منظر ارزیابی از کمیت نیروهای مبارز، اگر تا قبل از سال 78 هرگاه درتجمعات یا محافل اعتراضی داخل کشور سخن اززندانیان سیاسی به میان می آمد تنها چند نام معدود شناخته شده بود اما امروز فهرست بلند این نامها حکایت ازافزایش زندانیان سیاسی وبه تعبیردیگر به صحنه آمدن خیل بیشتروتازه تری ازمردان وزنان درعرصه مبارزه است. ازمنظر گسترش حوزه مطالبات سیاسی ، اگر تا قبل ازسال 78 عناوین پارادوکسیکال نظیر دمکراسی دینی می توانست دربرخی ازمحافل دانشگاهی عرض اندام نموده وبعنوان سقف مطالبات مطرح شود اما امروز بخش وسیع دانشجویان ودانشگاهیان براین باورند که جزسکولاریسم ولاییسیته هیچ علاجی برای ساختارآینده سیاسی ایران متصورنیست. ازمنظر وسعت دامنه اجتماعی مبارزه ، اگرتا قبل از18 تیرماه 78 تنها دانشجویان بودند که به منظور دفاع ازحقوق مشروع خود به میدان می آمدند پس ازآن تاریخ شاهد به میدان آمدن اقشارگوناگون ازجمله معلمان ، کارگران وزنان دراین عرصه بوده ایم. ازمنظر اعتبارجریان دمکراسی خواهی ، اگر تا قبل از18 تیر78 تبلیغات ساده انگارانه اصلاح طلبان چنین می نمود که درچارچوبهای ساختارحاکم ظرفیت اصلاح پذیری وجود دارد پس ازاین واقعه این حربه ناکام ماند . به نحویکه درانتخابات ریاست جمهوری نهم تقلیل وزن اصلاح طلبان ( به حدود 10میلیون نفر) وافزایش وزن تحولگرایان (22 میلیون تحریم کننده) برغم تقلب های تمامت خواهان مشهود بود. ازمنظر بین المللی ، اگر تا پیش از18 تیر سال 78 برخی دولتها تصور می کردند که نقض حقوق بشر تبلیغات و بزرگ نمایی های ساخته وپرداخته اپوزیسیون درتبعید است اما با انعکاس این سطح وسیع سرکوب دیگر تردیدی برای هیچ دولت باقی نماند که درایران چه می گذرد. ای بسا اینکه دولتهای آزاد پیش شرط هرقرارداد ومرواده اقتصادی را مراعات حقوق بشر عنوان می کنند خود ثمره آن سرکوب سیاه باشد. این شمه ای کوچک و رهیافت های آن رویکرد غیرانسانی دربرخورد با مطالبات برحق دانشجویان بود. آیا با این آموزه هایی که تاریخ عرضه می کند جای تامل برای حکومتگران ندارد که دررویکردها وسیاستهای ناصحیح خود تجدید نظر کنند. بدون شک تاریخ منتظر درس آموزی انسانهای کوته اندیش زمان نخواهد ماند. قوانین تاریخ همچون گذشته وهمه جای جهان درکشورمان نیزاعمال خواهند شد . دست وپازدن برخلاف این جریان تاریخ تنها ممکن یک یا چند یاد روزبه تقویم ملتی بیفزاید اما آینده روشن است. راستی آیا درک این آموزه ها دشواراست؟ پشتیبانی از اعتصاب غذا برای آزادی زندانیان سیاسی : نوشتاری از احمد باطبی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
با یاد و گرامیداشت 18 تیر و آفرینندگانش و به امید آزادی همه زندانیان سیاسی
دست ار دهـد به پای گل و لاله مست باش جامی بنوش و بی خبر از هرچه هست باش بر فرق دوستان دورو ، پشت پای زن در جنگ دشمنان وطن ، چیره دست باش فتح و شکست لازمه زندگی بود ای مرد زندگی ، پی فتح و شکست باش تــــرکــی و پـــارســی ، نکند فرق پیش ما از هر کجا که زاده ای ایـــــران پـــرســـت بــاش |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر جــــام جمشـــیــد سلام بــر شــیر و خورشــــیــد درود بر ایران و فرزندان پاکش و درود بر بابک خرمدین
دوستان همانگونه که شاید بسیاری از شما بدانید بابک خرمدین یکی از مفاخر و قهرمانان ملی ایران زمین است که می توان او را در کنار قهرمانانی چون حسن صباح و مازیار و ابو مسلم خراسانی ویعقوب لیث و ... و دانست و حتی نقش و حضورش را پررنگ تر... بابک از ایرانیانی بود که در آذربایجان بر ضد اشغالگری عربها و بعد از حمله آنان وبرای حق طلبی به پا خواست و قیام کرد . او رهبر سرخ جامگان بود و چون پیروانش پیراهن های سزخ بر تن می کردند به این نام معروف گردیدند . تلفظ نام بابک به زبان فارسی میانه پاپک بود که به معنای پدر جوان است. پدر بابک اهل تیسفون بود که به آذربایجان کوچید و در پیرامون کوه سبلان زنی را به همسری گزید. بابک در جوانی با شروین پسر ورجاوند سرور گروه مزدکیان تبرستان دیدار نمود. پس از آن او و مادرش به روستای دیگری در آن پیرامونها کوچیدند که مردمش از گروه مزدکیان و خرم دینان بودند. پیشوای آنها جاویدان پسر شهرک بود که از آنجا که بابک در تنبور زدن زبردست و توانا بود او را پیش خود نگه داشت. در سال ۲۰۱ هجری قمری بابک از کیش جاویدانی دست کشید و خود بعنوان پیشوای خرمدینان سر به شورش بر علیه اشغالگران عرب گذاشت. در آن زمان کثرت اذربایگانیها که بابک از میان انان برخاسته بود دین نیاکان خود ایین زرتشت بسیاری از مردم را حفظ کرده بودند . باید دانست که تا زمان شاه اسمعیل صفوی تا پنج قرن پیش . شمال ارس و حکمران انان (( شروانشاه )) زرتشتی بودند . بابک بارها سپاه خلیفه عباسی را که دژ و استحکامات متععد داشتند و عموما غلامان ترک اسیای مرکزی بودند را شکست داده بود وی با مازیار حاکم تبرستان ( مازندران ) و افشین یکی از سرداران خلیفه در ارتباط بود ولی افشین معتقد به انهدام قدرت خلیفه از درون بود و به همین جهت خود را بهخلیفه نزدیک کرده بود . روحیه استقلال طلبی ایرانیان که فریاد می زدند : ولی خلیفه از همه چیز با خبر بود و برای تضعیف ولی بابک به دلیل از دست دادن تاریخ طبری هم آمده خلیفه مسلمین بابک را به طرز دلخراشی که مورخان ان زمان شرح داده اند بابک را به قتل رساند و سپس بقیه بدنش را در بیرون سلاخی کرد یعنی با قطع تدریجی دست و پا و اعضای شهر سامره به دارآویخت . اما بابک تا جان در بدن داشت خود را نباخت و تا اخرین نفس فریاد میزد : (( ای تازیان ویرانگر سرانجام روزی خواهد رسید که ایران ما آزاد خواهد گردید )) امروزه بیش از صدها سال از مرگ این انسان آزاده میگذرد ونام بابک روی نوزادان این سرزمین خودنمائی میکند. هرسال مردم آزاده جهت سپاسداری از فرزند برومند خود راهی قلعه بابک میشوند.تا یادش را گرامی دارند. قلعه باستانی بابک خرمدين که در کوهستان بذ واقع در شهرستان کليبر، شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی قرار دارد ، هر ساله در نخستين تعطيلات آخر هفته تابستان تجمعگاه شمار زيادی از مردم محلی و همچنين برخی مسافران از ديگر نقاط ايران می شود . اين منطقه به دليل طبيعت و آب و هوايش همواره تفريحگاه مردم محلی بوده اما در يک دهه اخير صحنه برخی فعاليتهای فرهنگی شده که در برخی موارد جنبه سياسی نيز داشته اند . اين گونه فعاليتها عمدتاً در نخستين تعطيلات آخر هفته تابستان در قلعه بابک انجام می شود که طی سالهای اخير از جانب برخی چهره های فرهنگی آذربايجانی به عنوان روز گراميداشت بابک خرمدين، سردار باستانی ايرانی تعيين شده است . گرامی باد یادش با تشکر از دوست خوبم درفش کاویانی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه دو نویسنده ایرانی به دادگاه عالی ایالات متحده امریکا درارتباط با میراث فرهنگی ایران و برای توجه همه ی کوشندگان راه حفظ میراث های فرهنگی بشریت
براساس منابع خبری یکی از وکلای «رود آیلند» خواستار آن شده است که موزه های پیشاهنگ ایالات متحده مجموعه های آثار ایرانی خود را برای جبران خسارات وارده به قربانیان حملات انتحاری خاورمیانه ارائه دهند. دلیل وکیل مذکور این است که حماس که مسئولیت این عمل زشت را بر عهده داشته به وسیله حکومت جمهوری اسلامی حمایت مالی می شود. او از دانشگاه شیکاگو خواسته است که گنجینه ای از آثار ایران باستان را به بازماندگان قربانیان تسلیم کند. ما می دانیم که هم اکنون مبارزه ی بین المللی وسیعی علیه تروریسم جریان دارد و اعتقاد دارد که هر عملی که بتواند جلو این فعالیت ها را بگیرد باید انجام گیرد. اما ما این اقدام حقوقی را به هیچ روی متوجه چنان هدفی نمی بینیم. چرا که این اقدام تنها تبدیل دارایی های تاریخی غیرقابل انتقال یک کشور است به منابع مالی و در جهت چبران خسارات وارده به اشخاصی است که همه ی همدردی و کمک ما را می طلبند. در واقع در مورد این عمل حقوقی دو نکته در خور توجه ویژه است. نخست این که در کلام رییس جمهور آمریکا ما نباید مردم ایرانی را برای آنچه حکومت جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی انجام می دهد تنبیه کنیم. این ملتی است به گروگان گرفته شده که به جای تنبه بین المللی نیازمند به همدلی بین المللی است. دیگر آن که درو کردن میراث یک ملت به خصوص از طریق بیرون کشیدن آن ها از محل های امن عمومی و آموزشی و دانشگاه ها و دادن آن ها به افراد خصوصی فاجعه ای است علیه ارزش های فرهنگی همه ی جهان متمدن. ما به شدت علیه این حرکت نامعقول اعتراض کرده و امیدواریم که هیچ مقام تصمیم گیر با انصافی چنان سابقه ی زشتی را نیافریند که تنها یادآور تصمیم هیتلر نسبت به ضبط گنجیه های فرهنگی ملل مغلوب است. با احترام شکوه میرزادگی (نویسنده) اسماعیل نوری علا (نویسنده) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
بيانيه بيست تن از زندانيان سياسی بمناسبت فرا رسيدن سالگرد 18 تير
از آن زمان به بعد نيز ، چند خواسته ملي مطرح گرديد ، كه به مرور بعنوان محور اصلي مبارزات مورد توافق بين مجموعه اپوزيسيون راستين در داخل و خارج از كشورقرار گرفت . در واقع اگر چه بخش زيادي از دانشجويان و مبارزين سياسي هزينه سنگيني را در جنبش دمكراسي خواهي 18 تير پرداخت كردند ، و هنوز هم چند تن از ما با گذشت هفت سال از آن حماسه ، در زندان بسر ميبريم ، اما همه اينها باعث گرديد تا نهال مقدس آزادي آبياري و نتايج گران سنگي را بر جاي بگذارد ، كه اينك آن نهال به درختي تناور تبديل شده و در حال ميوه دادن و به بار نشستن است . جنبش دانشجوئي كه از آن بعنوان ( جنبش جريان سوم ) ياد ميشود ، دستاوردهاي نظري و عملي خود را در قالب چند شعار اساسي و راهبردي به شرح ذيل صورت بندي و سامان دهي نمود كه عبارتند از : 1- پيروي از مشي مبارزه مسالمت آميز ، و نفي هر گونه خشونت از سوي همه گروههاي اپوزيسيون . 2- حمايت از استقرار يك حكومت سكولار ، بمفهوم (جدائي دين از دولت و حكومت ) 3- تدوين قانون اساسي نوين بر پايه مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاقهاي پيوست آن . 4- محو هر گونه استبداد ، و ارائه طرحهاي دمكراتيك ، كه متضمن دمكراسي خواهي ملت ايران در قالب قوانين مترقي بمنظور شكل دادن به محتواي حكومت آينده باشد . صرفنظر از آنكه شكل آن چه خواهد بود ، و چه نوع حكومتي را مردم ايران از طريق رفراندوم بر خواهند گزيد . 5- اعاده حقوق قوميتهاي ايراني در چهارچوب حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور ، از طريق شكلگيري حكومتي فدرال ، يا هر فرمول ديگري كه مجلس موسسان ، پس از تغيير رژيم فعلي ، و با تكيه بر اراء ملت ايران از طريق رفراندوم آزاد وسراسري معين خواهند نمود . 6- پذيرش پرچم هميشه در اهتزاز سه رنگ شير و خورشيد نشان ايران ، بعنوان نماد و سمبل وحدت و يكپارچگي كشور . شرايط كنوني مبين اين واقعيت است كه ، شعارها ومطالبات جنبش آزاديخواهي ملت ايران ، بويژه تلاشهاي جنبش دانشجوئي در يك دهه اخير به بار نشسته و هر روز شاهد تحولات مثبت آن هستيم ، كه نه تنها اين خواسته ها را بعنوان محورهاي اصلي گفتمان ملي متجلي كرده ، بلكه دارد ميرود تا در فرهنگ سياسي كشورمان نيز نهادينه شود . از آن مهمتر اينكه ، روند همدلي و همگرائي در بين مبارزين داخل و خارج و در ميان اپوزيسيون نيز تقويت گرديده است كه ، اين پيروزي را بر تمامي مبارزين دمكراسي خواه ، بويژه دانشجويان آگاه و مبارز شاد باش ميگوئيم . نشانه هاي اميد بخش اين همدلي و همگرائي ، تشكيل دو اجلاسيه اخير بود كه از سوي طيف ها و گرايشهاي گوناگون اپوزيسيون در لندن و واشينگتن برگزار گرديد ، كه حسب اخبار و گزارشات واصله ، هر دو نشست بر سه اصل محوري يعني ، سكولاريزم ، حقوق بشر، دمكراسي و حقوق قوميتها ، و همچنين مبارزات مسالمت آميز تا مرحله نهائي و تحقق آزادي تاكيد داشته اند، كه آنها را قدمي بجلو براي جنبش دمكراسي خواهي ملت ايران ارزيابي ميكنيم . همچنين خواهان آن هستيم تا همه مبارزيني كه به جنبش دمكراسي خواهي و نفي خشونت باور دارند ، و كماكان بصورت بلوكهاي جدا از هم ، در لندن يا واشينگتن يا پاريس و يا ساير نقاط دنيا ، سرگرم مبارزه هستند ، تلاش نمايند تا هر چه سريعتر اين بلوكهاي متفرق را به يك ((ائتلاف يكپارچه ملي )) تبديل نمايند . ضرورت تاريخي و عيني مبارزه ، هيچ چيز جز همبستگي را نمي طلبد . بنابراين با تاكيد بر شعارهائي كه اينك بعنوان شعارهاي محوري و ملي مورد توافق قرار گرفته ، ضرورت و مصلحت مبارزه ايجاب مينمايد تا با كنار گذاشتن اختلافات سليقه اي و تفاوتهاي عقيدتي ، دستيابي به اين هدف مقدس يعني ( ائتلاف ملي)) را ميسر نمايند . لذا ما بر اين باوريم كه 18 تير امسال (( 85)) ميتواند مناسبترين و بهترين زمان براي برداشتن گامهاي عملي و موثر در راه تحقق ائتلاف ملي و نقطه عطفي در مبارزات مسالمت آميز دمكراسي خواهانه ملت ايران باشد . ما زندانيان سياسي از روند چنين مسيري حمايت ميكنيم ، و همگامي و همراهي در اين زمينه را يك وظيفه ملي ومبارزاتي ميپنداريم . چرا كه متصور نيست تا ملت ايران ، بيش از اين شاهد ادامه حيات استبداد و لاجرم فروريزي بيشتر شالوده هاي زير بنائي كشور و نابساماني بيشتر اقتصاد بيمار اين سرزمين باشند . زندانيان سياسي : 1 – حشمت الله طبرزدي 2 – منوچهر محمدي 3 – احمد باطبي 4 – اكبر محمدي 5- مهرداد لهراسبي 6- بهروز جاويد تهراني 7 – امير حشمت ساران 8- ارژنگ داوودي 9- اسد شقاقي 10 – خليل شالچي 11 – ابراهيم مومني 12 – حجت بختياري 13 – افشين بايماني 14 – جعفر اقدامي 15 – شهرام پور منصوري 16 – امير حسين موحدي 17 – شاهين آريا نژاد 18 – عبدالرضا رجبي 19 – ولي الله فيض مهدوي 20 – خالد حرداني این بیانیه حمایت تمامی مبارزین و عاشقان ایران را به همراه دارد ( پاینده خاک اهورایمان ) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
با درود بر تمامی دوستان و مبارزین و عاشقان ایران و آزادی بیان و حقوق بشر دوستان خوب همانگونه که اطلاع دارید از امسال کمسیون حقوق بشر جای خود را به شورای حقوق بشر داد تا با این کار هم بتواند کارآمدی بیشتری در زمینه ترویج آزادی بیان و حقوق بشر داشته باشد و هم بتواند دست کشورهایی را که ناقض حقوق بشر هستند و در کمیسیون رخنه کرده بودند کوتاه نماید و همانطور که باز بهتر می دانید ، رژیم سرکوبگر هم خواهان عضویت در شورای تازه تاسیس حقوق بشر را داشت .... در اجلاس تازه ای که برای حقوق بشر در ژنو برگزار شده است از حکومت اسلامی هم دو نماینده به این اجلاس فرستاده شده اند که این اشخاص آقایان سعید مرتضوی و جمال کریمی راد هستند با توجه به سابقه آقای سعید مرتضوی و گزارشات متعددی که کمیسیون حقوق بشر در مورد این فرد طی سالهای گذشته داده است و با توجه به پیشینه ای که از او در ذهن ما وجود دارد ، اعتراضات گسترده ای توسط ایرانیان و فعالین حقوق بشر صورت گرفته است و بسیاری از اعضای شورای حقوق بشر خواهان اخراج نمایندگان رژیم سرکوبگر و یا حتی محاکمه آنها می باشند . به گفته جواستورک، معاون بخش خاورمیانه وشمال آفریقای سازمان دیده بان حقوق بشر درهمین زمینه "تصمیم ایران برای فرستادن مرتضوی به ژنو، اهانت به حقوق بشر و تحقیرشورای تازه تاسیس حقوق بشر است." به گفته وی ایران حالا متوجه می شود که چرا اعضای سازمان ملل از انتخاب این کشور به عضویت درشورای حقوق بشر این سازمان سرباززده اند.
با توجه به اینکه آقای مرتضوی در تعطیلی بیش از 100 مطبوعات و قتل عکاس-- خبرنگار زهرا کاظمی نقش پررنگی داشته است دولت کانادا هم در اقدامی سریع شروع به اعتراض نموده است از تمامی دوستان تقاضا داریم در صورت امکان با رفتن بر روی آدرسی که در ذیل آورده شده است اعتراض خود را اعلام نمایند : دوستان برای اینکه از متن این پتی شن هم اطلاع داشته باشید متن کامل آنرا برایتان گذاشته ایم : UN rights council 'mockery' Critics assail Iranian delegate implicated in death of Canadian The Iranian prosecutor implicated in the death of The attendence of Saeed Mortazavi made a "mockery" of the inaugural meeting of the United Nations Human Rights Council in The move also angered human rights activists and defenders of press freedom. UN Secretary-General Kofi Annan opened the inaugural council session on Monday, urging the member states to mark a "clean break" from the practices of the now-disbanded Human Rights Commission, which had become infiltrated with human rights abuser states. Hillel Neuer, a Montrealer and executive director of activist group UN Watch, said he was shocked to see Mr. Mortazavi in the council hall. "There is nothing more obscene than seeing someone alleged to have been involved in torture and possible murder sitting there as a dignitary," Mr. Neuer said. "Unfortunately, we're reminded that the Human Rights Council is still a case of the foxes guarding the chicken coop. There may be less foxes than there were in the commission, but that should not put anyone at ease." "His [Mr. Mortazavi's] presence makes a mockery of the Council and is an open expression of defiance by Iran, which is sending a message to the international community that it has nothing to fear from anything the body might say about its human rights record," said Payam Akhavan, international law professor at Montreal's McGill University, and president of a Connecticut-based centre that documents human rights violations in Iran. While "There's a reason why "The fact that Among states with poor human rights records that won Council seats, With Mr. Mortazavi is Iranian Justice Minister Jamal Karimi-Rad, who served as spokesman for the Iranian judiciary following Ms. Kazemi's 2003 arrest. Ms. Kazemi, 54, was arrested while photographing a demonstration outside A report from Iran's Parliament, dominated by reformists at the time, blamed Mr. Mortazavi, Tehran's chief prosecutor, for Ms. Kazemi's illegal detention and the subsequent attempt to cover up the fatal beating. Mr. Mortazavi reportedly took part in her interrogation. No one has been convicted in Ms. Kazemi's death. An intelligence agent who maintained he was a scapegoat was found not guilty, and last November, Reza Moini, a spokesman for Reporters Without Borders in "It's shameful that the Council of Human Rights accepts that a human-rights violator can participate and talk about human rights in "There is no justice in By Reporters Without Borders' count, the prosecutor is responsible for the jailing of more than 60 journalists and the closing of more than 80 newspapers since 2000. His actions earned him the nickname, "the butcher of the press." In a 2004 report, "Like the Dead in Their Coffins: Torture, Detention and the Crushing of Dissent in The allegations have not hurt Mr. Mortazavi's career, and he is the second highest-ranking member of National Post and CanWest News Service در ضمن آدرسهایی که می توانید با رفتن بر روی سایت : اطلاعات بیشتری در باره او بدست آورید Essential Background: Overview of human rights issues in "Like the Dead in Their Coffins: Torture, Detention, and the Crushing of Dissent in False Freedom: Online Censorship in the
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت توسط ali
|
|
||