|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
اعتراض به سركوب تجمع زنان، اطلاعيه ٦٢٢ نفر از چهرههای سياسی، اجتماعی و دانشجويی
به نام خدا اطلاعيه ٦٢٢ نفر از چهرههای سياسی، اجتماعی و دانشجويی كشور در اعتراض به برخوردهای امنيتی اخير با فعالان سياسی و حقوق بشر خشونت كه با روی كار آمدن دولت جديد، روز به روز دامنه و بعد گسترده تر و رسمی تری به خود می گيرد، طی روزهای گذشته فعالان جنبش زنان را هدف خود قرار داد.
با تصميم کادر فنی تيم ملی, علی کريمی ديدار ايران و آنگولا را از روی نيمکت تماشا خواهد کرد. به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به آلمان، پس از اعتراض علی کريمی نسبت به تعويضش در بازی با پرتغال, مربيان تيم ملی نام او را از ترکيب اصلی تيم ملی مقابل آنگولا خط زدند. به اين ترتيب علی کريمی غايب بزرگ ايران در اين ديدار خواهد بود.
نمی خواهم فعلا در مورد فوتبال چیزی بنویسم چون واقعا هنوز به درستی هیچ نمی دانیم مافیای بلیت فروشها و ..... اما |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
78هزار بازجویی خیابانی در تهران طی دو ماه گذشته
پاسدار طلایی، سرکرده نیروی انتظامی تهران بزرگ در حالیکه بازجوییهای خیابانی را "تذكر و ارشاد" می نامید، گفت "گشتهای ارشادی پلیس در پایتخت در فصل تابستان با جدیت ادامه خواهد یافت." وی گفت "از آغاز شروع گشتهای ارشادی در اردیبهشت ماه امسال تاكنون ۷۸ هزار مورد تذكر و ارشاد توسط پلیس انجام گرفته است. در همین مدت ۷۲۵ نفر از افرادی كه رفتار و وضعیت نا به هنجار داشتند، دستگیر شدند." پاسدار طلایی هدف اصلی از این بازجويیهای خیابانی را "برخورد با مظاهر مفاسد اجتماعی" اعلام كرد. يك بانوی 80 ساله در ميان بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد خبرنگار ادوارنيوز از مقابل زندان اوين گزارش داد كه يك پيرزن 80 ساله كه در زندان اوين در بازداشت به سر مي برده است عصر چهارشنبه آزاد شده است . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر Student committee of human right reporters طبق خبرهای دریافتی لحظاتی پیش علی روزبهانی و وحید میرجلیلی دانشجویان دانشگاه شریف و امین قلعهای دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان که در جریان تجمع دیروز در میدان هفت تیر بازداشت شده بودند از زندان آزاد گشتند. همچنین عده دیگری نیز در طی دقایق گذشته از زندان اوین آزاد شدهاند که از اسامی آنان اطلاعی در دست نیست. هم اکنون خانواده های بازداشتشدگان در مقابل درب زندان اوین حضور دارند و و خواهان آزادی فرزندان خود میباشند. تاکنون حدود 10 نفر از بازداشتشدگان آزاد شده اند وگفته میشود تا ساعات پایانی شب تعداد زیادی از افراد دستگیر شده آزاد خواهند شد. به گفتهی یکی از افراد آزاد شده مامورین اطلاعات با مهندس موسوی خوئینی رفتار بسیار نامناسبی داشته و وی را به سلول انفرادی بند 209 منتقل کردهاند. اسامی سایر آزاد شدگان متعاقبا اعلام خواهد شد.
اعتراف وزير دادگستری رژیم به بازداشت 70 نفر در تجمع ديروز وي همچنين برخورد فيزيكي و ضرب و شتم بازداشت شدگان را تاييد يا تكذيب نكرده است . اين در حالي است كه محمود سالاركيا معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران در گفتگو با خبرنگار ادوار نيوز از تعداد بازداشت شدگان اظهار بي اطلاعي كرد. همچنين گفتني است صبح امروز رييس مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي در گفتگو با ايسنا مجموع شركت كنندگان در تجمع ديروز را 150 نفر اعلام كرده بود . !!!!! ۱۵۰ نفر و ۷۰ بازداشتی بابا ما که خودمون اونجا بودیم دیگه بسه اینقدر دروغ .... اگه نبودی برو عکسها شو ببین ... برای پیگیری تجمع دیروز گزارش تصویری کلیک |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
ویرایش شده در 23 خرداد
با درود بر تمامی دوستان ببخشید متاسفانه از دیروز تا آنجا که شد سعی کردیم با شما باشیم اما به هزار و یک دلیل نشد برای پیگیری تجمع دیروز می توانید با کلیک بر روی لینک گزارشات تصویری که تا به حال یاران دبستانی جمع آوری کرده اند را مشاهده نمایید درباره بازی فوتبال هم قبل از مسابقه با مکزیک نوشتاری چند خواستیم برایتان بگذاریم اما ... فعلا که همه چیز در خیابانهای سیاسی ایران رقم می خورد فوتبال سیاسی و باختی سیاسی و کمر درد مصلحتی آقازاده ای سیاسی ....
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
||
|
|
|
|
رادیو صدای ایران دقایقی پیش به نقل از شاهدان عینی از محل برگزاری گردهمايی زنان آزاده در میدان هفت تیر تهران گزارش داد علیرغم ممانعت ماموران حکومتی از برگزاری این گردهمايی مسالمت آمیز، شمار زیادی از زنان مبارز در محل حضور یافته اند. گزارشها حاکیست ماموران حکومتی بطرز وحشیانه به تجمع کنندگان حمله کرده و با باتوم و گاز اشک آور آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. ماموران حکومتی بطور گسترده در محل حضور دارند و مانع از برگزاری گردهمايی می شوند، اما در مقابل زنان آزاده نیز به مقاومت در برابر آنان ادامه می دهند. انبوه ماموران سرکوبگر رژیم اسلامی با یورش به تجمع مسالمت آمیز زنان، قصد متفرق کردن آنان را دارند، اما زنان آزاده حاضر به ترک صحنه نشده و همچنان در محل حضور دارند.
زنان آزاده ایران: ما حقوق خودمان را خواهيم گرفت تجمع كنندگان با بالا بردن پلاكاردهايي با شعارهايي در حمايت از حقوق زنان همراه با فريادهاي مكرر در وسط ميدان هفت تير به راهپيمايي پرداختند. از ساعت 6 بعدازظهر درگيريها به خيابان ميرداماد نیز كشيده شد. زنان همچنين به پخش اطلاعيه مي پردازند. بسياري از زنان روي زمين نشسته و به مقاومت در برابر نيروهاي سركوبگر ادامه مي دهند. نيروهاي انتظامی زنان و جوانان را گروه گروه دستبند زده و با خود می برند. ماموران زن نیروی انتظامی با باتوم زنان مبارز را به شدت كتک می زدند و با گاز اشک آور به تجمع کنندگان حمله می کردند. برخي از شعارهاي تجمع كنندگان به اين شرح است: ما انسانيم ولي حق نداريم
تجمع مسالمت آمیز میدان هفت تیر به خشونت کشیده شد تجمع اعتراضی بانوان در میدان هفت تیر تهران که از ساعت 17 آغاز شده بود، به درگیری و خشونت کشیده شد. جمعیتی بالغ بر دو هزار نفر از مردان و بانوان آزاده در این مراسم گردآمده اند و شعارهایی همچون قوانین ضد زن منسوخ باید گردد، ما انسانیم ولی حقی نداریم، حمایت از کودکان در این مراسم داده شد و مانند همیشه خیل عظیم نیروهای نظامی و امنیتی آنان را در محاصره خود گرفته اند. استفاده از نیروهای سرکوبگر زن مسلح به باتوم و سلاح گرم نشان از اوج سرکوب دارد. طبق اظهار شاهدان تا این لحظه جمعیتی بالغ بر هفتاد نفر بازداشت شده اند که از دستگیر شدگان میتوان به نماینده مجلس موسوی خوئینی ها و لیلا محسنی نژاد فعال زنان از دانشگاه امیرکبیر و تعدادی از اعضای تحکیم وحدت منجمله مصطفی بیات اشاره نمود. فعالان حقوق بشر در ایران
حمله ددمنشانه به مردم پیش از آغاز تجمع زنان امروز بعداز ظهر در حالیکه هنوز تجمع زنان در میدان هفتم تیر شروع نشده بود نیروهای نظامی و انتظامی در اقدامی بسیار وحشیانه دست به بازداشت و ضرب و شتم زنان نمودند. در پی این اقدام تا کنون آنچه به اطلاع رسیده است اینست که سیمین بهبهانی نویسنده و شاعر، ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار، ترانه بنی یعقوب روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، لیلا محسنی نژاد دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دلارام علی فعال حقوق کودک و زنان ، مهندس موسوی خوئینی ها دبیر کل ادوار تحکیم وحدت، مریم خراسانی فعال حقوق زنان و عاطفه یوسفی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بازداشت شده اند.اضافه می شود در این تجمع بیش از ۴۰ نفر بازداشت شده اند. این نخستین باری است که حضور بی شمار نیروهای امنیتی زن با پوشش اسلامی و مسلح به باتوم مشاهده شده است که در سرکوب حاضران مشارکت فعال داشته اند. تجمع کنندگان با سر دادن شعار “قوانین ضد زن منسوخ باید گردد”و همچنین دانشجویان حاضر در تجمع با سر دادن شعارهای “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” اعتراض خود را اعلام نمودند. لازم به ذکر است که شدت درگیری به حدی بالا بوده است که در پیاده روها خون ریخته شده بود. خبرنامه امیرکبیر به زودی گزارشی تصویری این تجمع را منتشر خواهد نمود.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خوشتر آن صحنه که مردم بسپارند به یاد باز هم دست تقدیر عزیزی دیگر را از میانمان گلچین نمود ، آری او هم رفت ..... اســــتـــاد تــــورج فـــــرازمـــــنــــــد روحش شاد و راهش پاینده باد ..... تورج فرازمند در سال 1307 دیده به جهان گشود و در هفتاد و نهمین بهار زندگانیش با این جهان وداع کرد . پدر تورج فرازمند از افسران و نیرو های قزاق بود که در دوران رضا شاه به سمت قضاوت و بازپرسی رسید و ازآن پس به ماموریت های مختلف در شهرهای گوناگون فرستاده شد و این جابجایی ها باعث شد تا فرازمند نوجوان با مردم مناطق گوناگون ایران آشنایی بسیار پیدا کند . تورج فرازمند در بحبوحه جنگ جهانی دوم دیپلم دبیرستان خود را گرفت و از همان روزگاران به آرزوی دیرینه اش که تحصیل در فرانسه بود جامعه عمل پوشانید و با کشتی عازم سرزمین بناپارتها شد .... تورج فرازمند در فرانسه موفق به اخذ لیسانس روان شناسی شد و در همان روزگاران با دوست دوران کودکی اش ایرج پزشک زاد رو برو شد. در باز به ایران در سال 1320فرازمند به دعوت دکتر پرویز خانلری مسئول ومدیر سخن شد . در این دوران با صادق هدایت آشنایی نزدیکی پیدا کرد و در روزگار ما خاطراتی فراوان از آن دوران را نقل نمود . استاد فرازمند از سال 1330 به کار مطبوعاتی پرداخت و در سال 1335 سردبیر روزنامه اطلاعات شد . در دوران سردبیری ایشان روزنامه اطلاعات رشد بسیاری یافت و به قولی دوران شکوفایی این روزنامه رسید . پس از آن سردبیر مجلات اطلاعات کودکان شد که با این مجلات هم رکورد و تیراژ خوبی را به یادگار گذاشت . در پی این موفقیت ، مجله اطلاعات جوانان را بر روی باجه ها برد که در شماره دوم که با تیراژی 50 هزار تایی به باجه رفته بود تنها ساعاتی پس از انتشار نایاب شد . سپس سردبیر سخن شد و در زمان وزارت دکتر خانلری در شکوفایی فرهنگ نقش بسزایی را ایفا نمود . بعد از آن استاد به همراه مهدی قاسمی اداره برنامه های رادیو ایران را بر عهده گرفت و سپس به مدت چند سال مسئول خبر کانال یک تلویزیون و مدتی را هم مدیر این شبکه شد . در این دوره تفسیرهای سیاسی او بعد از اخبار ساعت 2 ایرانیان را مجذوب خود کرده بود . استاد تورج فرازمند در آذر 1357 و در هنگامه انقلاب و اعتصابات رادیو و تلویزیون ، مدیر عامل صدا و سیما شد تا پیام اعتدال و متانت را به گوش مردم هیجان زده برساند . درنخستین مصاحبه دکتر شاهپور بختیار به دلیل اعتصابات مترجمی در صدا و سیما نبود و خود استاد سخنان نخست وزیر را از فرانسه به ایران ترجمه کرد . فرازمند بعد از انقلاب به فرانسه رفت و در آنجا به افشای ماهیت نظام ولایت فقیه پرداخت و یک رادیو مخفی و مبارز را ایجاد نمود و به افشاگری پرداخت . استاد در سال 1992 به رادیو صدای ایران در لس آنجلس پیوست و به مدت 14 سال برنامه های او به نام جهان از دیروز تا امروز پخش گردید ... روحش شاد و راهش پاینده باد . تورج فرازمند، مفسّر و يکی از پايه گذاران راديو تلويزيون نوين ايران درگذشت ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش تصویری از سفر آقای احمدی نژاد به قزوین
( این همه شرمندگی - مرگ بر این زنــدگی )
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا باید از تجمع زنان در 22 خردادماه در تهران با خواست محوری لغو قوانین تبعیض آمیز حمایت کنیم؟
" سیندخت پارسی " زنان ایران در27 سال حاکمیت شریعت مداران بدون تردید از پیشگامان مبارزه ای بی امان و هر روزه برعلیه ساختار و قوانین جزم اندیشانه ای بوده اند که زن را آفریده ی درجه دو، محکوم ازلی و ابدی و دختران عصیانگر شیطان می پندارد. زنان، این نیمه ی زاینده و پرورش دهندگان روان و اندیشه ی انسان همواره در ربع قرن استیلای تاریک اندیشان دینی در لبه ی زهرآگین پیکان تحجر و تعصب قرار داشته اند. دختران کوچک، هنوز درکوچه پس کوچه های رنگین و آفتابی کودکی گام ننهاده و درطلوع معصومیت نوشکفته شان، به ناگاه در مراسمی جاهلانه و هراس انگیز تحت عنوان جشن تکلیف به دنیای بلوغی زودرس پرتاب می شوند، کمتردر حیطه ی روان شناختی کودکان به بررسی چنین مقوله ی نابهنجار و شرم آوری پرداخته شده است. شاید رقت انگیزترین تصویری که قلب هر انسان روشن اندیش و بیدار دلی را به درد می آورد، دیدار دختران کوچکی باشد که از هفت سالگی در حجاب و مقنعه ی اجباری به بند خرافات و موهوم پرستی دین مداران کشیده می شوند. رفتارموهن و تکان دهنده ای که قلم از نوشتن و زبان ازگفتن آن ناتوان و شرمسارمی ماند ، آنچه مجریان عدل الهی بر رویا طلوعی این بانوی فرهیخته و ارجمند روا داشتند تنها بخش بسیار کوچکی درمجموعه ای بزرگ از پلشتی ها و پلیدی های تفکراتی منحط و قهقرا یی است که بر زنان ایران چون کوهی گرانبار آوار شده است. یکی از شاخص ها و ویژگیهای جوامع پیشرو و مترقی که نمایانگر رشد، تکامل و پویایی جامعه و نشان ازدرک منزلت و حرمت انسان دارد، در ارزش گذاری به زنان در قوانین حقوقی و ذهنیت و نگرش مردان تعریف و تبیین می شود. درهرسرزمینی که به زنان احترام گذاشته شود حکایت و گواهی راستین بر وجود مردان آزاده و ارزشمند در آن دیار می رود. در سرزمین فرهنگ ساز ایران که فرزندی جهانی و بزرگ اندیش چون کورش را در زهدان خود پرورده، همان جاودانه نامی که منشور آزادی انسان را به جامعه ی بشری و همه ی انسانهای آمده و نیامده ارمغان کرد، در سرزمین میراث داران اندیشه ای که همه ی انسانها برابرند، چه سقوط وحشتناکی به ورطه های بی اخلاقی و هنجارشکنی داشته ایم که زنان ما در این سالهای سیاهی اینچنین مورد سخت ترین و دشوارترین اهانت ها، شکنجه ها و تحقیرها، بی عدالتی ها قرار گرفته اند، زن را، این گوهر مهررا، به چشم جاهله و مزرعه نگریستن، سنگسارها ، تجاوزات گستاخانه ی جنسی و روحی به ساحت نیالوده ی بانوان بزرگواری که شایسته و سربلند در این سالهای تباهی وتاریکی اندیشه خوش درخشیده اند. ما به پاس حرمت به روان پاکیزه ی زیبا کاظمی و شهامت ستایش برانگیزش در نبردی دلاورانه با دژخیمان به میعادگاه خواهیم آمد . ما به یادواره ی زنان برجسته و بی همتایايی در قلمرو احساس و سروده و تفسیر صادقانه و بی پروا ازعشق و زندگی و مرگ، فروغ فرخزاد پریشاهدخت شعر ایران که جمهوری اسلامی چون مرگ از او و نام و چهره ی زیبا و آوای دلپذیر او می هراسد به میعاد سپیده دم خواهیم آمد. فروغ، صادق هدایت و بسیاری دیگر از ستارگان آسمان هنر و فرهنگ و ادب در حاکمیت خلفای ریش دراز و فسیل شده، تابو شناخته می شوند. باید 22 خرداد درکنارهم، دوشادوش هم آ نها را به خاطر بیاوریم.به خاطر داشته باشیم هزاران هزار از دختران ایرانی، در همه ی سالها به ویژه تابستان 67، پیش از اعدام ناخواسته و با جبربه عقد برادران پاسدار در می آ مدند، و پس از اعمال نفرت انگیزترین و شنیع ترین رفتارضدانسانی با دخترکان بی پناه آنها را اعدام می کردند. در روایات مذهبی گفته می شود دختران باکره به بهشت می روند و بهشت حکومتگران تنها جایگاه آنها و هم اندیشانشان است. ما به پاسداشت خاطره ی فرزندان میهن که اینچنین معصومانه و بیگناه به تیغ دژخیم گرفتار آمدند، به گرامیداشت خون پاره های پیکرمان خواهیم آ مد و با زنان سرافراز و مغرور ایران که با همه ی فشارها و نابرابری ها نشکستند و همچنان درفش آزادی را در اهتزاز داشتند فریاد آزادی بر می کشیم تا ملتهای جهان و وجدان همیشه خفته ی مصلحت اندیشان و رهبران و رجالگان سیاسی دریابند جوانان، زنان، کارگران، دانشجویان، ارتش بیکاران، به اعتیاد کشیده شدگان ، دختران و زنانی که از استیصال و درماندگی در زیستن زیر سایه ی شوم حکومتی زن ستیز، ضدبشر و ضدعشق و زندگی به روسپیگری تن داده اند و تمامی اقشاری که زخمهای بسیار از تازیانه ی بیداد حکومت اسلامی بر تن و جان دارند از این زهدفروشان ، ریاکاران ، متجاوزین به نوامیس، ارزشها، حقوق مدنی و اساسی انسانها بیزار و سخت گسسته اند و به پشتوانه ی مدنیت کهن و جنبش بزرگ مشروطیت شایسته ترین مردمان برای کسب آزادی وحقوق انسانی شان در جهان هستند. وعده ی دیدار با عاشقان آزادی و حقوق زن که رکن پایه ای و نخست حقوق بشر است. آزادیخواهان ، دلسوختگان ، شب شکنان ، جوانان پرصلابت ایرانی ، مردانی که هنوز انسانیت و شرافت در وجودشان نمرده است، کارگران و هر آن که صدای زنگهای روحنواز بیداری و آزادی را می شنود: دوشنبه 22 خرداد – میدان هفت تیر- پنج تا شش بعد ازظهر
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
۲۲ خرداد: تجمع مسالمتآميز زنان در اعتراض به قوانين زن ستيز، فراخوان ۴۱۵ نفره |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
||
|
|
|
|
|
سیل آشوب، روان گشت به کاشانه ما سوخـت از آتش بـیدادگری خانه مـــا آه از آن سودپرستان که ز بی انصافی طلــب گـنــج نمایــنـد ز ویــرانه مـــا نارفیقان عوض مزد به ما زجر دهـنـد گرچه خـم گشت ز بار رفقا شانه مــا دوست خون دل ما خورد به جای می ناب در عوض زهر بلا ریخت به پیمانه ما در ره عشق وطن از سر و جان خاسته ایم تا در این ره چه کـند همت مردانه مــا شرف خانه خود گر تو من حفظ کنیم نشود خانه بیگانه شـرف خــانه مــــا قد علم کن به سر افرازی و مردی چون شــیــر ورنه عشرتکده خرس شود لانه مـــــا درود بر تمامی اهل قلم و تفکر و درود بر اکبر گنجی و خانواده محترمش و تمامی آزادیخواهان ایرانی گزارش اکبر گنجي از مراسم ديروز کاخ کرملين: در مصاحبه با سایت روز آنلاین مراسم ساعت ده و نيم صبح در کاخ کرملين شروع شد. ابتدا رئيس اتحاديه بين المللي روزنامه نگاران سخنراني کرد. بعد موسيقي نواخته شد. بعد از موسيقي، دوباره رئيس انجمن سخنراني کرد و گزارشي از وضع حقوق بشر و آزادي مطبوعات در سال 2005 در سراسر جهان داد. سپس به پنج نفري که از سال 2001 تا 2005 جايزه قلم طلايي را گرفته بودند و وضعيت آنها اشاره کرد. بعد نوبت مراسم "ما" شد. هزار و هفتصد نفر از سراسر جهان در اين مراسم شرکت کرده بودند. وقتي گزارش مربوط به دلايل ارائه اين جايزه به "ما" قرائت مي شد، همزمان تصاوير بزرگ دوران اعتصاب غذاي "ما" را هم روي صفحه نمايش مي دادند. بعد بيانيه شديد اللحني راجع به وضعيت حقوق بشر و آزادي مطبوعات در ايران خوانده شد. بعد "ما" را براي دريافت جايزه به بالا دعوت کردند. در اينجا بود که جمعيت استقبال بي نظيري کردند. چند دقيقه اي سرپا کف مي زدند. "ما" جايزه را گرفتيم و من خلاصه اي از متن سي و چند صفحه اي را که قبلا آماده کرده بودم، به اين شرح خواندم: به نام حق خانم ها، آقايان در اينجا، در ابتداي سخن، در حضور نمايندگان رسانههاي جهاني، مراتب تشكر و قدرداني خود را از انجمن جهاني روزنامهها [World Association of Newspapers] به دليل اعطاي قلم طلايي اعلام ميدارم. گرچه اين جايزه را حق خود نميدانم، اما آن را حق آزاديخواهان و دگرانديشان ايراني ميدانم. اگر قرار است اين جايزه به آزاديخواهان ايراني تعلق بگيرد، در واقع حق كساني است كه در راه دفاع از آزادي و حقوق بشر طي قتلهاي زنجيرهاي از طريق سلاخي به قتل رسيدند. اين جايزه حق زندانياني است كه در تابستان 1367 در زندانهاي سراسر كشور اعدام شدند. اين جايزه حق افرادي است كه در راه اطلاع رساني، روزنامهنگاري و دفاع از آزادانديشي ترور و فلج شدند. اين جايزه حق كليه دگرانديشاني است كه طي سالهاي گذشته زنداني و از حقوق اجتماعي محروم شدند. اين جايزه بايد به افرادي تعلق گيرد كه به خاطر دگرانديشي و دگرباشي مجبور به مهاجرت از كشور شدند و در غربت غرب، با خاطره ايران عمر را سپري ميكنند و نميتوانند به كشور بازگردند. اين جايزه به روشنفكراني تعلق ميگيرد كه طي دو دهه گذشته ايرانيان را با انديشه آزاديخواهي آشنا كردند. من در اينجا به نمايندگي از سوي همه آنها اين جايزه را دريافت ميكنم و با اين عمل خاطره مبارزات شكوهمند همه آنان را پاس ميدارم. آنچه پس از اين گفته خواهد شد، حاوي نظرات يك دگرانديش ايراني در خصوص مسائل كنوني جهان است و بايد آن را مصداق "به صداي بلند فكر كردن" و طرح مسئله براي تبادل نظر و گفتوگوي انتقادي-استدلالي تلقي كرد. متن حاضر، فشرده متنِ مفصلِ اصلي است كه به صورت مكتوب تقديم حضار محترم خواهد شد...
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستان خوبم در ابتدا باید بگویم که نجات پاسارگاد را فراموش نکنید و به آبگیری سد سیوند به هر طریقی که می توانید اعتراض نمایید ، پتی شن های زیر را هم در صورت امکان امضا نمایید : دوستان خوب برای آگاهی از اخبار در مورد نجات دشت پاسارگاد می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید : البته فیلتر شده است : و در صورتی که بخواهید با فیلتر شکن زیر می توانید سایت را باز نمایید :
دوستان خوبم در صورت امکان دو پتی شن و بیانیه زیر را هم امضا نمایید :
نگرانی خبرنگاران بدون مرز از ناپدید شدن یک دانشجوی وبلاگ نویس
وبلاگ عابد توانچه ( البته به سرعت توسط سربازان گمنام فیلتر شده ) با فیلتر شکن باز کنید !
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
||
|
|
|
|
|
قســم به اشــک مادرانــت به پاکی و دلــیــری دخـتــران و پســرانـت به سرخی خون شهــیدانــت
دوبـــاره میــــســــــازیــمــــت وطـــــن
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
نامه ای به رئیس جمهور کشورم به نـــام خــداوند جــان و خـــــــرد کزیــن بــرتــر اندیــشه بر نگـذرد
با عرض سلام خدمت شما آقای دکتر محمود احمدی نژاد آقای رئیس جمهور این نامه ای از یک شهروند ایران زمین به شما می باشد آقای احمدی نژاد همانگونه که جنابعالی اطلاع دارید ، در محوطه تنگه بلاغی و دشت پاسارگاد سدی در دست احداث است که تا مدتی دیگر قرار است آبگیری شود . متاسفانه خبرهای خوبی از آبگیری سد سیوند به گوش نمی رسد و با توجه به وجود آثار باستانی و فرهنگی موجود در منطقه ، حیات تمامی این آثار در معرض خطر نابودی قرار دارد . آقای رئیس جمهور ، برای اینجانب بسیار اتفاق افتاده است ، زمانیکه برای مشاهده آثار باستانی سرزمین خود رفته ام ؛ با گردشگران خارجی بسیاری که از این کره خاکی برای مشاهده هویت و فرهنگ سرزمینم آمده اند برخورد داشته باشم . واقعا ً در آن لحظه به ایرانی بودن خود بسیار بالیده ام و به این تمدن غنی سرزمینم بسیار افتخار کرده ام . آقای رئیس جمهور ، آن هنگامیکه شما به امیر قطر فرمودید : ( در زمان کودکی شما ( امیر قطر ) و آن هنگامیکه به مدرسه می رفتید در کتابهای درسی تان خلیج فارس ، خلیج فارس بود ) چقدر خوشحال شدم و اطمینانم صد برابر شد که تا ایران زمین پا برجاست ، خلیج فارس ، خلیج همیشگی فارس است . آقای رئیس جمهور من نیز مانند تمامی مردم این سرزمین اعتقاد بر سازندگی و ایرانی آباد داریم و به خوبی می دانم که ساخت یک سد به چه میزان به چرخهای صنعت ، اقتصاد ، کشاورزی و آسایش مردمان و کشورم کمک می کند . آقای احمدی نژاد ساخت یک سد واقعاً بودجه زیادی را می خواهد ، ولی هنگامیکه این سد به چرخه سازندگی کشورم اضافه می شود تمام خستگی کار و هزینه ها فراموش می شود . اما براستی با تمامی محاسن یک سد آیا ما این اجازه را داریم که میراثی را که از دور دست ها برایمان بجا مانده فــدا کنیم ؛ میراثی که نه تنها متعلق به ما بلکه تمامی مردمان این دهکده جهانی است و بیشتر از همه متعلق به نسلهای بعد از ما . آقای رئیس جمهور باز به خاطر می آورم آن هنگامیکه شما گفتید میراث فرهنگیمان نباید در معرض تخریب قرار گیرد . آقای رئیس جمهور روزگارانی را به خاطر می آورم که کودکی دبستانی بیش نبودم و عراق متجاوز به خاک کشورم یورش آورده بود ، در آن هنگام به دلیل اقتضای سن نمی توانستم به جبهه روم و از خاک میهنم دفاع نمایم ؛ اما خوب به خاطر دارم قلکهایی را که به شکل نارنجک و تانک بود و ما با پولهای توجیبیمان آنها را پر می کردیم هر دو ماه یکبار به جبهه فرستاده می شد . آقای رئیس جمهور به عنوان یک شهروند ایرانی از شما تقاضا دارم در صورت امکان و با هماهنگی های لازم بین میراث فرهنگی و وزارت نیرو جلوی یک فاجعه و تخریب قسمتی از فرهنگمان را بگیرید . آقای رئیس جمهور همانگونه که در ابتدا اشاره کردم با توجه به هزینه بر بودن ساخت یک سد از شما تقاضا دارم ، ستادی تشکیل داده تا یک شماره حساب اعلام نمایند . من بعنوان اولین نفر حاضرم تمامی حقوق این ماه خویش را برای خسارت این سد بپردازم و باور دارم که دوستان دیگری هم هستند که حاضرند حقوق خود را بپردازند ویا کودکانی که قلکهای خویش را بشکند . دکتر احمدی نژاد همانگونه که انرژی صلح آمیز هسته ای حق مسلم مردم ایران است ، حفظ آثار فرهنگی و باستانی نیز از حقوق ما مردمان می باشد . آقای احمدی نژاد این نامه را برایتان نوشتم چون برای من و چند تن از دوستانم امکان این نیست که زنجیر انسانی چند کیلومتری در تنگه بلاغی تشکیل دهیم اما متاسفانه اگر دشت پاسارگاد به زیر آب برود ، شادمان می شویم که من و دوستانم نیز با آن به زیر آب رویم تا شرمنده آیندگان و نسلهای بعد از خود نباشیم . نمی دانم برای آن کودکانی که از کلاس چهارم دبستان با درس تاریخ آشنا می شوند، در آینده چه خواهیم گفت اگر پاسارگاد به زیر آب رود . پـــایــــنــده بـــاد ایــــــران یک شهروند ایرانی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
هوطنان گرامی، همانطوری که اطلاع داريد، و بنا بر گزارشات منتشر شده از طرف سازمان میراث فرهنگی ایران در طول دو ماه گذشته، گروه های باستانشناس ایرانی و غیر ايرانی توانسته اند آثار مهم و ارزشمندی را در تنگه بلاغی کشف کنند و همچنان امید به يافتن بناها و آثار دیگر باستانی در این تنگه وجود دارد. در حال حاضر، و به گفته مقامات وزارت نیرو، قرار است که در روز 15 خرداد(22 می) جلسه ای با حضور مقامات وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی تشکیل شده و تاریخ دقیق آبگیری سد سیوند مشخص شود. یعنی همچنان وزارت نیرو فکر و قصد غرق کردن آثار و گنجینه های ملی و بشری ما را تعقيب می کند. «اسفنديار رحيم مشايي»، رئيس سازمان ميراثفرهنگي و گردشگري، در گفتوگو با ميراثخبر اعلام كرد: «هنوز هيچ تفاهمي براي آبگيري سد سيوند انجام نشده است و سخنان وزير نيرو، پيشبيني ايشان از روند تحقيقات بوده است.» وزير نيرو پيش از اين در گفتوگو با خبرگزاري فارس، از توافق وزارتخانه متبوعش با سازمان ميراثفرهنگي براي آبگيري سد سيوند در آذرماه خبر داده بود.
دوستان خوب برای آگاهی از اخبار در مورد نجات دشت پاسارگاد می توانید به آدرس زیر مراجعه نمایید : البته فیلتر شده است : و در صورتی که بخواهید با فیلتر شکن زیر می توانید سایت را باز نمایید :
و اگر فیلتر شکن جواب نداد از آدرس های زیر از اخبار کمیته نجات پاسارگاد مطلع شوید : http://sevepasargad-shiraz.blogfa.com http://www.savepasargad.blogfa.com http://www.savepasargad.blog.com دوستان خوبم در صورت امکان دو پتی شن و بیانیه زیر را هم امضا نمایید :
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
||
|
|
|
|
شیر خورشید یگانه نقش جاوید پرچم ایران این چند خط نوشته را برای آقای شکری و دیگرانی که مانند ایشان فکر می کنند نوشته ام : درابتدا از دوست خوبم مرد پیر بسیار سپاسگزارم ! آقای شکری شما فرموده اید که من با آن پرچمی که در آن گوشه کشیده اید موافق نیستم !! در ابتدا باید به عرض شما برسانم که قبل از شما نیز تعدادی از دوستان از اینگونه سخنان گفته اند و با توجه به اینکه در قسمت آرشیو موضوعی وبلاگ تاریخچه پرچم شیر و خورشید آورده شده است باز هم اینجانب خود را موظف می دانم که توضیحاتی در این مورد بیان نمایم : نقش شیر و خورشید و نوع رنگها و طرز استقرار رنگهاي سبز (در بالا) , سفيد ( وسط) و قرمز (در پايين) پرچم ايران موضوعاتي است نمادين كه بواقع نوع جهان بيني باور ايراني و ساختار فرهنگي ما ايرانيان را از هزاران سال پيش تا به امروز بطور خلاصه بيان مي كند. نمادهايي كه به هرحال نوع بينش اعتقادي ما را از ديگر ملل جهان متمايز مي سازد و از اين نظر بيانگر هويت ملي و فرهنگي ما است. با اين حال برخی از ما ايراني ها اينگونه فكر نمي كنند و اين روزها پرچم هم مثل ديگر عناصر قومي - فرهنگي ما بر اثر ندانمكاري هاي رژیم سرکوبگر و پیروان خط فکری آن گرفتار اختلاف عقيده و تشتت سليقه شده بطوری که برخی ندانسته و دانسته با آن مخالفت می کنند . اگر رهبران جمهوري اسلامي می دانستند که نقش شیر و خورشید ایران در عین حال که یک نقشی است که بیش از 1200 سال قدمت دارد و شیر و خورشید منقوش در پرچم ایران متعلق به تمام مردم ایران از هر قوم و مذهبی بود و فرقی بین کلیمی و مسیحی ، زردتشتی و بهایی ، شیعه و سنی نمی گذاشت با تعصب با آن بر خورد نمی کردند . نشانی که شاید بیشتر بتوان آنرا یک نماد شیعی دانست ... بسیاری غافلند از اینکه بدانند نماد شیر و خورشید هیچ پیوندی با موضوع حکومت سلسله پهلوی ندارد و پایه های قانونی و برسمیت شناختن این نماد همزمان با انقلاب مشروطیت در زمان حکومت قارجارها بنیان نهاده شده است. به همين خاطر لازم است براي يك مرتبه هم كه شده ایرانی ها بدون نظر داشت منافع گروهي سازمانهاي سياسي شان با نمادهای پرچم کشورشان بطور اساسي آشنا شوند . متاسفانه با آمدن رژیم سرکوبگر و حکومت جور و جهل پرچم کشور های گوناگون رابه اسم دشمن ، آقایان آتش زدند واین در حالی بود که در واقع پرچم یک کشور نماد ملی مردمان آن کشور است. در افکار و باورهای آقایان هم ملی گرایی کفر است ... متاسفانه اولین خود سوزی را بر روی پرچم شیر و خورشید نشانمان کردند و هیچ یادمان نیست . نماد رنگ سبز در بالاي پرچم در ابتدا سر سبزی مردمان ایران زمین و زنده دل بودن آنها را به یاد ها می آورد و بعد از آن بیاد جنگلها و دشتهای سبز سرزمین ایران زمین می افتی و از همه مهمتر در پيوند با دين اسلام است كه رنگ آن سبز است استقرار رنگ سبز در بالاي پرچم نيز مربوط است به اين سخن كه گفته مي شود: "الاسلام يعلي و لا يعلي عليه" يعني اسلام بالاتر از هر چيز است و چيزي بالاتر از آن نيست. رنگ اسلام از آنرو سبز است كه گفته شده خرمي باغ هستي از بركت نور محمدي سبز و خرم است به همين خاطر رنگ اسلام سبز است كه در بالاي پرچم قرار مي گيرد. اما رنگ قرمز كه در پايين پرچم قرار گرفته مربوط است به رنگ خون مردمان این سرزمین و شهیدان وطن چه قبل و بعد از اسلام و یا حتی می توان آنرا به مذهب تشيع (البته نه از نوع تجاوزكارانه و خونريز بلكه از نوع ايثارگرانه و حسيني آن) نسبت داد . رنگ قرمز به هرحال بيانگر موضوع شهادت است و اينكه ايراني ها آماده اند خون قرمزشان را براي اعتلاي اسلام و آزادي و صلح (كه نمادش رنگ سفيد ميانه پرچم است) بدهند. بايد توجه داشت كه موضوع شهادت غير موضوع تروريسم ( استشهادیون ) و باور كساني است كه در خفا و كمين براي ارضاي هدفهاي خود خون ديگران را بر روي زمين مي ريزند. به همین خاطر موضوع شهادت را باید از تفسیرات یکسونگرانه سیاسی جدا کنیم و آن را تنها و تنها در ارتباط تعالی انسانیت و کرامت و صلح معنا کینم. یعنی اینکه بدانیم شهيد براي رسيدن به مقصود آزادي و صلح ممکن است که از جان خود بگذرد اما هرگز ظلم نمي كند و با بخطر انداختن جان خود ، جان دیگران را بخطر نمی اندازد. به همين خاطر قرمز در پايين قرار مي گيرد که نشانه افتادگی است و رنگ سفيد كه رنگ صلح است در وسط پرچم است و آن هدف اصلي هر دين و فرهنگي است كه البته انديشه هاي عرفان اسلامي به زيبايي آن را مطرح مي كند. در معناي نماد نقش شير و خورشيد و شمشيري كه بدست شير است : افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد در معناي نماد نقش شير و خورشيد و شمشيري كه بدست شير است نماد شير و خورشيد در فرهنگهاي ايراني و سامي و دوره هاي تداخل اين دو فرهنگ با هم (چه در پيش از اسلام مثل دوره هخامنشي یا دوره اشاعه باورهاي مانوي و يا بعد از اسلام در هنگام دولتهاي شيعي مثل آل بويه و ديلميان و دوره صفوي) داراي مفاهيم خاصي است. شير گرچه در آيين مهرپرستي آريايي و آيئن هاي بابلي داراي يك مفهوم مشخص است اما در اسلام و بویژه نزد اهل شیعه امامیه (نه شیعه آخوندی) به دليل استفاده از واژه "اسدالله غالب" شير خدا كه لقب علي بن ابي طالب است نشانه كمال و شجاعت است. شير در خانه خورشيد يكي از علايم خوش يمن علم ستاره شناسي است كه موقعيت خاصي را بشارت مي دهد. یعنی زماني كه خورشيد در برج اسد يعني مردادماه در اوج خود قرار مي گيرد و نور خورشید بیشتر از هر زمانی از سال تجلی می کند. این بدان معنی است که ما ایرانیان معتقدیم که بالاخره روزی این ولایت الهی ظهور می یابد و حقیقتش روشن خواهد شد. آن روز قدرت (شمشیر) بدست شیر (یعنی انسان کامل) که در اندیشه مهری"میترا" و در باور زرتشتی "سوشیانت" و در کیش شیعی اسلامی " مهدی" نام دارد ، قرار می گیرد. پرچم شیر و خورشید نشان از آن دارد که ایرانیان برای رسیدن به این هدف پرچمدار و پیشتاز خواهند بود . شمشير بدست شير هم نمادش به اين معنا است كه ایرانیان باور دارند كه بالاخره قدرت بايد بدست انسان (یا انسانها)ی كامل برسد تا موضوع بی عدالتی در جامعه خاتمه پيدا كند . چه شمشير نماد قدرت است و بودنش در دست شير به اين معنا است كه ما معتقديم تا قدرت بدست انسان كاملي چون علي بن ابي طالب و یا زرتشت و یا مسیح و یا میترا نرسد ظلم هست و مردم به حقوق همدیگر تجاوز مي كنند. روزگارانی که شیر و خورشید بر پرچم کشورم بود و شمشیری در دست آن شیر ، که نشان از شیر مردانی از این خاک اهورایی بود ، و یا شیر و شمشیر را به اسد الله غالب ( علی (ع) ) نسبت می دهند و یا به ناد ر و ... شیر و خورشید بر پرچمم بود و با وجود استبداد اما کشورم اقتدار داشت و رو به سوی پیشرفت و آبادانی بود . خلیج فارس همیشه خلیج فارس بود و .... اما روزگارانی را خوب به خاطر دارم که دیگر شیر و خورشید بر پرچم کشورم نیست و جای آن الله بر آن نقش بسته .... الله بر پرچم کشورم نشست و چفیه بر گردن رهبرم خدایی که به زبان عربی بود بر پرچم من فارسی زبان نقش بست ، الله که به رنگ خون بود و نشان از امت اسلامی ( به جای ملت ایرانی ) نمی دانم چرا آن هنگام که خواستند نقش پرچم را عوض کنند ، نظر من و تو و همه ما را نپرسیدند و تنها حرف ،حرف یک نفر بود . در حالیکه این پرچم متعلق به همه ایرانیان بود . الله به رنگ خون بر پرچم کشورم نقش بست ، خدایی که نشان از خداوند قاسم و جبار بود ، نه خداوند جان و خرد .... خداوندی که با نام او چه خونها که ریخته نشد .... خوشا روزگاری که شمشیر در دست شیران بود ، نه روزگاری که تیغ را از دست شیر گرفتند و بر قلب فروهرها و بر زبان اصانلو ها جایش دادند . نکته دیگری که بسیار جالب است سرود ملی کشورمان است . سرودی که در آن گفته می شود شاهنشاها زنده باد و خمینی و خامنه ای پاینده باد که دیگر سرود ملی نمی شود ، سرود ملی من باید متعلق به من و تو و تمام ایرانیان باشد . خواندن سرود ای ایرانی که در یک راهپیمایی خوانده شود توسط آقایان با باتوم بر لبانت مهر سکونت می زنند و در زمان انتخابات با آن گوش ات را کر کنند . و به راستی سرود زیبای :ای ایران" ساخته زنده یاد حسین گل گلاب شایسته آن نیست که سرود ملی مردم ایران باشد ، سرودی که فارغ از سیاست بیانگر تمامی اقشار جامعه ایرانی باشد . اگر دوستانی اطلاعات کاملتری بخواهند بغیر از این پست می توانند در پست زیر نیز درباره تاریخچه پرچم شیر و خورشید بیشتر آگاه شوند ...
و اگر باز هم اطلاعات بیشتری خواستند حاضرم در یک پست کامل برای دوستان این موضوع را بیان نمایم . پاینده ایران
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
آخرین اخبار از بازداشت شدگان کوی دانشگاه...
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر شیوانظرآهاری عضوکمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر به اطلاعات احضار شد. ماموران وزارت اطلاعات درتماسی تلفنی با منزل وی خواهان حضورایشان در اداره اطلاعات واقع در میدان سپاه شدند.به نظرمیرسد این احضار درپی دستگیریهای گسترده فعالین دانشجویی درجریان اعتراضات چند روزگذشته در دانشگاه تهران و امیرکبیرصورت میگیرد که در طی آن بسیاری از دانشجویان از جمله بهروز کریمی زاده، کاوه عباسیان، و هومن کاظمیان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. بر اساس گزارشات رسیده ، اکثر دانشجویان بازداشت شده در جریان ناآرامی های چند روز گذشته در دانشگاههای تهران، شب گذشته آزاد شدند. گفته میشود برخلاف اخبار انتشار یافته مبنی بر بازداشت بهروز کریمی زاده و کاوه عباسیان، این دوهم اکنون آزاد هستند. همچنین امید عباسقلی نژاد از اعضای جبهه دموکراتیک ایران که از 3 روز پیش هنگام عزیمت به کوی دانشگاه ناپدید شده بود، شب گذشته طی تماسی با منزل خبر دستگیری خود را تایید اما به محل نگهداری اش اشاره ای نکرد. امید عباسقلی نژاد در حالی که قصد حضور در دانشگاه تهران را داشت دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شد. وی پیش از این درجریان سالگرد 18 تیر ماه 1381 از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به 3 زندان محکوم شده بود که مرداد ماه سال گذشته پس از سپری کردن دوران حبس خود از زندان کچویی فردیس آزاد شد. لازم به یادآوری است همسر امید عباسقلی نژاد نیز درتجمع خانواده های زندانیان سیاسی درمقابل دفتر سازمان ملل بازداشت و حدود 3 هفته در زندان به سر برده بود. وی از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به 8 ماه حبس تعلیقی به مدت 3 سال محکوم شد. سميعينژاد براي مدت ۱۰ روز به مرخصي آمد، ايلنا مجتبي سميعينژاد، وبلاگنويسي كه در حال تحمل حبس است، براي مدت 10 روز به مرخصي آمد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
این بار دیگر هرچه کنید فریبتان را نمی خوریم ، متحد و یکصدا فریاد ایرانی آزاد را بر می آوریم ننگ بر شما که حتی مانع خبر رسانی می شوید ننگ ..... یار دبستانی : من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر می خیزند من اگر بنشینم ، تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد ، چه کسی با دشمن بستیزد ... ما یاران دبستانی همواره عقلمان حاکم بر رفتارمان بوده و در سخت ترین شرایط هم به شما عاشقان خشونت این را به اثبات رسانده ایم .... بس کنید فریب را بس کنید .....
تاچند فریب خلق با نام مسلمانی سر بر سر سجاده می خوردن پنهانی فردا که بر اندازیم بنیان تعصب را دیگر نه تومیمانی نه ظلم و پریشانی
این شماره کیهان را به خاطر بسپارید : به نقل از وبلاگ احمد باطبی
یار دبستانی ...پاره آجر در دست تو چه میکند؟ این عکس آنچنان من را شکه کرد که نمیدانم چه چیز باید بنویسم . گاز اشک آور ، باتم برقی ، نارنجک صوتی ، شک الکتریکی ، نارنجک آتشزا ، سلاح کمری (عموما کالیبر 45 ) ، پنجه بکس ، زنجیر و چماق دست تو دانشجوی بسیجی ( نه یک نیروی نظامی ) چیه میکند یار دبستانی...؟!؟! . شاید نسل جدید دانشجویان 18 تیر و امثالهم را ندیده باشند . و بتوان به آنها دروغ گفت . اما من و تو که نمیتوانیم بهم دروغ بگوییم؟شما یار دبستانی نیستید.شماحتی یک عنصر ارزشی و معتقد هم نیستی . اگر بودید ذره ای از شرافت و درستی وجودت را کش میرفتید و میگذاشتید برای امروز که دست کم بشود به عنوان یک انسان راستگو رویت حساب کرد . یا به عنوان کسی که بر مبنای اعتقاداتش ( هرچند نادرست ) حرکت میکند . شماایدئولوژی هم ندارید . اگر داشتی بر مبنای اخلاق ایدئولوژیکتان ( منظورم اخلاق برادران بزرگترتان در جریان کوی دانشگاه 78 است ) عمل میکردید واینبار هم با همان زبان چوب و چماق با یاران دبستانی تعامل میکردید . شاید آنجور هم میشد شما را به عنوان یک چماق دار پذیرفت . آهان شاید میخواهید مهر ورزی کنید؟ و یه ذره از آرمانهای گذشته ات مبنی بر داشتن حکومت اسلامی و سرزمین امام زمان ( ملک المهدی ) و صدور انقلاب عقب بنشینید . میدانید وقتی حرف از مهروزی میزنید یاد چه چیزی میافتم؟ یاد زندانبان قدیمی زندان اوین ( رمضون ملقب به رمضون چوپون ) که هروقت از داخل سلوم از درد به خودم میپیچیدم و فریاد میزدم به صدای بلند آواز میخواند : و این ترانه را آنقدر بلند میخواند تا صدایم را سلول کناری نشنود شما از همین جنسی . شما و جنس فلزتان را خوب میشناسم . من با شما آشنایی دیرینه دارم . ازهیچ چیز دم نزنید که باورتان ندارم . گمان نکنید که ملت هم با ورتان میکنند . بر عکس آنچه که ما فکر میکنیم مردم ملت خیلی باشعور هستند و همه چیز را به وضوح تمام و با تمام جزئیات در قفسه ای کهنه ذهنشان بایگانی میکنند . آنهایادشان نمیرود که آری یانه جمهوری اسلامی به چه شکل اخذ شد و سپس چگونه سازنده گان انقلاب با شیوه های گوناگون نظیر انقلاب فرهنگی از بازی بازانده شدند . آنها یادشان نمیرود که وقتی کشور های عربی پذیرفتند که خسارت وراده بر ایران را در جنگ ایران و عراق بپردازند و جنگ تمام بشود . شما با پروژه صدور انقلاب چه بر سر بهترین جوانان این مملکت و منافع ملی آن آوردید . آنها فراموش نمیکنند در سال شصت وهفت چه جوانان پاکی را از این ملت به شکل فله ای کشتید و در گور های دسته جمعی به خاک سپردید و هنوز هم که هنوز است از گور های آنها هم دست بر نمی دارید و میخواهید تنها آثر فیزیکی یادگار آنها را هم نابود کنید . ملت فراموش نمی کنند ثروت های کلان این مملکت با ایجاد باند های مافیای و شبکه های بسته اقتصادی به جیب چه کسانی رفته است و آنهایی که در رژیم سابق در ازای دریاف چند ریال و اجرای مراسم روزه خوانی و یا نماز بر میت امرار معاش میکردند امروز در چه جایگاه اجتماعی و اقتصادی قرار دارند . ملت داریوش فروهر ، پروانه فروهر ، مختاری ، پوینده ، جعفری ، شریف ، دوانی ، سیرجانی ، و صد ها قربانی حکومت جهل و ظلم و جور فساد را فراموش نمیکنند . یادشان نمیرود که عاملان و عامران این جنایات چطور محاکه شدند والان در کجا هستند . ملت یادشان نرفته در کوی دانشگاه چه اتفاقی افتاد و عاقبت دانشجویان مضروب و مظلوم این فاجعه چه شد و سردار نظری و نیروهای تحت فرمانش در تأتر محاکمه شان صرفا به پرداخت خصارت یک عدد ریش تراش دزدی شده به توسط سرباز های تحت امر محکومش شدند . آن دانشجویی که چشمش در آمده هنوز زنده است . آنکه کلوله خوده هنوز زنده است . هوز خانواده عزت ابراهم نژاد زنده و داغدارند . ملت به یاد دارند که شما معرفی قاتل عزت را شامل مرور زمان کردید . ملت بریدن زبان منصور اصانلو و ظلمی را که به طبقه کارگر و زحمت کش این مملکت کردید را فراموش نمیکنند .جنستان این است... باورتان نداریم. جبران خلیل جبران میگوید : یاران مکتب جهل وجور و تزویر کوشش بی ثمر نکنید . دیگر خودتان هم خودتان را باور ندارید ... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
دانشگاه تهران، یک روز سراسر اعتراضIranian students attend in a demonstration in Tehran University on Wednesday, May 24, 2006. A placard holding in center reads in Persian 'death to dictator'ادوارنیوز: دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه تهران در اعتراض به بازداشت و زخمی شدن تعدادی از دانشجویان در حوادث شب گذشته کوی دانشگاه تهران و همچنین به دلیل احضار فعالین دانشجویی این دانشگاه به کمیته های انضباطی و برقراری یک جو امنیتی در دانشگاه کلیه کلاسهای خود را تعطیل کردند. دانشجویان همچنین از ساعت 13 ظهر امروز با تجمع و راهپیمایی در دانشگاه تهران ضمن اعتراض شدید به ورود نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران و زخمی شدن دانشجویان به سر دادن شعارهایی بر ضد عمید زنجانی رییس دانشگاه تهران پرداختند. محاصره دانشگاه تهران از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی بر شدت خشم دانشجویان افزود و دانشجویان در طول راهپیمایی خود در سطح دانشگاه شیشه های برخی دانشکده ها را شکستند و به سر دادن شعار مرگ بر استبداد و مرگ بر دیکتاتور پرداختند. به گزارش خبرنگار ادوارنیوز دانشجویان سپس در برابر دانشکده حقوق دانشگاه تهران تجمع کردند. سعید حبیبی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز در این تجمع با اشاره به اینکه هنوز جنبش دانشجویی فاجعه کوی دانشگاه را به خوبی در خاطر دارد گفت: در آن زمان هم شورایی از دانشجویان تشکیل شد تا به خواسته های دانشجویان رسیدگی شود اما دانشجویان هیچ گونه نتیجه ای از این مذاکرات نگرفتند و اگر بنا بر انجام مذاکره ای با مسئولان است آنها باید بر عملی بودن قولهایشان صحه گذارند.... مجتبی بیات عضو دیگر شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نیز در این تجمع با اعلام اینکه تعدادی از دانشجویانی که شب گذشته بر اثر اصابت سنگ و آجرهای پرتاب شده از بیرون کوی دانشگاه زخمی شده و در بیمارستان شریعتی بستری هستند گفت: این دانشجویان توسط ماموران امنیتی تحت نظر هستند و به محض مرخصی از بیمارستان بازداشت خواهند شد و خواسته ما عدم بازداشت این افراد است. مجتبی بیات با اشاره به اینکه شنیده ها حاکی از آن است که صبح امروز در یک جلسه در وزارت علوم تصمیم بر انجام تصفیه و یک نوع شبه انقلاب فرهنگی گرفته شده است گفت: وزیر علوم باید در یک مصاحبه تلویزیونی این شایعات را تکذیب کند و اگر نه اعتراضات دانشجویان ادامه خواهد یافت. مرتضی اصلاح چی دبیر انجمن دانشگاه علامه نیز با حضور در این تجمع گفت: دانشجویان دانشگاه علامه از خواسته های دانشجویان دانشگاه تهران و پلی تکنیک پشتیبانی می کنند. در این هنگام تعداد 200 نفر از افراد لباس شخصی که مدعی بودند دانشجوی بسیجی هستند به سمت تجمع دانشجویان در برابر دانشکده حقوق حرکت کردند و با سر دادن شعارهایی همچون مرگ بر منافق خواستار خروج دانشجویان از دانشگاه شدند، که نیروهای انتظامات دانشگاه با ایجاد یک دیوار حائل میان دانشجویان و این افراد از درگیری میان دو گروه جلوگیری کردند. دانشجویان نیز در پایان تجمع خود بر پیگیری اعتراضات در روزهای آینده، تاکید کردند. دانشجویان همچنین به دلیل شرایط بسیار بسته امنیتی و محاصره دانشگاه توسط نیروهای انتظامی خواستار اتنقالشان بوسیله اتوبوس به کوی دانشگاه تهران شدند.....
اعتراضات امروز دانشجویان مبارز: مرگ بر دیکتاتور - عکس از آسوشیتدپرس دوستان خوب وبلاگ اعتیاد نه بروز شد : http://eateyad-na.blogfa.com |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
با درود بر تمامی عاشقان ایران زمین دوستان خوبم همانگونه که اطلاع دارید ، متاسفانه هر روزه بسیاری از آثار ملی و فرهنگی ما در شرف نابودی قرار دارد و از طرف مسئولین امر هم هیچ اقدامی برای بازسازی و یا حفظ این آثار صورت نمی گیرد و کار به جایی رسیده که برخی افراد یا آگاهانه و یا به دلایلی معلوم الحال سعی در تخریب تمامی آثار تمدن این سرزمین دارند ( چه آثار قبل از اسلام و چه پس از آن ) که این هم متاسفانه به دلیل نبود و ضعف در مدیریت موجود می باشد ..... شاید تعجب کنید حتی همین میدان بزرگی که در پایتخت کشورمان وجود دارد ؛ میدان آزادی و یا شهیاد قدیم به دلیل عدم رسیدگی های درست در معرض آسیب دیدگی قرار دارد و این به نقل از من و یا دوستان نمی باشد بلکه به نقل از خود سایت میراث فرهنگی است تعجب آدمی زمانی بسیار می شود که مجسمه آزادی در آمریکا که هدیه از دولت فرانسه به این کشور است و قدمتی زیاد هم ندارد یک اثر ملی و توریستی به حساب می آید و ما خود عامدانه و عمداً سعی در نابودی آثار ملی خویش داریم دوستان خوبم همانگونه که می دانید بسیاری از عزیزان برای نجات دشت پاسارگاد در این مدت تلاشی بسیار کرده اند و حاصل .... با توجه به نزدیکی به روز 15 خرداد که زمان تصمیم گیری برای آبگیری سد سیوند تعیین شده توجه تمامی دوستان را به اطلاعیه انجمن نجات پاسارگاد جاب می نمایم : در انتها با توجه به اینکه خود نیز یکی از اعضای این انجمن هستم و تمامی ایرانیان وطن پرست و عاشق ایران عضو آنند از تمامی عزیزان تقاضا دارم در این مدت هرگونه تلاشی که می توانید برای نجات پاسارگاد انجام دهید من از امروز تا 15 خرداد سعی می نمایم که با اخبار و نام پاسارگاد وبلاگ را به روز نمایم وبا توجه به امضای نامه ای برای حمایت از این طرح که در سایت فیلتر شده پاسارگاد موجود می باشد از تمامی دوستان تقاضا داریم که برای حمایت از این کار یکی از کارها امضای این نامه است که در روزهای آینده با شما بیشتر خواهم گفت .....
فراخوان برای کوششی دو هفته ای برای نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد هوطنان گرامی، همانطوری که اطلاع داريد، و بنا بر گزارشات منتشر شده از طرف سازمان میراث فرهنگی ایران در طول دو ماه گذشته، گروه های باستانشناس ایرانی و غیر ايرانی توانسته اند آثار مهم و ارزشمندی را در تنگه بلاغی کشف کنند و همچنان امید به يافتن بناها و آثار دیگر باستانی در این تنگه وجود دارد. در حال حاضر، و به گفته مقامات وزارت نیرو، قرار است که در روز 15 خرداد(22 می) جلسه ای با حضور مقامات وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی تشکیل شده و تاریخ دقیق آبگیری سد سیوند مشخص شود. یعنی همچنان وزارت نیرو فکر و قصد غرق کردن آثار و گنجینه های ملی و بشری ما را تعقيب می کند. کمیته بین المللی نجات پاسارگاد به این وسیله همگان را به کوشش هرچه بيشتر و اجرای برنامه های ويژه در طول دو هفته اول تا 14 خرداد دعوت می کند و از همه ی کسانی که دل در گرو فرهنگ ايرانزمین دارند، و باور دارند که حفظ گنجینه های ملی و بشری جزیی از خواست های حقوق بشری هر انسان امروزی و متمدنی است، تقاضا می کند که به هر شکل ممکن در طول این 14 روز اعتراض خود را نسبت به آبگیری سد سیوند مطرح کنند. برخی از اقداماتی که انجامشان به حفظ آثار دشت پاسارگاد کمک می کند: ـ نوشتن و گفتن درباره گنجيه های دشت پاسارگاد (و نه فقط آرامگاه کوروش بزرگ) و ادامه آن در تنگه و دشت بلاغی ـ تکثیر و پخش اعلامیه های کمیته نجات پاسارگاد ـ فرستادن ایمیل و فکس به سازمان هایی که می توانند به جلوگیری از آبگیری سد سیوند کمک کنند و استمداد از آن ها برای متوقف کردن همیشگی آبگیری سد سیوند. هموطنان و فرهنگ دوستان جهان! دشت پاسارگاد و کلیه گنجینه های بشری ما در اين منطقه در خطر هستند؛ لطفا به پاسارگاد کمک کنید! با مهر و احترام کمیته بین المللی نجات پاسارگاد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
این بار راه قدس از بلوچستان می گذرد .... نمی دانم شاید تعجب کنید ، ولی حقیقت دارد و این بار راه قدس از بلوچستان می گذرد ..... اگر دوستان کمی به حافظه خود مراجعه کنند ، متوجه خواهند شد که ابتدا قرار بود راه قدس از کربلا بگذرد و گذشت زمان نشان داد که راه قدس بغیر از کربلا ؛ از کوی دانشگاه تهران و سندیکای اتوبوس رانی و به دنبال آن از حسینه دراویش و در آخرین مورد هم از بلوچستان می گذرد . در حالیکه در سالروز آزاد سازی خرمشهر قرار داریم ، به یاد روزگارانی می افتیم که مردان و زنانی دلیر برای دفاع از میهن و مرز و بوم خویش بپا خواستند و نگذاشتند ذره ای از خاک ایران به تاراج رود و امروز با گذشت 24 سال از آن روزها متاسفانه نیروهای انتظامی که باید حافظ جان مردم و برقراری امنیت و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور باشند ........ نمی دانم خرمشهر را قبل از جنگ دیده اید یا خیر ؟ ولی اگر حتی فیلم و عکسهای آنرا قبل از جنگ دیده باشید و بعد از پایان جنگ خود با چشمانتان از نزدیک آن شهر را دیده باشد ... واقعا نامی جز شهر خون بر آن نمی توان گذاشت و با گذشت تمامی آن روزگاران هنوز هم در خوزستانی که بر روی طلای سیاه نشسته ، نبود اشتغال و امکانات ، فقر و حتی نبود آب آشامیدنی بیداد می کند و در بلوچستان نیز ....و در تمامی ایران .......! وقتی آن حادثه مرگبار در جاده بم اتفاق افتاد ، وزیر کشور اعلام کرد که ظرف 24 ساعت تمامی عوامل و اشرار دستگیر و محاکمه خواهند شد و اکنون از آن 24 ساعت بسیار گذشته و هنوز هیچ .... با وقوع حادثه جاده بم – کرمان ؛ سریعا اعلام شد که گروه جندالله و عبدالمالک ریگی مسئول این کار است . که این اتهام و فرضیه سزیعا توسط افراد این گروه تکذیب شد و جالب اینجاست که به گفته آقایان این افراد که در مرزهای ایران و پاکستان هستند ، چگونه می توانند این مسافت را بدون هیچ مزاحمتی تا جاده بم – کرمان بپیمایند و دوباره به مخفی گاه خویش بازگردند و آب هم از آب تکان نخورد ! عبد المالک ریگی رهبر گروه جندالله در همین چند روز گذشته با تلاش خبرنگاران ( مریم کاشانی و سعید قائم مقامی و ... ) ترتیب آزادی آقای هراتی یکی از گرونگانها را دادند . و این در حالی است که تلاش ماموران امنیتی برای آزادی گروگانها تنها ذکر نام آنها در لیست شهدا بود ! خبر جالب دیگری که وجود دارد این است که امروز در خبر گزاری فارس آمده بود : توزیع هروئین با نام کرک در جامعه مصرف هروئین را در میان مصرف کنند گان مواد مخدر حدود 5 برابر افزایش داده و این در حالیست که بیش از 90 درصد مصرف کنندگان نمی دانند داردند هروئین مصرف می کنند . آیا این برادران حافظ میهن بهتر نیست فکری هم به حال این مواد افیونی و ویران کننده نمایند و از ورود و قاچاق آنها به داخل جلوگیری نمایند .. در حالیکه بیش از 22000 نیروی سرکوبگر برای سرکوب مردم بلوچستان در چند نوبت اخیر به منطقه اعزام شده اند در روزهای گذشته شاهد بودیم که تعداد زیادی از مردم بی گناه از زمین و هوا مورد حمله قرار گرفتند و به رگبار بسته شدند . در راستای سخنان دشمن کش رئیس جمهور محترم و منتخب ، همان دکـــــتـــــر خودمان فرمودند : که اسرائیل باد از روی نقشه جغرافیا حذف شود . و اینکه گروه جندالله با بیگانگان در ارتباط است این بار راه قدس از بلوچستان می گذرد . و عکسهایی را که مشاهده می کنید از حضور نیروهای جدید در استان سیستان و بلوچستان است و اینگونه است که ما اسرائیل را می خواهیم از دنیا محو کنیم و آمریکا را نابود نماییم .
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت توسط ali
|
|
||