|
|
|
|
|
يلدا شب تولد خورشيد است. طولانی ترين شب سال سپری می شود و تاريکی که تا ديروز در روزهای سرد و تاريک، بر نور غلبه يافته بود، جای خود را به نور می دهد.
جشن شب يلدا یکی از جشنهای ایران باستان است که در دیر باز برایمان مانده است .
می گويند که جشن شب يلدا از آيين مهرپرستی (ميتراييسم) ايرانيان باقی مانده است، آيين پرستش خورشيد، پرستش نور. آيينی که پس از راهيابی به اروپا، در سنت مسيحی، شب تولد عيسی شد و مسيحيان شب تولد مسيح را در همان ايام قرار دادند. چنين است که شب اول زمستان و شب يلدا به تقريب با جشن تولد مسيح (کريسمس) همزمان است. در سنت های ايرانی شب يلدا، شب اول خلقت و آغاز آفرينش است. اين احتمالاً از آنجا می آيد که مردمان دوران های باستانی از ابتدای زمستان، تغيير طبيعت و طولانی شدن روز و غلبه نور بر تاريکی را به چشم خود مشاهده می کردند، و لابد پس از سالها ممارست يافتن آن شب و آن روز برای آنها ميسر شده است. ايرانيان همواره شيفته شادی و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايی و نور مي آراستند. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند
و به امید پایان آمدن شبهای یلدای سیاه و پایان یافتن استبداد در میهن عزیزمان ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، با دفاع از مواضع اخير محمود احمدی نژاد، رييس جمهور اين کشور پيرامون مساله اسراييل و يهوديان گفت که بحث های پيش آمده در مورد دولت اسراييل و واکنش کشورهای غربی چيز جديدی نيست.
وی در نشست هفتگی خود با خبرنگاران با پرسش های بسياری در مورد سخنان رييس جمهور، مذاکرات هسته ای ايران و گزارش ديده بان حقوق بشر مواجه شد. آقای آصفی در سخنان خود از برخورد اروپاييان با آنچه "بحث علمی" آقای احمدی نژاد می ناميد ابراز تعجب کرد و واکنش های آنها را "احساسی و بی منطق" دانست. در طی چند روز گذشته سخنان آقای احمدی نژاد در انکار واقعه کشتار يهوديان در جنگ جهانی دوم موج اعتراض کشورهای غربی را برانگيخته است. آقای احمدی نژاد طی سخنرانی در شهر زاهدان در جنوب شرق ايران، واقعه کشتار يهوديان به دستور هيتلر، رهبر آلمان نازی را "افسانه" خوانده و بار ديگر پيشنهاد انتقال اسرائيل به خاک کشورهای غربی و يا کانادا و آلاسکارا مطرح کرده بود. گزارش ديده بان حقوق بشر بی ارزش است در نشست هفتگی سخنگوی وزرات امور خارجه همچنين پرسش هايی پيرامون بيانيه اخير سازمان ديده بان حقوق بشر در متهم کردن برخی اعضای دولت کنونی ايران در اعدام های گسترده سال 1367 مطرح شد که آقای آصفی اين بيانيه را "کاملا بی ارزش و مبتذل" دانست. وی با انتقاد از مطالب بيان شده توسط سازمان ديده بان حقوق بشر گفت: "به نظر می رسد سازمان ديدهبان حقوق بشر از حقوق غرب ديده بانی می كند." هفته پيش ديده بان حقوق بشر با استناد به خاطرات آيت الله منتظری که در سايت اينترنتی وی در دسترس همگان قرارگرفته، از مصطفی پورمحمدی به عنوان عضو هيئت سه نفره ای نام برده بود که در تابستان سال 1988 ميلادی هزاران تن از زندانيان سياسی را در حين گذراندن دوران محکوميت بازجويی کرده و به تشخيص خود دستور اعدام شمار زيادی از آنان را صادر کرده بودند... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
دو روز پس از آنکه گروه ديده بان حقوق بشر با انتشار گزارش مفصلی وزيران کشور و اطلاعات دولت محمود احمدی نژاد را به جنايت عليه بشريت متهم کرد، دفتر آيت الله منتظری تأييد کرد که اين مرجع شيعه همان گونه که اين گروه به خاطرات و مکاتبات وی استناد کرده، مصطفی پورمحمدی وزيرکشور کنونی ايران را از مسئولان 'اعدام دسته جمعی' زندانيان سياسی در سال 1988 می داند.
ديده بان حقوق بشر با استناد به خاطرات آيت الله منتظری که در سايت اينترنتی وی در دسترس همگان قرارگرفته، از مصطفی پورمحمدی به عنوان عضو هيئت سه نفره ای نام برده که در تابستان سال 1988 ميلادی هزاران تن از زندانيان سياسی را که در حال گذراندن دوران محکوميت خود بودند مورد بازجويی قرار دادند و به تشخيص خود دستور اعدام شمار زيادی از آنان را صادر کردند. گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد شمار زندانيان سياسی را که بدين شيوه و به صورت دسته جمعی اعدام شدند، 1879 نفر اعلام کرده، هرچند آيت الله منتظری اين رقم را در خاطرات خود 2800 يا 3800 نفر دانسته و گروههای مخالف جمهوری اسلامی نيز فهرستی از نامهای 4481 منتشر کرده اند که به گفته آنان در اين کشتار دسته جمعی جان باخته اند. ديده بان حقوق بشر در مطرح کردن نام مصطفی پورمحمدی به عنوان يکی از مسئولان اصلی کشتار اين زندان به بخشی از خاطرات آيت الله منتظری اشاره کرده که در آن زمان قائم مقام رهبر ايران بوده و به اين اعدامها اعتراض کرده و در بيان خاطرات خود گفته است: "اول محرم شد، من آقای نيری که قاضی شرع اوين و آقای اشراقی که دادستان بود و آقای رئيسی معاون دادستان و آقای پورمحمدی که نماينده وزارت اطلاعات بود را خواستم و گفتم الآن محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه داريد، آقای نيری گفت ما تا الآن هفتصدوپنجاه نفر را در تهران اعدام کرده ايم، دويست نفر را هم به عنوان سر موضع از بقيه جدا کرده ايم کلک اينها را هم بکنيم ... ". بادامه مطلب ( به نقل از سایت بی بی سی )
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
شكايت همچنان بي پاسخ همسر گنجي، نامه جديد معصومه شفيعي، ادوار نيوز
ادوار نيوز : معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي براي چندمين بار متوالي در نامه سرگشاده به ذكر فشار ها و رنجهايي كه بر اكبر گنجي و خانواده اش مي رود پرداخته . ولي به نظر نمي رسد اين بار هم كسي پاسخگوي اين همه بي عدالتي باشد. در نامه همسر گنجي آمده است: امروز چهار شنبه 23 آذر 84 ، دوهزار و شصت و يك روز از حبس اكبر گنجي ميگذرد. در آخر ارديبهشت ماه سال جاري ، او به دليل حكم غير قانوني و غير عادلانه و تبعيض در اجراي حكم نا عادلانه ، محروميت چند ساله از تماس تلفني ، و محروميت از مداواي بيرون از زندان ، دست به اعتصاب غذا زد . مسئولين مربوطه بارها و بارها اعلام كردند اگر او اعتصاب غذا را بشكند ، به مرخصي استعلاجي اعزام خواهد شد. وقتي حال او به شدت رو به وخامت نهاد ، او را به بيمارستان بردند. در بيمارستان هم به طور مكتوب و شفاهي به او گفته شد اگر دست از اعتصاب غذا بردارد ظرف كمتر از 9 روز به خانه مي رود و ديگر به زندان باز نخواهد گشت. اما مطابق معمول با دروغ و فريب و پيمان شكني ، نه تنها او را به خانه نفرستادند ، بلكه در چند نوبت به خاطر اظهار عقايد و ديدگاه هايش او را به شدت مضروب كردند. فحشهايي نثار او كردند كه در بدترين محلهها و اماكن فساد هم بر زبان نا اهلان، جاري نميشود. با چشمبند و دستبند و همراه با كتك او را به زندان بردند. در اثر رفتار وحشيانه ماموران ويژه دادستاني كتف چپش آسيب شديد ديد به طوري كه با گذشت 3 ماه هنوز درد ميكند. اكنون بيش از 3 ماه است كه بر خلاف قانون سازمان زندانها او را به طور انفرادي در بازداشتگاه امنيتي 2 الف حبس كردهاند. مطابق ماده 9 و 10 آييننامه سازمان زندانها، زنداني پس از گذراندن يك پنجم از حبس خود در بند عمومي، به زندان باز منتقل و بقيه حبس خود را در آنجا خواهد گذراند. در حالي كه كمتر از سه ماه و نيم از حبس 6 ساله آقاي گنجي باقي مانده، نه تنها از زندان باز يا عمومي خبري نيست، بلكه بيش از 3 ماه است كه در بازداشتگاه انفرادي محبوس است. بيش از 6 ماه است كه از ملاقات با وكلايش محروم است. 63 ماه است كه ممنوع التلفن است. در طول 4 ماه گذشته فقط 2 بار فرزندان خود را ملاقات كرده است. كتاب به او نميدهند: در سه ماه گذشته بارها درخواست كرده معجم قرآن در اختيار او قرار دهند اما حتي كشفالآيات هم در اختيار او قرار نميدهند. بيماريهاي او بدون معالجه ادامه دارد. از كمر درد مزمن (ديسك كمر ) و زانو درد شديد رنج ميبرد. زانوهايش حتما بايد عمل شوند، بسيار ضعيف شده و جز پوست و استخوان چيزي از او باقي نمانده است. طي ماههاي گذشته 27 كيلوگرم كاهش وزن داشته است. به همين خاطر ميزان فشار خون، قند، پروتئين و گلبولهاي سفيد و قرمزش بسيار پايين است. طي 3 ماه گذشته حتي يك بار هم او را به بهداري زندان نبردهاند چون نميخواهند شرايط جسماني او را كسي ببيند. دستها و بدنش به شدت سرد است و اينها همه در حالي است كه وضعيت محل نگهداري او از نظر قرار داشتن حمام و دستشويي در حياط زندان و پايين بودن درجه حرارت محل نگهداري او، بر وخامت حالش ميافزايد. آقايان كماكان به وعده و وعيدهاي خود ادامه ميدهند و با پيمان شكنيهاي مكرر، عدم تعهد و پايبندي خود را نه تنها به قانون بلكه به حداقل اصول انساني بارها و بارها اثبات كرده و ميكنند.... من به شدت نگران وضعيت جسماني همسرم هستم و به صراحت اعلام ميكنم هر حادثهاي براي او پيش آيد مسئوليت مستقيم آن به عهده زمامداران نظام است. يكي از مسئولين اخيرا به آقاي گنجي گفته كه :"با افكاري كه تو داري ، جنازه ات از اينجا بيرون برود ، بهتر است . هركس ، حتي مسئول اين بازداشتگاه هم اگر چنين افكاري داشته باشد ، بهتر است جنازه اش از اينجا بيرون برود." يكبار ديگر هم به او گفته : " اگر در اينجا بميري ، بسياري از مسئولين خوشحال خواهند شد و كسي ككش هم نميگزد". سئوال من اينست كه اينهمه برخورد نا عادلانه ، غير قانوني و غير انساني با يك فرد آنهم به دليل ابراز عقايدش چه توجيهي دارد؟ در سال 1376 ، 90 روز او را حبس كردند . از ابتداي سال 79 هم تاكنون 2061 روز . يعني جمعا 2151 . در كجاي دنيا يك فرد به بهانه در اختيار داشتن فتو كپي روزنامه ها - اما در واقع به دليل نقد قدرت غير پاسخگو كه نه توجيه شرعي دارد نه عرفي - تا اين حد مجازات مي شود؟ كجاي دنيا فردي بيمار را ممنوع الملاقات با وكيل و با خانواده، ممنوعالتلفن، ممنوعالمعالجه، ممنوعالمطالعه، ممنوعالتغذيه نموده و در انفرادي حبس ميكنند؟ آيا انتقام گرفتن از يك فرد، برخي را آنقدر بيرحم كرده كه مرگ منتقد را لحظهشماري ميكنند؟ آيا اينها نشانههاي مهرورزي و عدالت طلبي است؟ رفتار با گنجي نشان ميدهد كه شعار عدالت خواهي و مهرورزي با شهروندان تا چه حد به واقعيت نزديك است. گنجي را مهرورزانه كتك زدند، براي اثبات مهربانيشان به او زشت ترين دشنامها را دادند و در انفرادي حبس كردند. ممنوعيت از تلفن و ملاقات با خانواده و وكيل براي اثبات عدالت خواهي و رافت اسلامي است؟ نحوه رفتار و برخورد با مخالفان و دگرانديشان، ملاك و ميزان پايبندي به شعارها است، نه امتياز دادن به خوديها و متملقان. فرزندان گنجي 6 سال است كه از پدر محرومند. آنچه در اين سالها و مخصوصا در 7 ماه اخير بر آنها رفته، واهي بودن ادعاها و پوچ و توخالي بودن شعارهاي پررنگ و لعاب مدعيان دروغين عدالت و قانون مداري را ميرساند. فرزندان گنجي و مادر پير و چشم به راهش با روح و جسم خود، عدالت و مهرورزي حكومت را احساس كرده و ميكنند. آيا اين بيگناهان منتظر، حق دارند كه از خود بپرسند كه اين چه عدالتي و چه حكومت اسلامي است كه در طول 4 ماه فقط 2 بار به آنها اجازه ملاقات با عزيز بيمار و دربند خود را داده است؟ ننگ و نفرت بر آناني باد كه بهانهي هدفي به زعم خود مقدس از ددمنشانهترين روشها استفاده كرده و به گمان خود به فريب ديگران مشغولند كه در واقع جز خود را نميفريبند. نگاهي به سرنوشت محتوم مستبدين تاريخ گذشته و معاصر، درس عبرتي براي همه عاشقان و سرسپردگان قدرت است، باشد كه دريابند. معصومه شفيعي چهارشنبه 23/9/84 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
تهران- خبرگزاري كار ايران
جايزه كميسيون حقوق بشر فرانسه روز دوشنبه؛ 12 دسامبر در نخستوزيري فرانسه در پاريس به عمادالدين باقي؛ فعال حقوق بشري ايران و بنيانگذار انجمن دفاع از حقوق زندانيان در ايران، اعطا شد. در مورد مبارزه با كار اطفال هم جايزه به سه سازمان در سه كشور آمريكاي لاتين، آسيا و آفريقا داده شده. نيجر، ويتنام و السالوادور كه آنها در خصوص به كار گماشتن اطفال يك مبارزه بسيار جالبي را چند سالي است، آغاز كردهاند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
ترجمه اطلاعیه "فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی" به مناسبت روز جهانی حقوق بشر (10 دسامبر – 19 آذر)
همچنانکه مشاهده میشود نقض گسترده و مستمر حقوق بشردر ایران امری خودسرانه و کار چند نفر قانون گریز نبوده بلکه جمهوری اسلامی ایران بطور برنامه ریزی شده از کلیه امکانات جهت نقض حقوق بشردر ایران استفاده میکند. با توجه به این امر و عدم پایبندی جمهوری اسلامی ایران به قول و قرارهايی که با نهادهای بین المللی جهت رعایت حقوق بشردر ایران داد ه است ، ما «فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر دراروپا و امریکای شمالی » از شما مبخواهیم جهت محکومیت نقض حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد بکوشید.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
منوچهر نوذری، يکی از چهره های نامدار تلويزيونی ايران که سابقه ای ديرينه در تئاتر و سينمای اين کشور نيز داشت صبح روز چهارشنبه 7 دسامبر (16 آذر) در سن 69 سالگی در بيمارستان مدرس تهران درگذشت.
آقای نوذری حدود يک ماه بود به دنبال آنچه عارضه کليوی اعلام شد در بيمارستان مدرس بستری بود. منوچهر نوذری علاوه بر بازيگری از پيشكسوتان فن دوبله فيلم نيز به شمار می رفت و فعاليت هنری خود را در هفده سالگی با ورود به عرصه دوبله آغاز کرد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
۱۶ آذر را همگی بعنوان روز دانشجو می شناسیمش ، ولی این روز برای ما در سالهای اخیر معنی ومفهومی تازه تر دارد . ۱۶ آذر اگر در قدیم تنها روز دانشجو بوده و بیانگر صدای آنها در دوران ما به روز فریاد به استبداد تبدیل شده است ، صدایی که داد دل همه مردم ایران است اگر در ۱۶ آذر سال۱۳۳۲سه دانشجو به شهادت رسیدند ، امروزه بعد از گذشت ۵۲ سال باز هم چکمه های سنگین استبداد بر گلوی مردم ایران روز بروز بیشتر فشرده می شود . درست ۴۶ سال از آذر ماه۱۳۳۲گذشت ، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز به یک تراژدی دیگر تبدیل شد . باز هم دانشجو کشته شد ، باز هم مهر خاموشی بر لبانش بسته شد و باز هم زندانها از دانشجویان و روشنفکران لبریز گردید... گرامی باد ۱۶ آذر روز دانشجو ننگ بر استبداد وننگ بر طالبان ایران |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
۱۶آذر روز دانشجو در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشجويان دانشگاه تهران اعتراض خود را به تجديد روابط ديپلماتيک با بريتانيا و دعوت ريچارد نيکسون، معاون آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريکا، اعلام داشتند. حکومت تازه برآمده از کودتا برای جلوگيری از اين اعتراضات عده ای از نظاميان خود را براي اشغال دانشگاه فرستاد. آن ها برای دستگيری دو تن از دانشجويان دانشکده فنی مستقيما به کلاس درس رفتند. اعتراض استاد و دانشجويان به اين عمل با تهديد مسلحانه نظاميان روبرو شد. استاد و دانشجويان به عنوان اعتراض کلاس درس را ترک گفتند و رئيس وقت دانشكده فنی، مهندس خليلی، نيز به عنوان اعتراض به نقض اصل استقلال و حرمت دانشگاه، تعطيلی دانشکده را اعلام داشت. موجی از مخالفت دانشکده فنی را فراگرفت. فرياد "دست نظاميان از دانشگاه کوتاه"، "درود بر مصدق نخست وزير قانونی"، "اتحاد، مبارزه، پيروزی" از هر گوشه طنين افکند. رگبار مسلسل ها بر روي دانشجويان فرو ريخت و سه تن از دانشجويان به نام های احمد قندچی، مهدی شريعت رضوی و مصطفی بزرگ نيا، به ضرب گلوله و سرنيزه از پای درآمدند. از آن زمان تاکنون دانشجويان ايران اين روز را به عنوان روز دانشجو گرامی داشته اند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
سقوط يك فروند هواپيمايي C 130 در شهرك توحيد در غرب تهران امروز به كشته و مجروح شدن تعدادي از هموطنانمان از جمله كادرهاي خبري كه با اين هواپيما سفر ميكردند شد. آخرين گزارشها از حادثه سقوط هواپيماي نظامي C130 حاكيست كه بنا بر گفته اغلب مسوولان امدادي و انتظامي اين هواپيما حامل 84 سرنشين بوده كه متاسفانه هيچ خبري زندهماندن سرنشينان آن را تاييد نكرده است. ؟؟؟؟؟ آخرين آمار كشتهشدگان حادثه هواپيماي نظامي C130 ـ 116 به گزارش خبرنگار حوادث ايسنا عمده سرنشينان اين هواپيما خبرنگاران و عكاسان رسانهها بودند كه براي پوشش خبري يك رزمايش نظامي عازم منطقه چابهار بودند. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران ميرعبداللهي مديركل روابط عمومي وزارت كشور با اعلام اين آمار گفت: علت اين حادثه تا اين لحظه نقص فني هواپيما اعلام شده اما هنوز بررسي در اين زمينه ادامه دارد. فرماندهي عمليات امداد و نجات اين حادثه را سردار ذوالقدر قائم مقام و معاون امنيتي – انتظامي وزير كشور برعهده دارد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت محمد (ص) : یک دیار هرگزبه ظلم و جور بر پا و استوار نمی ماند . هموطن بپا خیز تا با یکدیگریکصدا شویم : آدمیان می باشد و هر شهروند ایرانی به یک میزان از حقوق برابر و یکسان برخوردار نمی باشد . شاهد بگیر ببندهای جدیدتری می باشیم و هر روز به تعداد زندانیان سیاسی افزوده می شود . اگر واقعاً در قانون جرم سیاسی تعریف نشده است پس این همه زندانی چرا ؟ همه چیز را مطابق میل خود در آورند و یا با چهره نورانیشان که همه دنیا را مجذوب کرده مردم ستمدیده را نیز جذب خود نمایند . قسم که می توانیم... پاک است . خاک باطبی و شوانه قادریست . محبس اکبر گنجی و زر افشان است . آری چند روزی تا 16 آذر باقی نمانده است ... همصدایی است . بیایید همه یک فریاد شویم و بدور از هر مسلک و مرامی ،هر عقیده و حزبی ،همه با هم سرود آزادی ایران را زمزمه نماییم . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
این همه جوخه این همه دار ،این همه مرگ این سرزمین در آن صورت گرفته است . سرگذاشتیم و پس از آن به سالگرد در گذشت دکتر سامی می رسیم که ایشان نیز در دوم آذرماه 1367 به قتل رسیدند . دوباره به سال 1377 باز می گردیم یعنی زمانیکه دکتر مجید شریف ( دکترای جامعه شناسی ) برای ورزش صبحگاهی از خانه خارج شد و دیگر به آنجا بازنگشت. شدند و پس از یکماه و نیم اجساد آنها نیز کشف شد ، آنها نیز به طرز وحشیانه ای در داخل ماشین ربایندگان خفه شدند و بعد درمکانی نزدیکی بهشت زهرا به دار آویخته شدند.... آیا اکنون زمان آن فرا نرسیده که حداقل از خود یک پرسش کنیم ؟ زندانهای جمهوری اسلامی به سر ببرند ؟ آیا زمان آن فرانرسیده که ما خواهان مجازات عاملین این قتلها باشیم ؟ شاهد حذف بسیاری از افراد به طرق گوناگون از درون جامعه می باشیم و ذکر نکات زیر نیز خالی از لطف نمی باشد، که حافظه ضعیف ما را به کمی تفکر وادار کند : اوین رد می شد یکمرتبه اتفاقی یک لنگه کفش به سر ایشان می خورد و منجر به مرگ او می شود . مسافران قائم موشک بازی کند و اتوبوس را برای قائم شدن به سمت دره هدایت کرد و خودش رفت که چشم بگذارد اما بد شانسی این اتفاق نیفتاد و به لطف زحمات آقای راننده همگی نویسندگان چند روزی بازداشت شدند تا دیگر بازی بچه ها را خراب نکنند ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||
|
|
|
|
|
مراسم بزرگداشت فروهر ها برگزار شد: در اين مراسم خانم پرستو فروهر ضمن قدرداني از حضور شركت كنندگان در اين مراسم و گراميداشت ياد قربانيان قتلهاي زنجيره اي ، از دكتر ناصر زرافشان وكيل قربانيان قتل هاي زنجيره اي و همچنين اكبر گنجي روزنامه نگار كه آزادي خويش را فداي افشاي حقايق اين پرونده كرد تشكر نمود . ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت توسط ali
|
|
||