تبليغاتX
یار دبستانی .:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:. دریغ است ایران که ویران شود
 

 

   چه کسی می خواهد که من و تو ما نشویم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت   توسط ali  | 

 

 

آقای نبوی لااقل شما تضمین بدهید تا ما به موسوی رای دهیم !!!

 

آقای سید ابراهیم نبوی

 

لطفا بگویید چرا باید در انتخابات شرکت و به موسوی رای دهیم ؟

 

 

این روزها بازار ایران در عرصه دیجیتال و ارائه فلش مموری همگام با جامعه جهانی شده و هر روز باعث تعجب مصرف کنندگان می شود فلشهایی با ظرفیت های بسیار بالا ( 500 گیگا بایت به بالا ) مطمئنا فضای بسیار زیادی است برای بسیاری از ما ایرانیان تا حافظه فراموش کار خود را همیشه بازسازی و ریکاور نماییم ، از مزیت های دیگر این فلش ها اندازه کوچک و وزن سبک آنها می باشد که به راحتی و همه جا قابل حمل می باشند .

 

تجربه و تاریخ نشان داده است که ما مردمان ایران زمین ، فراموشکاریم و حافظه تاریخی قوی نداریم ، اما همین تاریخ نشان می دهد ما مردمانی هستیم غیر قابل پیش بینی و در روزهای سخت ، کارهایی خارق العاده کرده ایم . به هر روی این توضیح لازم به نظر می رسد ، برای بسیاری که فکر می کنند فراموشی ما خیلی زودتر از آن چیزی است که در مورد ما گفته اند .

باید به جناب آقای سید ابراهیم نبوی ، دوستان و شرکا بگوییم ما فراموشکار هستیم اما نه اینکه 30 سال پیش یا حتی 20 سال و یا حتی 12 سال قبل را اصلا به خاطر نیاوریم تا شما قبول زحمت نموده و کل این مدت تاریخی را برای ما با ویرایش جدید بازگو نمایید و متاسفانه با توهین به شعور ما کل این تاریخ را تحریف نمایید . مانند برادر تاریخ نگار در وطن استاد خسرو معتضد .!

 

انتخابات در دموکراسی ها شیوه معمولی تغییر در هیات حاکمه و دست به دست شدن قدرت میان احزاب سیاسی است  که با تغییر احزاب حاکم سیاستهای رایج نیز تحول می یابد .

اما در خصوص ایران و اساسا جمهوری اسلامی این تعریف نوعی آرمانی و بسیار ایده آل به نظر می رسد .

 

در ام القرای اسلامی  اولا چیزی به اسم ملت و مردم معنا ندارد و همه جز امت می باشند .

در خصوص احزاب هم تنها یک حزب وجود دارد و آن هم حزب الله است .

که این حزب الله نمایندگانی بر روی زمین  دارد که از جانب الله مشروعیت خود را دریافت کرده اند و نمایندگانشان در شورای نگهبان مشخص می کنند که اساسا نظر الله و امام زمان و رهبر در خصوص کاندیدهای هر انتخابات چیست . و در انتها هم با تنفیذ مقام معظم به منصب خود منصوب می شوند .

 

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران نیروها و سازمانهای سیاسی  پس از درگیریها و نزاع هایی که برای تصرف قدرت با نظام قبلی و پس از آن با خودشان داشتند سرانجام در یک جمع بندی کلی  به چهار بلوک زیر تقسیم شدند :

احزاب غیر لیبرال و بنیاد گرای متعلق به روحانیت  ، احزاب و گروههای سکولار  و لیبرال ، احزاب هوادار سوسیالیسم  و گروههای اسلام گرای رادیکال .

 

با گذشت  دو تا سه سال از اول انقلاب و وقوع جنگ به کلی تکلیف تمام این طیف ها و گروهها مشخص شد .

به هر روی  آنگونه که آقای نبوی و بسیاری از دوستان خود اظهار کرده اند تب سبز و یا موج سبز تمام کشور را فرا گرفته است . همگی می دانیم که تب اساسا چیز خوبی نیست و یکی از علائم  بیماری می باشد و متاسفانه جوی بر کشور حاکم شده و عده ای هوشمندانه این جو را هدایت می کنند .

جوی احساسی ولی سازمان یافته که از تمامی مردم دعوت به شرکت در انتخابات می کنند و با گوشزد کردن خطر احمدی نژاد می خواهند همگی چفیه  ها را کنار گداشته و شال سبز به گردن ببندند .

 

اگر در دوم خرداد 76 حماسه ای  خلق شد این واقعه از جنس خود جوش بود و دیدیم که با اعتماد و رای مردم چگونه بازی کردند و زمینه سرکوب را فراهم کردند و بعد از 8 سال طلبکارانه مردم را مقصر دانستند که چرا دوباره به ما رای ندادید و یا چرا خود نگهبان آرا خود نبودید .

این بار اما موج سبز با سلام و صلوات دارد می آید موجی که می تواند طوفانی سهمگین شود و شاید این موج یا طوفان آینده تخریبی بیش از نسیم مهرورزی داشته باشد .

ترشی بیست ساله برای اینکه مقبولتر و خوش طعم تر به نظر برسد باید هرچه بیشتر صحنه را شلوغ کرد و مجال تفکر و خرد برای هیچ کس نباشد . چرا باید دوباره اسیر احساسات شویم و تنها تا نوک بینی را ببینیم .

حضرات در مدت مسئولیت خود امتحان خود را پس  داده اند و اقتصاد جنگ و شرایط اداره کشور در زمان جنگ هم حکایت خاص خود را دارد . و به قول آقای خمینی اقتصاد مال خــــــر است .

کاری هم نداریم که گشت های زمان میر حسین با مردم چه ها کردند ، بر دستان مردان آستین کوتاه پوش و بر لباهها و دستهای رنگ شده بانوان تیغ تحجر کشیدند .

 

این روزها هم میر حسین و ستادش دختران خوش پوش و به قول آنها بد حجاب را از همین الان تکذیب کرده اند تا تکلیف خود را مشخص کنند . در حرکتی دیگر آقای نبوی زیرکانه گوشزد می کند که قرار نیست اتفاق خاصی بیافتد و فقط باید احمدی نژاد برود باز هم همان قضیه  نخ نمای بد و بدتر  .

ایشان با گفتن اینکه وزرای احتمالی میر حسین از  این مجلس رای اعتماد نمی گیرند بازهم بر این نکته تاکید دارند که اتفاق خاصی قرار نیست بیافتد و در نهایت با رهنمودهای معظم له همه چیز ختم به خیر می شود .

وقتی صحبت از تضمین همان وعده های حداقلی  هم می شود با زیرکی تمام توپ را به میدان مردم

می اندازند . تازه به کروبی هم گیر می دهند که چرا گفتمان حکم حکومتی را باب کرد .

به هر روی قبل از کروبی هم حکم حکومتی بود  و اساسا با ظهور ولی فقیه در قانون همواره حکم حکومتی هم وجود دارد . همانگونه که حکم حکومتی آقای خمینی برای اعدام ها می آمد و هیات سه نفره اعدام که بعد هیات متشکلتر را تشکیل دادند یکی از ارکانش از دولت میر حسین بود ..... قصه سر دراز دارد تنها باید  به حضرات بگوییم شما تضمین بدهید .

مسلما کسی که از ابتدا رای نداده است باز هم  به این نمایش انتصابات رای نخواهد داد و هر کس هم که بخواهد رای دهد امیدوارم با مراجعه به عقل خود رای دهد نه اسیر احساسات شود .

خانواده هایی که فرزندانشان در بیدادگهای جمهوری اسلامی به جوخه های اعدام سپرده شدند هنوز حافظه شان به فراموشی دائم دچار نشده است .

راستی نکته ای هم در خصوص درب دانشگاه ، این درب دانشگاهها اگر به صدا درآیند چه ها که نمی گویند

از کشتار و سرکوب تا تعطیلی و پاکسازی 

از انقلاب فرهنگی تا ورود پر افتخار و با هو شدن در جمع دانشجویان .... .

احمدی نژاد اگر با شعار معرفی مافیا آمد و امروز خود از مافیا شده چه تضمینی است که مافیا ها بیایند و دیگر هیچ گاه نروند .

حداقل احمدی نژاد چهره بدون گریم این نظام است و از طیف سنتی ، مذهبی و معتقد

(معتقد به آنچه می گوید و می اندیشد ) می آید اما شارلاتانها و آفتاب پرستهای  رنگارنگ از کجا می آیند و به کجا می روند .

زمانی  سنگین ترین مرد جهان ، رضازاده وزنه بردار را همین برادر نبوی به باد انتقاد گرفتند با شعارمعروف یا ابوالفضل اش اما امروز همه برای خوش آمد او و دوستانش باید بگوییم بک

 یا حسین تا میر حسین !

از نبوی چهل ستون تا نبوی امروز فاصله ایست از زمین تا ماهواره امید .... .

شاید هم نقششان را خوب بازی کرده اند والا ما همیشه خواستارآزادی زندانیان سیاسی بوده ایم  اما از نظر ایشان زندانی سیاسی هم خودی و غیر خودی دارد . ما نه توبه شکنیم و نه به غلط کردن افتاده ایم ما فقط ایستاده ایم ..... .

 

علی وبلاگ یار دبستانی  13 . 3 . 88

 http://yardabestani.blogfa.com

http://yaredabestani1.blogspot.com

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت   توسط ali  | 

 

 

شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات

 

روز شمار انتخابات  ، شمارش معکوس خود را آغاز کرده است و این قطار انتخابات با حرکتی  آهسته و کند

مشغول حرکت است ، تا این لحظه و این روز هنوز آماری حتی بصورت تقریبی از میزان مسافران این قطار و مشارکتشان در انتخابات در دست نیست .

آمارها حکایت از آن دارد که در حدود 46 میلیون نفر واجد شرایط شرکت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد .

تجربه تاریخی در سالهای اخیر نشان داده است که ما مردمانی هستیم که تنها در شب امتحان به یاد خواندن درس می افتیم و مشخص است که نتیجه چه خواهد بود ؛ قبولی با نمره ای پایین و درصدی اندک و یا مردودی با درصدی بالا .... .

این مشکل تاریخی صد البته به نظام اجتماعی ، سیاسی و ساختارهای جامعه ما بستگی دارد و متاسفانه کمبود آگاهی و دانایی نیروهای گوناگون جامعه را نیز شامل می شود .

حال باید دید که در روز انتخابات سرنوشت  هدایت سکان این قطار به دست آقای احمدی نژاد می افتد که از ابتدا اعلام نموده است که قطار او نه ترمز می شناسد و نه دنده .... و یا سه رقیب تایید شده او از طرف شورای نگهبان سکاندار این قطار خواهند شد .

 

از میان 470 یا 476 کاندید ریاست جمهوری تنها چهار تن از این افراد توانستند تایید شورای نگهبان و صد البته رهبر مسلمانان جهان و حومه را بدست آورند و با نگاهی به اسامی این حضرات و سوابقشان مشخص می شود که دایره خودی ها روز به روز تنگ تر می شود ، اسامی هم با توجه به شرایط  نابسامان جامعه کمی وسوسه انگیز می نمایند .

چیزی که جالب است سیل وسیع رد صلاجیت ها می باشد که پیاده نظامی مضحک و توجیه کننده برای وجود نهادی به نام شورای نگهبان بودند . البته نباید چند کاندید نسبتا غیر خودی را فراموش کرد .

 

در دور قبلی انتحابات ریاست جمهوری تعداد 95 تن کاندید زن برای شرکت درانتخابات ثبت نام کرده بودند و در این دوره نیز تعداد 43 نفر کاندیدای زن که از این میان هیچ کدام از این اشخاص صلاحیتشان مورد تایید قرار نگرفت . این حکایت و آمارها برای ما جای بسی تاسف است که متاسفانه با وجود تجربه انقلاب مشروطه و نقشهای زنان در صد سال اخیر و حق رای زنان در رژیم گذشته که بنیان گذار چمهوری اسلامی در ان زمان با آن به شدت مخالفت کرد ، در سی سال اخیر زنان ما در بازیها و منازعات سیاسی و اجتماعی هیچگاه بعنوان اهرمی تاثیر گذار و یا مدیرانی در دولت ، مجلس و قدرت به بازی گرفته نشده اند .

و در همین روزها می شنویم که در کشوری در نزدیک ما با نام کویت چهار زن به عضویت پارلمان آن کشور در آمده اند . لازم به توضیح می باشد که از زمان برقرارى نظام پارلمانى در كويت در سال 1962 تا كنون، اين نخستين بار است كه زنى وارد مجلس قانونگذارى اين كشور مى شود. در طول نزديك به نيم قرن، پارلمان كويت، به طور عمده زير نفوذ اسلامگراها بوده .

ناگفته نماند كه تنها از سال 2005  به زنان كويت حق رأى دهى و نامزد شدن در انتخابات داده شده است.

 

حال با بازگشت به آمار ذکر شده در بالا یعنی 46 میلیون نفر اگر بصورت تقریبی هم حساب کنیم ، نیمی از افراد واجد شرایط شرکت در انتخابات را زنان تشکیل می دهند . که بخش وسیعی از این زنان چه بطور محسوس و یا غیر محسوس مطالباتی دارند .

گفتمان مطرح در جامعه بیانگر دو تفکر می باشد یکی شرکت در انتخابات و دیگری تحریم آن .

موافقان شرکت در انتخابات نیز خود به چند دسته نقسیم می شوند ، یکسری رای دهندگان سنتی ، دیگری بخشی که رای و انتخابات را با نگاهی دینی نگاه می کنند و آنرا فرضیه ای الهی و بخش وسیع تر افراد وابسته به جناحهای حاکمیت .... .

مخالفان نیز خود به چند دسته نقسیم می شوند ، عده ای هوشمندانه ، بخشی از روی مصلحت و بخش وسیع تر افراد سر خورده و در واقع همان اکثریت خاموش ... .

 

متاسفانه به دلیل نادیده گرفتن نیروهای مختلف جامعه و خواسته ها و مطالبات این نیروها  ، حذف

 دگر اندیشان  ، سرکوب ، زندان و اعدام مخالفین ، تبعیض های جنسیتی و دینی ، آزار و بازداشت دانشجویان ، زنان ، کارگران ، معلمان و .... در سالهای گذشته هیچگاه امکان اپوزیسیونی قدرتمند و یا دولتی در سایه فراهم نشده است و این خود یکی از دلایل عقب افتادن در مسیر نغییر و حرکت بسوی دموکراسی و بهبود

می باشد .

تجربه 8سال دولت اصلاحات نیز هنوز از حافظه ها محو نگشته است .

به راستی باید چکار کنیم ، انتخابات را تحریم کنیم با در آن شرکت کنیم ؟

متاسفانه با توجه به دلایلی که ذکر شد و همچنین نبود نهاد های مدنی مستقل و استبداد و خفقان حاکم بر جامعه بسیاری از ما از میزان ارزش رای خود آگاه نیستیم . درست است که در نهایت انتصابات است اما .... .

اما کاندیدها خصوصا در این دوره شعار تغییر را بیان کرده اند و همگی با شعارهایی زیبا و تاثیر گذار پا به عرصه رقابت گذاشته اند ، همگی در خصوص اقتصاد و روابط خارجی انتقادهای بسیاری بر دولت وارد آورده اند درست بر خلاف گفته های رهبر در کردستان .

رهبر در کردستان اعلام کرد که شرایط را از همه بهتر می داند و گفت رییس جمهور باید ساده زیست ، با خدا ( منظور هاله نور است ) ، قد کوتاه  و احمدی نژاد باشد .

این بار هم حادثه 12 سال قبل می خواهد تکرار شود ، نظر رهبر ناطق بود و مردم با زدن تو دهنی به رهبر خاتمی را با سلام و صلوات آوردند . وزارت اطلاعات هم بر موج سوار شد و تمامی حرکتها را با تز اصلاح طلبی سرکوب کردند . سوپاپ اطمینانی که نظام را در خارج چهره ای مردمی نشان داد با آرای بالای خاتمی و در داخل هر آنچه خواستند کردند . در انتها هم به جای توضیح یا عذر خواهی مشخص شد که رییس جمهور در ایران تدارکات چی است .

حالا اما با این سطح مطالبات و تزهای داده شده از سوی کاندیدها و پذیرش حکم حکومتی و تدارکات چی بودن رییس جمهور و در نهایت تنفیذ او توسط رهبر یا همگی به پای صندوق های رای برویم و با آرایی بالا ضمن انتخاب رئیس جمهور ، چاره و ضمانت اجرایی برای مطالبات و تزهای انها بیابیم و یــــــــــــــــا

همگی در خانه ها بمانیم و با تحریمی همه جانبه انتخابات را به شکستی اساسی برای رژیم تبدیل نماییم .

بیاید این بار با خودمان رو راست باشیم

مانند دور های قبل از لج ناطق به خاتمی و از لج رفسنجانی به احمدی نزاد دیگر رای ندهیم این بار کمی با تامل بیشتر ارزش رای خود را بدانیم .

نه اینکه  هدف  اصلی را شکست احمدی نزاد بدانیم . بگوییم تنها او نشود تا بعد ببینیم چه می شود .

 

علی وبلاگ یار دبستانی  4 . 3 . 88

 

http://yardabestani.blogfa.com

http://yaredabestani1.blogspot.com

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت   توسط ali  | 

 

  

دلسوزی نکنید ! کارگران معدن هم اراذل و اوباشند .

 

باز هم آقای دکتر احمدی نژاد ، به کنفرانس بین المللی دیگری رفتند ، اثرات این حضور هنوز آنچنان بازار رسانه ای را گرم نگاه داشته است که مجالی به خبرهای دیگر و حتی حضور یا ظهور دوباره هاله نور بر ایشان در این کنفرانس هنوز مشخص نیست .

با گذشت سه دهه تقریبا بسیاری از ما ایرانیان با ادبیات دولتمردان جمهوری اسلامی کم و بیش آشنا شده ایم .

اما باز هم متاسفانه موج رسانه ای و متعجبانه مردمان دنیا ما را نیز با  آنها  در این عصر جهانی شدن به یک سو می برد .

آقای احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس مبارزه با نژاد پرستی رهسپار ژنو شدند و اتفاقات و قضایایی که همگی از آنها با خبریم . در دنیای غرب تصوری متفاوت و صد البته با خصلت های غربی از آزادی بیان وجود دارد که بسیاری از مردمان دنیا بر این اصول و قوانین حقوق بشری اعتقاد و ایمان دارند و نهایتا بسیاری از دولتمردان کشورهای گوناگون هم چه بخواهند و چه نخواهند خیلی از این اصول را حداقل در ژست ها و گفتمان های سیاسی رعایت می کنند .

                               کارگران در ایران

اما همانگونه که اشاره شد در ادبیات دولتمردان ما آزادی بیان یعنی هر آنچه که ما می گوییم و به قول معروف هرچه می خواهد دل تنگت بگو .... .

تازه حقیقت هر ماجرا و صحت تمامی گفتارها را باید در کلام رجال سیاسی ما جستجو کرد .

به گزافه گفته اند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد .

اما به راستی اگر هر یک از شما نماینده جمهوری اسلامی در این اجلاس بودید چه می کردید ؟

باز هم حرفهایی مشابه آقای احمدی نژاد می زدید یا خیر ؟

من به آقای احمدی نژاد حق می دهم و کاملا حرفهای ایشان را بعنوان نماینده جمهوری اسلامی صحیح

 می دانم .

اگر شما هم به اجلاسی می رفتید که در آن گروههای حقوق بشری ، فعالین جامعه مدنی و به طور مشخص تر بسیاری  از کشورهای  دنیا حضور دارند و بحث بر سر مسئله تبعیض نژادی و کلا تبعیض یا آپارتاید است آیا می توانستید از دیده منطق به قضایا بنگرید ؟ می توانستید کشتار مردم فلسطین را محکوم کنید ؟

فرض می کنیم که شما بطور کاملا منطقی و به دور از جنجال موفق شدید از مردم مظلوم فلسطین دفاع کنید .

حال اشخاص دیگری به پشت تریبون می روند و شما را به عنوان نماینده جمهوری اسلامی خطاب قرار

می دهند :

آقای رئیس جمهور مهرورز چرا در کشور شما بیشترین آمار اعدام، زیر سن قانونی صورت می گیرد .

چرا در کشور شما بعد از کشور چین با یک ششم جمعیت دنیا بالاترین آمار اعدام وجود دارد .

چرا در کشور شما نیمی از جامعه ( زنان ) از بسیاری از حقوق اولیه خود محروم هستند .

چرا در کشور شما زندانیان سیاسی حتی مطابق قانون اساسی در دادگاههای عمومی و با حضور هیئت منصفه محاکمه نمی شوند .

چرا در کشور شما پیروان ادیان دیگر تحت آزار، پیگرد، شکنجه و منع از بسیاری  از حقوق شهروندی هستند

چرا در کشور شما برخورد های بسیار متفاوت و سختگیرانه تری نسبت به بعضی از اقوام ایرانی صورت

می گیرد .

و هزاران چرای دیگر .... .

خالی از لطف نیست یاد آوری مقاله چند وقت پیش دکتر خزعلی در خصوص تبار پرزیدنت !

به هر صورت با نگاهی به اتفاقاتی که افتاد شما هم به احمدی نژاد حق می دهید حتی مردم اسرائیل اگر چه بسیاریشان  از احمدی نژاد دل خوشی ندارند اما دولت های اسرائیل مطمئنا مدیون و ممنون آقای احمدی نژاد هستند که بیشترین خدمت را با سخنان خود به منافع ملی اسرائیل می کند و در این میان معلوم نیست چه چیزی گیر مردم ما و منافع ملی ما می آید .

اما  با نگاهی دیگر از دید مردم ایران ما هم به رسانه های غربی می گوییم که هولکاست را محکوم می کنیم

با کشتار بر علیه بشریت مخالفیم ، همانگونه که از مردم فلسطین حمایت می کنیم از مردم اسرائیل هم  که مورد حمله موشکهای حزب الله قرار می گیرند حمایت می کنیم و حزب الله را محکوم ... .

جنایتهای یوگسلاوی ، دارفور ، چچن و ... همگی محکوم هستند .

ما مردم ایران خطاب به مردم آمریکا می گوییم که یازده سپتامبر واقعه و فاجعه ای دردناک بود و می خواهیم به خاطر داشته باشند که در تهران جوانان ما اولین کسانی بودند که با آنها ابراز همدردی کردند .

اما همه این فجایع محکوم هستند همانگونه که کشتار زندانیان سال 67 ، شلاق زدن ها ، اعدامها در کشور ما محکوم هستند .

قتل زندانیان سیاسی و دگر اندیشان ، فعالین اجتماعی ؛ وبلاگ نویسها و روزنامه نگارها و .... .

کاش مردم جهان هم با ما همدردی می کردند .

ما به آنها ثابت کرده ایم اگر به بسیاری از پتی شنهای اعتراضی در دنیا نگاه کنید رد پای فعالین ایرانی هم دیده می شود . اما چرا آنها ما را تنها گذاشته اند .

در خبری جالب در خبرگزاری فارس قبل از بازگشت رئیس جمهور  از ژنو خبر از استقبال خود جوش مردم از آقای احمدی نژاد در فرودگاه را داده بود .

اما خبری که باعث تاسف است درگذشت 12 تن از کارگران زحمت کش  کشورمان  است .

کارگران معدن که سختترین شغل را در تمامی دنیا دارند . 12 تن از کارگران معدن زرند کرمان متاسفانه بر اثر انفجار  که در تمامی معادن برای استخراج صورت میگیرد با کمبود هوا و نهایتا در اثر خفگی در کام مرگ کشیده  شدند . بسیاری از این کارگران بعلت شرایط بد کاری و نبود شغل مجبورند تن به  کارهای بسیار سخت و طاقت فرسا بدهند .

اگر تاریخ آمریکای دهه 20 یا 30 را مطالعه کرده باشید یا فیلم های آن دوره را دیده باشید ، می توانید برداشتی کلی و اما محدود از شرایط بد کار در ایران بدست آورید .

متاسفانه بعلت سیاست های نادرست و نبود مدیریتهای اصولی بسیاری از صنایع ما ورشکسته شده و یا در آستانه ورشکستگی هستند ، قانون کار هم اکثرا به نفع کارفرمایان است که تازه خود کارفرمایان و پیمانکاران هم کارها را  از مافیا دولتی گرفته اند و با دادن حق حسابهای معمول دیگر چیزی هم برای آنها نمی ماند .

قرارداد های کار در بسیاری از شرکتها بصورت ماهیانه است و طبق آمار اگر جمعیت جوان را بالغ بر 25 میلیون فرض نماییم ، محصلین ، دانشجویان و ... و حتی مشاغل کاذب را هم از آمار کسر نماییم باز هم رقمی در حدود 5 تا 6 میلیون و یا بیشتر با مشکل کار مواجه اند و یا با کارهای موقت دست و پنجه نرم می کنند .

تازه اگر همین کارگران در اقدامی خودجوش دست به اعتراض و اعتصاب بزنند و خواهان حقوق خودباشند البته نه از نوع خبرگزاری فارس سریعا مورد مهروزی قرار می گیرند .

فعالیشان به زندان می افتند ، خانواده هایشان مورد آزار ، از کار سریعا اخراج شده و بعد هم مشخص

 می شود که عامل استکبار جهانی و ضد انقلاب بوده اند .

درگذشت کارگران معدن ما را به یاد سخنان چند روز قبل آقای احمدی نژاد می اندازد ، ایشان که خواستار برخورد شدیدتر و موثر تر با  اراذل اوباش بودند در نطقی جالب بیان کردند که این اراذل را به کویر ایران ببریم تا در انجا به کار و آبادانی مشغول شوند البته انتقال افراد به کویر گاهی بصورت طنز در بین اپوزیسون

خارج از ایران هم شنیده می شود که خواستار انتقال حضرات معممین و دستهای لطیفشان به کویر می باشند .

به هر روی اگر این سخنان آقای احمدی نژاد را توهین به مردم نیمه شرقی و کویری کشورمان ندانیم ، ایشان در قسمت دیگری از سخنان خود حتی گفتند چه خوب است این افراد شرور برای کار به معادن فرستاده شوند

غافل از اینکه آنکه درد نان دارد تن به هر کاری می دهد حتی در معدنهای جمهوری اسلامی که فاقد امکانات و ایمنی های حداقل است .

پس اگر چند روز دیگر گفته شد این کارگران همان اراذل اوباش بوده اند زیاد  تعجب نکنید

در هر جای دنیا با وقوع چنین حوادثی بسیاری از مسئولین باید جوابگو باشند و حتی تا استفای وزیر یا معاونین پیش میروند اما با توجه به اینکه سال گذشته نیز در همین معدن 7 نفر جان باختند وزیر کارگران را متهم به رعایت نکردن اصول ایمنی می نماید .

شما هم دلسوزی نکنید ! چون حتما این کارگران هم از اراذل اوباش بوده اند .

 

 

علی یار دبستانی

 

 http://yaredabestani1.blogspot.com

  http://yardabestani.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ali  | 

 
Google PR™ - Post your Page Rank with MyGooglePageRank.com Free Hit Counter
Web Hosting AddThis Feed Button